پاتریک مککیب متولد سال ۱۹۵۵ کلونز ایرلند است، در نزدیکی مرز ایرلند شمالی. درست مثل فرنسی برادی، قهرمان شاگردقصاب، رژیم فرهنگی کودکیاش فیلمهای هالیوودی بودند و کامیکبوکها. سال 1985 به لندن رفت و تا سال ۱۹۹۳ صبحها در مدرسه تدریس میکرد و شبها رمان مینوشت. قبل از شاگردقصاب دو رمان نوشت به نامهای کارن و موسیقی خیابان کلینتون و همینطور یک کتاب کودک به اسم ماجراهای شی موشه. بعد از انتشار شاگردقصاب و کاندید شدنش برای جایزهی بوکر و متعاقبش فروش بالای کتاب، مککیب به ایرلند برگشت و نویسندهی تماموقت شد. رمانهای مشهور دیگرش مدرسهی مُرده است و صبحانه در پلوتون، که برای این رمان هم کاندید جایزهی بوکر شده. مککیب بابت طنز سیاه رمانهایش، که اغلب در شهرهای کوچک ایرلند میگذرند، مشهور است. رمان شاگردقصاب بسیار تحسین شده، علاوهبر نامزدی بوکر و برنده شدن جایزهی ادبی آیریش تایمز، در فهرست ۱۰۰۱ کتابی که پیش از مرگ باید خواندِ گاردین هم آمده. آیریش سنترال هم شاگردقصاب را در لیستِ بیستتایی برترینهای تاریخ ادبیات ایرلند آورده، در کنار اولیس جویس و تصویر دورین گری اسکار وایلد و سفرهای گالیور جانتن سویفت و سومین پلیس فلن اوبراین. راوی کتاب و شکل روایت اوست که شاگردقصاب را به اثری منحصربهفرد تبدیل کرده است. ترکیبی از اولشخص و جریان سیال ذهن.
خرید کتاب شاگرد قصاب
جستجوی کتاب شاگرد قصاب در گودریدز
معرفی کتاب شاگرد قصاب از نگاه کاربران
خعلی خوب بود. چند هفته پیش خشم و هیاهو و گور به گور فاکنر رو خونده بودم! بنجی، وردمن و حالا فرنسی...
نمونه ای دردناک از انزوای اجتماعی و روانی. تخیلی خنده دار و بی رحمانه
مشاهده لینک اصلی
کتاب خاصی بود.هم از این نظر که خوب...زیاد حال فرنسی خوب نیست و همینم از این نظر که فضای کتاب معلوم نیست تاریکه یا نه.منظورم اینه که تاریک هست اما فقط وقتی خودت میفهمی.تقریبا هیچ چیزی رو توی این کتاب مستقیما بیان نکردن.یهو که یه خط رو میخونی میفهمی حدست درست بوده
هفتاد هشتاد درصد کتاب نویسنده داره فورتشو سرهم میکنه که چند صفحه اخر شلیک کنه.با این که مطمئنا همه
چیز از همون اول قابل پیش بینیه اما این جلوی سوپرایز شدنو نمیگیره
در آخر اینکه پاتریک جان خوشمان امد.خوب کتابی نوشتیییی:))))
مشاهده لینک اصلی
(چیزهای بی اهمیت: من شروع به خواندن این مطلب در عید قربان، زیرا فکر کردم که خنده دار خواهد بود. هاها، شوخی می کنید؟ خواندن یک پسر بچگانه در روز قورباغه مذهبی؟ خنده دار است) به هر حال. برای خط مقدم قدرتمند آن است که: هنگامی که من یک بیست ساله یا بیست یا سی یا چهل سال پیش بودم، در یک شهر کوچکی زندگی میکردم که همه آنها پس از من به خاطر آنچه که در خانم Nugent انجام دادند، در واقع، به طوری که قدرتمند است که در واقع آنچه که هر مقاله ای که این کتاب را تبلیغ می کند در مورد (و نه بیشتر از هر چیز دیگری) صحبت می کند. این خط مرا از طریق یکی از آن 50 کتاب که باید در لیست Twenties شما بخواند و من را به لیست علاقه مند به لیست اولویت هایم