کوه جادو [Der Zauberberg] رمانی از توماس مان (1875-1955)، نویسنده آلمانی، که در 1924 انتشار یافت. و در سال 1929 یعنى پنج سال پس از انتشار، جایزه ادبى نوبل را براى نویسنده خود به ارمغان آورد. هانس کاستروپ جوان بورژوازادهای است (مان در اینجا نیز، چنان که در بودنبروکها میبینیم، اگر نه به یک مکان هانسایی، دست کم به یک قهرمان ایالت هانسایی بازمی گردد) که برای اقامت چند روزه نزد پسرخاله خود یواخیم میرود که در آسایشگاه اووس تحت درمان است. ولی کاستروپ، همین که در معرض فضای مرگآلود آسایشگاه قرار میگیرد، احساس میکند یا میپندارد که خود نیز بیمار است، و هفت سال در آنجا میماند تا زمانی که جنگ جهانی 1914 او را از رؤیا بیرون میکشد و با خشونت به میدانهای نبرد میبرد...
خرید کتاب کوه جادو
جستجوی کتاب کوه جادو در گودریدز
معرفی کتاب کوه جادو از نگاه کاربران
** هشدار اسپویلر ** من بیش از ده سال طول کشید تا این کتاب را نهایتا به پایان برسانم و تکمیل آن توسط این دومین ترجمه انگلیسی توسط جان ووودز کمک شد. قبلا این کتاب تنها در یک ترجمه انگلیسی توسط H.T. لویی پورتر، که توماس منس @ @ @ official translator بود. Hers نسخه ای است که من در دهه 80 میلادی شروع به خواندن کردم، شاید 1985. اما بزرگترین مساله این است که زمانی که یک فصل کوهنوردی در مرکز کتاب، @ Walpurgis-Night، @ مکالمه بین انرژی هانس Castorp و یک کاراکتر مهم کتاب نیمه اول، در این ترجمه، به طور کامل در فرانسه است. ده صفحه مکالمه به زبان فرانسه برای یک سخنران غیر فرانسوی، این بسیار ناامید کننده بود. برای ترجمه انگلیسی به این بخش به طور ناگهانی جستجو کردم. در نهایت من یکی از دوستداران فرانسویم را برای مقابله با ترجمه پرسیدم. او انجام داد، و غوطه ور شدن در کتاب او را به خواندن آن خود. من برای چندین سال دوباره کتاب را ندیدم، اما زمانی که انجام دادم. . من نمی توانم ترجمه دوستانم را پیدا کنم مهم نیست، او گفت، فرانسوی ها خیلی بهتر از آن بود، و به همین ترتیب او دوباره کار را انجام داد. در نهایت من این کتاب را برای سومین بار با شروع دوباره از ابتدای شروع کردم. زمانی که من فصل اصلی را در مورد سوال من از ترجمه دوستانم استفاده کردم. جایی در آنجا وجود دارد، و آن باید سال 1996 بود، من این ترجمه جدید انگلیسی را توسط جان وودز کشف کردم، بنابراین من آن را در خواندن کتابم قرار دادم. در حالی که H.T. ترجمه Lowe-Porter از کتاب ها مقدار زیادی از زبان عامیانه و سخنرانی محلی به خواننده مدرن آمریکایی به عنوان خاموش کردن و گاهی گیج کننده است، وودز این گفتگو واقعا خوب برای این روز و سال است. . . و او آن گفتگو انتقادی بحرانی را در انگلیسی ارائه می دهد !! اما Lowe-Porter ظرافتهای این کتاب را بلند می کند، اغلب جمله های فلسفی بسیار بهتر است. ایده آل می تواند ترکیبی از دو مترجم باشد، و اساسا این است که چگونه من کوه سحر و جادو را بیش از ده سال پس از شروع آن را به پایان رسید!