بسپارید. همانطور که معلوم است، این یکی از آن کتاب هایی است که روایت آن بر خلاف هیچ کتاب دیگر با استفاده از سبک جریان آگاهی از نقطه نظر یک راوی (بسیار) غیر قابل اعتماد، این کتاب خط بین تخیل و واقعیت را تضعیف می کند. ممکن است چند دقیقه طول بکشد تا قبل از استفاده از نشانه های نقطه گذاری استفاده شود، اما هنگامی که شما از آن استفاده می کنید، برای رسیدن به سواری می توانید آن را رها کنید. داستان، که به سه بخش تقسیم شده است، یک زندگی عاشقانه ی یک فرانسیس â € œFrancieâ € Brady به عنوان او به جنون فرود آمد. بخش اول در مورد دوران کودکی خود صحبت کرد، زمانی که بیماری روانی او به اندازه یک بیماری نبود، زیرا مکانیسم مقابله با کودک در برابر خانواده ناکارآمد او بود. من همه این احساسات را در مورد این فرانتیس کوچولوی کوچک احساس نکردم، اما در پایان بخش اول شروع به گریه کردم و دومین بخش را ویرانگرتر ساختم. آنچه که من با آن روبرو شدم این بود که فرانسیس در ناراحتی نامناسبی توضیح داد و گفت: \"مردم باید سیاه چاله ها را در معده خود داشته باشند تا بتوانند گریه کنند.\" این خجالتآمیز و تند و ترسناک بود تا ببیند چگونه او به شدت می خواست به جا بیافتد، به همان اندازه که همه چیز عادی باشد، بهترین دوستش را از دست ندهد؛ اما این همه به پایان رسیده بود بیهوده و او به جای داد و بیدمشک دیوانه. قسمت سوم سخت ترین خواندن بود چون روایت چنان رو به زوال رفته بود که فرانسیس غرق عمیق تر شد. \"آن چنان پیچید که وقتی Francie این کار را برای خانم Nugent انجام داد، من حتی نمی ترسیدم؛ من به او خیلی زود رفتم، در روایت بی پایانش نفوذ کردم، که به سختی این وحشت را به رسمیت شناختم. با این حال، هرچند ناسازگار و وحشتناک بود، نور، گاهی اوقات طنز فرانسیس، رنگ جدیدی برای داستان. به جای رمان روانپریشی معمولی، این کتاب بیشتر از یک داستان غم انگیز و تاریک طنز مردی است که می دانست که چیزی با او اشتباه است، اما پس از تمام تلاش های او به عقب برگشت، تصمیم گرفت آن را در گام بگذارد.
مشاهده لینک اصلی
همیشه این موضوع خطرناک است برای نوشتن یک داستان که در آن مرز بین تجربیات روانشناختی داخلی و رویدادهای واقعی تار شود. این به این معنا نیست که انجام این کار یک ایده بد یا به نحوی ناسازگار با داستان سرایی خوبی است؛ برعکس، بسیاری از آثار بزرگی از داستان بر پایه ناپایدار یک رابطه مبهم بین توهمات شخصی شخصیت و واقعیت او قرار دارد. ریسک می تواند این باشد که چگونه می توان یک روایت را با یک توازن نامناسب بین خلاقیت نوشتاری و وضوح روایی ایجاد کرد، که در آن پیشرفت ها در داستان برای همیشه ناخوشایند و ناخوشایند است. و در حالی که برخی خوانندگان ممکن است استدلال کنند که این دقیقا دستاورد بزرگی از برخی از آثار ادبی بزرگ تاریخ است، تجربه من به عنوان یک نسبتا هوشمند، اما به هیچ وجه خواننده درخشان من نشان داده است که قطعا محدودی برای صبر من با نویسنده ای که به طور فعال توانایی من برای کشف آنچه در حال وقوع است را مسخره می کند. تجربیات قابل توجه اخیر در این زمینه تلاش فاجعه آمیز (و در عین حال تحریک کننده) برای خواندن فاکنرز صدا و خشم بدون کمک منابع بیرونی بود. و در حالی که زبان در آن کتاب بی تردید منحصر به فرد و چشمگیر بود، من در نهایت منحرف شده بود که چقدر سخت بود برای من پیگیری حتی طرح اولیه طرح. دیوید فاستر والاسز بی نهایت جest ثابت شده بود به طرز وحشتناکی. این نه آن است که این کتاب های بزرگ را به درستی به دست آورده اند، فقط این که آنها به نوع خاصی از خواننده من رخ نمی دهد تجدید نظر شود. اگر من همیشه بی فایده به کشف کردن که در آن من در یک داستان، من شروع به عاطفی از آن برداشت؛ من تمایل دارم انرژی خود را سرمایه گذاری کنم زیرا من فهم مفاهیم فقرآمیز را دقیقا همان چیزی که سرمایه گذاری میکنم از دست می دهم. خوشبختانه پاتریک مک کیبز قورباغه به دسته های رمان هایی افتاد که به طور موثری با مرزهای واقعیت / فانتزی بدون بی احتیاطی به من نگاه می کردند. در حالی که من سهم عادلانه خود را از لحظات گیج کننده تجربه کردم و مجبور بودم در خلاصه ای از طرح بندی آنلاین در یک نقطه سر و صدا کنم، به طور کلی می توانستم داستان را پیگیری کنم، به این معنی که می توانم از سبک کلاسیک مککبس لذت ببرم بدون اینکه مایل به دفاع از کتاب خود باشم. Butcher Boy داستان غم انگیز فقر و خشونت های خشونت آمیز است که به آرامی به جهان قهرمانان حمله می کند. مک کیب ما را در ذهن پرطرفدار جوان Francie Brady قفل می کند و کلیدی را دور می اندازد و ما را مجبور می کند سرنوشت غم انگیز یک قاتل جوان را درک کند. رابطه جنسی فرانسیس با دوستان و خانواده اش سنگین است و به فاجعه کامل پایان می دهد. از طریق چشمان تبدیلی ما از شرایط داخلی و خارجی مورد نیاز برای توسعه یک نوجوان کاملا برهم زده و خشونت آمیز یاد می گیریم. ما تماشا می کنیم که گرایش های خشونت آمیز فرانسیس، که بدون تردید حداقل در ذات خود قانون اساسی است، به آرامی توسط کمبود روانی ناشی از والدین ناکارآمد و فقیرنشین و عدم توازن فرصت هایی که در خانواده های کوچک آنها در شهر ایرلند وجود دارد، تقویت می شود. مککایک پیام مهم را در اختیار دارد که قاتلان بی رحمانه و عاطفی، به ندرت محصول طبیعت هستند و یا به تنهایی پرورش می دهند، و معمولا نیاز به مخلوط پیچیده ای از انعطاف پذیری نامطلوب و شرایط سرکوبگر دارند. اگرچه او خود را یک موجود انحرافی ناخوشایند می داند، فرانسیس هم همدردی می کند، نه به این معنا که ما آرزو می کنیم که او از عواقب اقداماتش نجات پیدا کند، اما در احساس عود کننده که شاید فرانسیس بتواند متفاوت با آن زندگی کند، ابتدا دست و پا زدن اسپاسمودی که از فهرست بی انتها بزرگسالانی که از سوء استفاده، سوء تفاهم و یا صرفا نادیده گرفتن این جوان و گیج کننده و خطرناک، ناامید می شوند، ناامید می شود. نوشتن مک کیب شامل تمام مواردی است که از یک داستان که توسط یک راوی بی اعتمادی گفته می شود انتظار می رود. پیچ و تاب ها، راهروهای خطرناک