مشاهده لینک اصلی
ستاره های دو و نیم (و بعد از رأی گیری ریاضی، 2.5 دور تا 3): کمی بیشتر از \"خوب\"، اما کاملا درست است، من هم واقعا نمی توانم بگویم من آن را دوست داشتم. حداقل کل کتاب، از £ certamente.Do دوست من هم دوست داشتم: - شرح از مناظر و سفرهای، تناوب ¢ نقش meteorológicas شرایط و فصل به فصل خاص؛ - راه به عنوان یک © منتقل ظریف و آهسته به تغییر شیوه تفکر و بودن از مردم از ورود به sanatório، با گذشت زمان، - (! -Only برخی از - پایین را ببینید) از Settembrini و برخی از بحث filosóficas که provocava.Do که من دوست نداشتم: - بیشتر بحث های فلسفی بی پایان که بعضی از آنها پراکنده و طولانی بودند و من مجبور شدم همان پاراگراف ها را دو بار (گاهی سه بار) بخوانم تا دستگیر شوند محتویات خود، و یا £ انت من خواب رفتن، - برخی از episódios که بی جا به نظر می رسید و که funçà £ £ نمونه من را درک، مانند sessÃμes espÃritas یا دوئل و نتیجه مناسب، - اندازه کتاب: داشتن چیزی در برابر لی آنهایی که بزرگ هستند، من را تحریک می کنند زمانی که احساس می کنم محتوا تعداد صفحات را توجیه نمی کند و این دقیقا همان چیزی است که من با این کتاب اتفاق افتاد. به نظر می رسید به هر دلیلی، از £ بود، خواندن یک متن نوشته شده به عطر و طعم از افکار نویسنده و introspeçÃμes próprio که در پایان باید بررسی شده است و ویرایش، اما، - پایان: کنترا رودخانه ¡از بقیه کتاب، آن عجله به نظر می رسید و abrupto.Enfim será نقص قطعا معدن، اما این واقعیت است که à © پایان کمی نا امید چرا که در مورد یک £ درجه TA کلاسیک رسیده ستایش، من امیدوار بودم از آن لذت ببرم خیلی بیشتر ...
مشاهده لینک اصلی
یک کتاب زمستانی - یکی از عجیب ترین تجربیات من خواندن بود. این یک حرکت آهسته است بدون اینکه قابل ملاحظه دشوار باشد. من هرگز نمی توانم (به استثنای پایان، که صعود می کند) بیش از 50 صفحه در یک روز مدیریت کنم. و با این حال، همانطور که با کانال و اهداف مانس آشنا شدم، لذت سرگیجه وجود دارد. این دومین قطعه نوشتاری است که من را به یک مترو متصل کرده است - اولین بار آن چیزی بود که به نظر من \"سرگرم کننده\" بود - و به اندازه شگفت انگیز، لحظه ای پرشور، هانس کاستورپ از کلودیا پرسید که آیا می تواند مدادش را قرض دهد؟ این کل صحنه هیجان انگیز بود که با توجه به شخصیت ها (با توجه به شخصیت ها) (در این مثال، بازی کردن از شخصیت)، به طریقی که همه چیز در این کتاب فوق العاده است، ساخته شده است. درس این است که یکی از نسبیت گرایی است که به یاد می آورد من خیلی از سخنان جذاب Pnins در مورد آنا Karenina. ادبیات همواره بر روی نوعی انحراف معکوس عجیب و غریب کار می کند، اما هرگز چیزی را که در مورد آن آگاه بود خواند. تقریبا، اولین هفته طول می کشد تا زمانی که اولین ماه طول می کشد تا زمانی که سال اول طول می کشد تا زمانی که پنج سال، و روایت giddily آن را در همه زمان ها اشاره می کند. ما همه این گذرگاه را احساس می کنیم (آن تا حدودی مربوط به تجربه زمان است که به نظر می رسد سریع تر به عنوان ما سن)، و بنابراین ساده ترین اعمال، مانند مداد مداد و یا تعویض جداول در صبحانه، بزرگ شده است. فریم زمان به Mann اجازه می دهد تا تنظیمات را تنظیم و بازی کند - به نظر می رسد چیزی که می تواند برای همیشه برود. پایان دادن به درخشان است، با وجود اینکه آسان است. این نسبیت گرایی به شخصیت ها نیز اعمال می شود، بیشتر به طور قابل توجهی به Settembrini، شخصیت خوب مزاحم Ive تا کنون مواجه شده است، یک