فرانسوی ها، در حالی که گاهی اوقات با تکرار نیازمند، به طور مرتب به گوشه ای از بینش عمیق تبدیل می شوند، به خصوص در تعطیلات ناگهانی خود در ارزش چیزهای زیبا در جهان. @ McCabe حکم کوتاه مدت را کامل کرده است. (این است که حتی یک چیز واقعی)، و من از کمبود علامت نقل قول، کاما، و apostrophes لذت بردم. زبان ضعیف به طور مداوم به طور مداوم و صاف و ناهموار در یک بار، که بستگی دارد چگونه Francies کامل و چشم انداز داخلی منسجم و منسجم به طور موثر او را از internalizing پیامدهای واقعی از اقدامات او را از بین بردن. این ازدواج بدون درنگ از شکل و محتوای توابع درخشان، به خصوص از آنجایی که آن را به خواننده با فقط به اندازه کافی ملموس پایدار به نگه داشتن با فرانسیس ناتوانی مسیر به سوی قتل.این کتاب با من دو افکار اصلی را ترک کرد. اول این است که بعضی از انسانها همیشه عروق بالقوه برای شر و خشونت هستند. همانطور که ما نمی خواهیم آن را بپذیریم، کیفیت ژنتیکی که اغلب به عنوان رفتار غیرانسانی و خشونتآمیز ظاهر می شود، به عنوان مکانیسم های بقا کاملا مؤثر است، حداقل تا آنجایی که بتوانیم خود را در شرایط خود حفظ کنیم.
مشاهده لینک اصلی
Francie Brady در کنار من زندگی می کند برای بقیه زندگی من، نه چند کاراکتر داستانی!
مشاهده لینک اصلی
ادبیات با هیولا پر شده است: لولیتا جوان جذاب جوان نزدیک و فاحشه اش، و حتی هامبورت هومبرت، شتر گوشتخوار خود، جذب کننده جذب شده از \"Bonjour Tristesse\"، شگفتی عجیب Jean-Baptiste Grenouille، هانیبال Lecter . چرا خوانندگان با این موجودات غرق می شوند، نامشخص است، بیمار تعریف شده و شاید کیفیت خود را در خود نشان می دهد که ما آن را نمی خواهیم بررسی کنیم. آقای McCabe € ™ ثانیه فرانسیس برادی است که فقط یک جانور انسان است. Francie Brady تنها بخشی از تحصیلات و فریبنده ای نادیده گرفته می شود که زندگی پر هرج و مرج را شکل می دهد، یکی از توهم ها، نوستالژی شدید و امتناع از طعنه و طغیان کودکانه خود است. هر کس در مورد او زمزمه می کند اما هیچ کس مایل نیست با او صحبت کند و به او بفهماند که چطور واقعا حقیقت دارد. مادرش پس از فرار از منزل از یک حوضچه کشانده شد، اما هیچ کس نمی گوید که این خودکشی است. Francie به یک تسهیالت اصلاحی برای پسران منتقل شده بود، جایی که توسط یک کشیش مورد تجاوز قرار گرفته بود، اما او هرگز آن را تحقیر نمی نامید. این نوجوان خردمند است که نیاز به لمس دارد تا به جنون و جنایت برسد. فرانسیس در عهد خود به زبان بومی سخن می گوید و به خواندن دقیق می پردازد و هم چنین محصولی از وجود و تنبلی او است. این یک تصویر کلاسیک و وحشتناک در مورد اینکه چگونه یک فرد می تواند از طریق ترکهای جهان سقوط کند بدون اینکه بتواند از آن به طور کامل فرار کند. آقای مک کیب یک شخصیت فراموش نشدنی را ایجاد کرده است، که پس از آنکه آنها را بخواند، مردم را به دنبال آن می اندازند و از اینکه فرانسیس برادی را در محله های خود نزدیک می کنند، تعجب می کنند.
مشاهده لینک اصلی
من همیشه این کتاب را خواندم، دوست داشتم نوشته های دیگر توسط پاتریک مک کیب و دوست داشتن سازگاری فیلم - Sinead Oconorn نقش مریم مقدس را بازی کند. صدای Francie Brady بسیار متمایز و قانع کننده است، من متوجه شدم که من توسط کتاب فروخته شده است. من عاشق چطالی جملات در یک جریان از تصاویر ذهنی و تصویری کارتونی ایرلندی کوچک در شهر کوچکی جریان می گیرم، بیشتر بر روی عبارات از علائم علامت گذاری متمرکز می شود تا مشخص شود که کدام یک به پایان می رسد و دیگری شروع می شود. این دنیای واقعی و تخیل ناخوشایند فرانسیس را تقریبا غیر قابل تشخیص می سازد. این یک داستان تاریک و صدای کمیک قطعا به وحشت وحشتناكی همه چیز مربوط می شود، اما چیزی كه من را شگفت زده می كند این است كه می تواند بعضی اوقات نوعی قهرمانانه ی Francie را به وجود آورد. مانند یک تلاش دردناک برای زنده ماندن با وجود دوران کودکی از تراژدی های بی رحمانه. این نوع مورد علاقه من است که از طریق فیلتر یک راوی غیرقابل اعتماد بیان شده است. این موسیقی و بازیگری زبان را با درگیری دردناک خود اشتغالی ترکیب می کند. واقعیت نوعی رمز و راز است که برای حل کردن، بین خطوط خواندن می شود. حیرت آور.
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب شاگرد قصاب
خرید کتاب شاگرد قصاب
جستجوی کتاب شاگرد قصاب در گودریدز
نمونه ای دردناک از انزوای اجتماعی و روانی. تخیلی خنده دار و بی رحمانه
مشاهده لینک اصلی
کتاب خاصی بود.هم از این نظر که خوب...زیاد حال فرنسی خوب نیست و همینم از این نظر که فضای کتاب معلوم نیست تاریکه یا نه.منظورم اینه که تاریک هست اما فقط وقتی خودت میفهمی.تقریبا هیچ چیزی رو توی این کتاب مستقیما بیان نکردن.یهو که یه خط رو میخونی میفهمی حدست درست بوده
هفتاد هشتاد درصد کتاب نویسنده داره فورتشو سرهم میکنه که چند صفحه اخر شلیک کنه.با این که مطمئنا همه
چیز از همون اول قابل پیش بینیه اما این جلوی سوپرایز شدنو نمیگیره
در آخر اینکه پاتریک جان خوشمان امد.خوب کتابی نوشتیییی:))))
مشاهده لینک اصلی
(چیزهای بی اهمیت: من شروع به خواندن این مطلب در عید قربان، زیرا فکر کردم که خنده دار خواهد بود. هاها، شوخی می کنید؟ خواندن یک پسر بچگانه در روز قورباغه مذهبی؟ خنده دار است) به هر حال. برای خط مقدم قدرتمند آن است که: هنگامی که من یک بیست ساله یا بیست یا سی یا چهل سال پیش بودم، در یک شهر کوچکی زندگی میکردم که همه آنها پس از من به خاطر آنچه که در خانم Nugent انجام دادند، در واقع، به طوری که قدرتمند است که در واقع آنچه که هر مقاله ای که این کتاب را تبلیغ می کند در مورد (و نه بیشتر از هر چیز دیگری) صحبت می کند. این خط مرا از طریق یکی از آن 50 کتاب که باید در لیست Twenties شما بخواند و من را به لیست علاقه مند به لیست اولویت هایم بسپارید. همانطور که معلوم است، این یکی از آن کتاب هایی است که روایت آن بر خلاف هیچ کتاب دیگر با استفاده از سبک جریان آگاهی از نقطه نظر یک راوی (بسیار) غیر قابل اعتماد، این کتاب خط بین تخیل و واقعیت را تضعیف می کند. ممکن است چند دقیقه طول بکشد تا قبل از استفاده از نشانه های نقطه گذاری استفاده شود، اما هنگامی که شما از آن استفاده می کنید، برای رسیدن به سواری می توانید آن را