متفکر شادی، یک انسانگرای سکولار ایتالیایی. منن در نهایت به نوعی مخالف وحشیانه تر، یک هزاره یگانه هجایی (من فکر می کنم) و بحث می کند. آه آنها بحث می کنند 15 صفحه در یک نقطه در یک نقطه، با دو طرف شدید از یک بحث، و در حالی که قبل از Settembrini به نظر می رسید مانند یک ضربه، او لذت می برد و مضر صرفا توسط کنتراست. در حال حاضر، این صحنه ها، گاهی اوقات می خواستم به نفرت، برای جست و خیز، اما من همه آنها را تحت طلسم کتاب خواندن. لذت بخش تر از آن است که هانس خود را، که تسلط بر سخنرانی، خود، از دیدگاه در طول روایت است. ایده کلاسیک bildungsroman به شدت - ما با او رشد می کنند، و ما اعتماد به نفس @ خود را، @ آن را دوست دارم حتی، و لذت بردن از نقص خود را. اوه، واقعا عاشقانه. مانند، درد خفیف. دو نقطه 1: ممکن است آن را شبیه نیست، اما کتاب خنده دار است، هر دو برای شخصیت ضربان و برای متا طنز. 2: من فکر می کنم شما می توانید استدلال کنید که علیرغم تاریخ انتشار اولیه این یکی از آن ارتباطات گمشده بین مدرنیست ها و پست مدرنیست ها است. این در مدرسه سابق بود، اما خستگی عمدی و راوی واقعا فراتر از زمان برای من احساس شد. برای همه این صحبت ها، یک کتاب از لحظات: هانس بزرگ سواری اسکی، فریبنده خود را به خش خش خش وحشی او، کلودیا با افتادن درب باز یوآخیم (تایمر یک شخصیت) گفت: @ Hans @ فقط یک بار، اسم Settembrines، نقاشی مدیران کلودیا، شب کارناوال، آبشار، برف، گل، رقص. نحوه کارکرد کتاب، زمانی که طول می کشد، این صحنه ها را با شادی سرمایه گذاری می کند. اشتباهات زیادی وجود دارد، آنهایی که بزرگ هستند (آه پسر من می توانستم بدون چیزهای ارواح انجام شود)، و چیزی به یک تن صبر و شکیبایی نیاز دارد، اما ارزشش را دارد.
مشاهده لینک اصلی
من نمی رویم دیوانه در مورد مرگ در ونیز یا تونیو کروگر، اما ... کوه جادو من مسحور کرده است. در تمام گلچین های ادبی شما blabbering dellattrazione مرگ و بیماری مان، با زیبایی گرایی خود، اما آن است که در اینجا از همه مهمتر که ما به طور کامل مشاهده کنید، به آرامی آشکار ضعف، بیماری، lautoannullamento جاذبه فردی وابسته به عشق شهوانی و ما جذابیت کشنده را تشخیص دهد.
مشاهده لینک اصلی
این یک ادیسه خواندن بود که در روزهای گرم تابستان و در آگوست آغاز شد و در آخر هفته های اواسط ماه دسامبر به پایان رسید، به دلیل بارندگی زمستان در رودخانه ها در خیابان های شهر و سیل گشت و گذار در کشور. من بعد از گذراندن هفته ها و ماه ها در یک سانیتاریوم بالا در آلپ سوئیس با یک سیرک از اواخر قرن نوزدهم هیپوچوندریک ها به شدت خسته شده ام. کوه سحر و جادو در حقیقت در سال های پیش از جنگ جهانی اول قرار دارد، اما اشراف که خود را در پتو های خز و باریک روی تخت های چای نازک می کنند و روزانه 5 وعده غذای چند وعده را در لوکس ویکتوریا تثبیت می کنند. با توجه به این رمان هایی که شهرت دیرپایی را به عنوان یک هیولا از کلاسیک ادبی در نظر گرفتند، برای من انتقاد از آن بی اهمیت است. من نمی توانم توضیح می دهم که ویژگی های تمثیلی آن، نمادگرایی از محیط آن، یا چه جنبه هایی از شرایط انسانی که در زمان نوشتن شخصیت ها وجود دارد را نشان می دهد. چه چیزی یادداشت Cliff برای چیزی که می توانم بگویم این است که درون این فنجان پر از فونت کوچک قرار گرفته است و پاراگراف های تنفس برخی از زیباترین جمله هایی هستند که تا به حال دیده ام. مجموع قطعات به حواس پرتی خسته کننده بود. اما برخی از قطعات شگفت آور بود که فراتر از آن مقایسه می شود.
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب کوه جادو
خرید کتاب کوه جادو
جستجوی کتاب کوه جادو در گودریدز
مشاهده لینک اصلی
ستاره های دو و نیم (و بعد از رأی گیری ریاضی، 2.5 دور تا 3): کمی بیشتر از \"خوب\"، اما کاملا درست است، من هم واقعا نمی توانم بگویم من آن را دوست داشتم. حداقل کل کتاب، از £ certamente.Do دوست من هم دوست داشتم: - شرح از مناظر و سفرهای، تناوب ¢ نقش meteorológicas شرایط و فصل به فصل خاص؛ - راه به عنوان یک © منتقل ظریف و آهسته به تغییر شیوه تفکر و بودن از مردم از ورود به sanatório، با گذشت زمان، - (! -Only برخی از - پایین را ببینید) از Settembrini و برخی از بحث filosóficas که provocava.Do که من دوست نداشتم: - بیشتر بحث های فلسفی بی پایان که بعضی از آنها پراکنده و طولانی بودند و من مجبور شدم همان پاراگراف ها را دو بار (گاهی سه بار) بخوانم تا دستگیر شوند محتویات خود، و یا £ انت من خواب رفتن، - برخی از episódios که بی جا به نظر می رسید و که funçà £ £ نمونه من را درک، مانند sessÃμes espÃritas یا دوئل و نتیجه مناسب، - اندازه کتاب: داشتن چیزی در برابر لی آنهایی که بزرگ هستند، من را تحریک می کنند زمانی که احساس می کنم محتوا تعداد صفحات را توجیه نمی کند و این دقیقا همان چیزی است که من با این کتاب اتفاق افتاد. به نظر می رسید به هر دلیلی، از £ بود، خواندن یک متن نوشته شده به عطر و طعم از افکار نویسنده و introspeçÃμes próprio که در پایان باید بررسی شده است و ویرایش، اما، - پایان: کنترا رودخانه ¡از بقیه کتاب، آن عجله به نظر می رسید و abrupto.Enfim será نقص قطعا معدن، اما این واقعیت است که à © پایان کمی نا امید چرا که در مورد یک £ درجه TA کلاسیک رسیده ستایش، من امیدوار بودم از آن لذت ببرم خیلی بیشتر ...
مشاهده لینک اصلی
یک کتاب زمستانی - یکی از عجیب ترین تجربیات من خواندن بود. این یک حرکت آهسته است بدون اینکه قابل ملاحظه دشوار باشد. من هرگز نمی توانم (به استثنای پایان، که صعود می کند) بیش از 50 صفحه در یک روز مدیریت کنم. و با این حال، همانطور که با کانال و اهداف مانس آشنا شدم، لذت سرگیجه وجود دارد. این دومین قطعه نوشتاری است که من را به یک مترو متصل کرده است - اولین بار آن چیزی بود که به نظر من \"سرگرم کننده\" بود - و به اندازه شگفت انگیز، لحظه ای پرشور، هانس کاستورپ از کلودیا پرسید که آیا می تواند مدادش را قرض دهد؟ این کل صحنه هیجان انگیز بود که با توجه به شخصیت ها (با توجه به شخصیت ها) (در این مثال، بازی کردن از شخصیت)، به طریقی که همه چیز در این کتاب فوق العاده است، ساخته شده است. درس این است که یکی از نسبیت گرایی است که به یاد می آورد من خیلی از سخنان جذاب Pnins در مورد آنا Karenina. ادبیات همواره بر روی نوعی انحراف معکوس عجیب و غریب کار می کند، اما هرگز چیزی را که در مورد آن آگاه بود خواند. تقریبا، اولین هفته طول می کشد تا زمانی که اولین ماه طول می کشد تا زمانی که سال اول طول می کشد تا زمانی که پنج سال، و روایت giddily آن را در همه زمان ها اشاره می کند. ما همه این گذرگاه را احساس می کنیم (آن تا حدودی مربوط به تجربه زمان است که به نظر می رسد سریع تر به عنوان ما سن)، و بنابراین ساده ترین اعمال، مانند مداد مداد و یا تعویض جداول در صبحانه، بزرگ شده است. فریم زمان به Mann اجازه می دهد تا تنظیمات را تنظیم و بازی کند - به نظر می رسد چیزی که می تواند برای همیشه برود. پایان دادن به درخشان است، با وجود اینکه آسان است. این نسبیت گرایی به شخصیت ها نیز اعمال می شود، بیشتر به طور قابل توجهی به Settembrini، شخصیت خوب مزاحم Ive تا کنون مواجه شده است، یک متفکر شادی، یک انسانگرای سکولار ایتالیایی. منن در نهایت به نوعی مخالف وحشیانه تر، یک هزاره یگانه هجایی (من فکر می کنم) و بحث می کند. آه آنها بحث می کنند 15 صفحه در یک نقطه در یک نقطه، با دو طرف شدید از یک بحث، و در حالی که قبل از Settembrini به نظر می رسید مانند یک ضربه، او لذت می برد و مضر صرفا توسط کنتراست. در حال حاضر، این صحنه ها، گاهی اوقات می خواستم به نفرت، برای جست و خیز، اما من همه آنها را تحت طلسم کتاب خواندن. لذت بخش تر از آن است که هانس خود را، که تسلط بر سخنرانی، خود، از دیدگاه در طول روایت است. ایده کلاسیک bildungsroman به شدت - ما با او رشد می کنند، و ما اعتماد به نفس @ خود را، @ آن را دوست دارم حتی، و لذت بردن از نقص خود را. اوه، واقعا عاشقانه. مانند، درد خفیف. دو نقطه 1: ممکن است آن را شبیه نیست، اما کتاب خنده دار است، هر دو برای شخصیت ضربان و برای متا طنز. 2: من فکر می کنم شما می توانید استدلال کنید که علیرغم تاریخ انتشار اولیه این یکی از آن ارتباطات گمشده بین مدرنیست ها و پست مدرنیست ها است. این در مدرسه سابق بود، اما خستگی عمدی و راوی واقعا فراتر از زمان برای من احساس شد. برای همه این صحبت ها، یک کتاب از لحظات: هانس بزرگ سواری اسکی، فریبنده خود را به خش خش خش وحشی او، کلودیا با افتادن درب باز یوآخیم (تایمر یک شخصیت) گفت: @ Hans @ فقط یک بار، اسم Settembrines، نقاشی مدیران کلودیا، شب کارناوال، آبشار، برف، گل، رقص. نحوه کارکرد کتاب، زمانی که طول می کشد، این صحنه ها را با شادی سرمایه گذاری می کند. اشتباهات زیادی وجود دارد، آنهایی که بزرگ هستند (آه پسر من می توانستم بدون چیزهای ارواح انجام شود)، و چیزی به یک تن صبر و شکیبایی نیاز دارد، اما ارزشش را دارد.
مشاهده لینک اصلی
من نمی رویم دیوانه در مورد مرگ در ونیز یا تونیو کروگر، اما ... کوه جادو من مسحور کرده است. در تمام گلچین های ادبی شما blabbering dellattrazione مرگ و بیماری مان، با زیبایی گرایی خود، اما آن است که در اینجا از همه مهمتر که ما به طور کامل مشاهده کنید، به آرامی آشکار ضعف، بیماری، lautoannullamento جاذبه فردی وابسته به عشق شهوانی و ما جذابیت کشنده را تشخیص دهد.
مشاهده لینک اصلی
این یک ادیسه خواندن بود که در روزهای گرم تابستان و در آگوست آغاز شد و در آخر هفته های اواسط ماه دسامبر به پایان رسید، به دلیل بارندگی زمستان در رودخانه ها در خیابان های شهر و سیل گشت و گذار در کشور. من بعد از گذراندن هفته ها و ماه ها در یک سانیتاریوم بالا در آلپ سوئیس با یک سیرک از اواخر قرن نوزدهم هیپوچوندریک ها به شدت خسته شده ام. کوه سحر و جادو در حقیقت در سال های پیش از جنگ جهانی اول قرار دارد، اما اشراف که خود را در پتو های خز و باریک روی تخت های چای نازک می کنند و روزانه 5 وعده غذای چند وعده را در لوکس ویکتوریا تثبیت می کنند. با توجه به این رمان هایی که شهرت دیرپایی را به عنوان یک هیولا از کلاسیک ادبی در نظر گرفتند، برای من انتقاد از آن بی اهمیت است. من نمی توانم توضیح می دهم که ویژگی های تمثیلی آن، نمادگرایی از محیط آن، یا چه جنبه هایی از شرایط انسانی که در زمان نوشتن شخصیت ها وجود دارد را نشان می دهد. چه چیزی یادداشت Cliff برای چیزی که می توانم بگویم این است که درون این فنجان پر از فونت کوچک قرار گرفته است و پاراگراف های تنفس برخی از زیباترین جمله هایی هستند که تا به حال دیده ام. مجموع قطعات به حواس پرتی خسته کننده بود. اما برخی از قطعات شگفت آور بود که فراتر از آن مقایسه می شود.
مشاهده لینک اصلی