رها کنید. داستان، که به سه بخش تقسیم شده است، یک زندگی عاشقانه ی یک فرانسیس â € œFrancieâ € Brady به عنوان او به جنون فرود آمد. بخش اول در مورد دوران کودکی خود صحبت کرد، زمانی که بیماری روانی او به اندازه یک بیماری نبود، زیرا مکانیسم مقابله با کودک در برابر خانواده ناکارآمد او بود. من همه این احساسات را در مورد این فرانتیس کوچولوی کوچک احساس نکردم، اما در پایان بخش اول شروع به گریه کردم و دومین بخش را ویرانگرتر ساختم. آنچه که من با آن روبرو شدم این بود که فرانسیس در ناراحتی نامناسبی توضیح داد و گفت: \"مردم باید سیاه چاله ها را در معده خود داشته باشند تا بتوانند گریه کنند.\" این خجالتآمیز و تند و ترسناک بود تا ببیند چگونه او به شدت می خواست به جا بیافتد، به همان اندازه که همه چیز عادی باشد، بهترین دوستش را از دست ندهد؛ اما این همه به پایان رسیده بود بیهوده و او به جای داد و بیدمشک دیوانه. قسمت سوم سخت ترین خواندن بود چون روایت چنان رو به زوال رفته بود که فرانسیس غرق عمیق تر شد. \"آن چنان پیچید که وقتی Francie این کار را برای خانم Nugent انجام داد، من حتی نمی ترسیدم؛ من به او خیلی زود رفتم، در روایت بی پایانش نفوذ کردم، که به سختی این وحشت را به رسمیت شناختم. با این حال، هرچند ناسازگار و وحشتناک بود، نور، گاهی اوقات طنز فرانسیس، رنگ جدیدی برای داستان. به جای رمان روانپریشی معمولی، این کتاب بیشتر از یک داستان غم انگیز و تاریک طنز مردی است که می دانست که چیزی با او اشتباه است، اما پس از تمام تلاش های او به عقب برگشت، تصمیم گرفت آن را در گام بگذارد.
مشاهده لینک اصلی
همیشه این موضوع خطرناک است برای نوشتن یک داستان که در آن مرز بین تجربیات روانشناختی داخلی و رویدادهای واقعی تار شود. این به این معنا نیست که انجام این کار یک ایده بد یا به نحوی ناسازگار با داستان سرایی خوبی است؛ برعکس، بسیاری از آثار بزرگی از داستان بر پایه ناپایدار یک رابطه مبهم بین توهمات شخصی شخصیت و واقعیت او قرار دارد. ریسک می تواند این باشد که چگونه می توان یک روایت را با یک توازن نامناسب بین خلاقیت نوشتاری و وضوح روایی ایجاد کرد، که در آن پیشرفت ها در داستان برای همیشه ناخوشایند و ناخوشایند است. و در حالی که برخی خوانندگان ممکن است استدلال کنند که این دقیقا دستاورد بزرگی از برخی از آثار ادبی بزرگ تاریخ است، تجربه من به عنوان یک نسبتا هوشمند، اما به هیچ وجه خواننده درخشان من نشان داده است که قطعا محدودی برای صبر من با نویسنده ای که به طور فعال توانایی من برای کشف آنچه در حال وقوع است را مسخره می کند. تجربیات قابل توجه اخیر در این زمینه تلاش فاجعه آمیز (و در عین حال تحریک کننده) برای خواندن فاکنرز صدا و خشم بدون کمک منابع بیرونی بود. و در حالی که زبان در آن کتاب بی تردید منحصر به فرد و چشمگیر بود، من در نهایت منحرف شده بود که چقدر سخت بود برای من پیگیری حتی طرح اولیه طرح. دیوید فاستر والاسز بی نهایت جest ثابت شده بود به طرز وحشتناکی. این نه آن است که این کتاب های بزرگ را به درستی به دست آورده اند، فقط این که آنها به نوع خاصی از خواننده من رخ نمی دهد تجدید نظر شود. اگر من همیشه بی فایده به کشف کردن که در آن من در یک داستان، من شروع به عاطفی از آن برداشت؛ من تمایل دارم انرژی خود را سرمایه گذاری کنم زیرا من فهم مفاهیم فقرآمیز را دقیقا همان چیزی که سرمایه گذاری میکنم از دست می دهم. خوشبختانه پاتریک مک کیبز قورباغه به دسته های رمان هایی افتاد که به طور موثری با مرزهای واقعیت / فانتزی بدون بی احتیاطی به من نگاه می کردند. در حالی که من سهم عادلانه خود را از لحظات گیج کننده تجربه کردم و مجبور بودم در خلاصه ای از طرح بندی آنلاین در یک نقطه سر و صدا کنم، به طور کلی می توانستم داستان را پیگیری کنم، به این معنی که می توانم از سبک کلاسیک مککبس لذت ببرم بدون اینکه مایل به دفاع از کتاب خود باشم. Butcher Boy داستان غم انگیز فقر و خشونت های خشونت آمیز است که به آرامی به جهان قهرمانان حمله می کند. مک کیب ما را در ذهن پرطرفدار جوان Francie Brady قفل می کند و کلیدی را دور می اندازد و ما را مجبور می کند سرنوشت غم انگیز یک قاتل جوان را درک کند. رابطه جنسی فرانسیس با دوستان و خانواده اش سنگین است و به فاجعه کامل پایان می دهد. از طریق چشمان تبدیلی ما از شرایط داخلی و خارجی مورد نیاز برای توسعه یک نوجوان کاملا برهم زده و خشونت آمیز یاد می گیریم. ما تماشا می کنیم که گرایش های خشونت آمیز فرانسیس، که بدون تردید حداقل در ذات خود قانون اساسی است، به آرامی توسط کمبود روانی ناشی از والدین ناکارآمد و فقیرنشین و عدم توازن فرصت هایی که در خانواده های کوچک آنها در شهر ایرلند وجود دارد، تقویت می شود. مککایک پیام مهم را در اختیار دارد که قاتلان بی رحمانه و عاطفی، به ندرت محصول طبیعت هستند و یا به تنهایی پرورش می دهند، و معمولا نیاز به مخلوط پیچیده ای از انعطاف پذیری نامطلوب و شرایط سرکوبگر دارند. اگرچه او خود را یک موجود انحرافی ناخوشایند می داند، فرانسیس هم همدردی می کند، نه به این معنا که ما آرزو می کنیم که او از عواقب اقداماتش نجات پیدا کند، اما در احساس عود کننده که شاید فرانسیس بتواند متفاوت با آن زندگی کند، ابتدا دست و پا زدن اسپاسمودی که از فهرست بی انتها بزرگسالانی که از سوء استفاده، سوء تفاهم و یا صرفا نادیده گرفتن این جوان و گیج کننده و خطرناک، ناامید می شوند، ناامید می شود. نوشتن مک کیب شامل تمام مواردی است که از یک داستان که توسط یک راوی بی اعتمادی گفته می شود انتظار می رود. پیچ و تاب ها، راهروهای خطرناک فرانسوی ها، در حالی که گاهی اوقات با تکرار نیازمند، به طور مرتب به گوشه ای از بینش عمیق تبدیل می شوند، به خصوص در تعطیلات ناگهانی خود در ارزش چیزهای زیبا در جهان. @ McCabe حکم کوتاه مدت را کامل کرده است. (این است که حتی یک چیز واقعی)، و من از کمبود علامت نقل قول، کاما، و apostrophes لذت بردم. زبان ضعیف به طور مداوم به طور مداوم و صاف و ناهموار در یک بار، که بستگی دارد چگونه Francies کامل و چشم انداز داخلی منسجم و منسجم به طور موثر او را از internalizing پیامدهای واقعی از اقدامات او را از بین بردن. این ازدواج بدون درنگ از شکل و محتوای توابع درخشان، به خصوص از آنجایی که آن را به خواننده با فقط به اندازه کافی ملموس پایدار به نگه داشتن با فرانسیس ناتوانی مسیر به سوی قتل.این کتاب با من دو افکار اصلی را ترک کرد. اول این است که بعضی از انسانها همیشه عروق بالقوه برای شر و خشونت هستند. همانطور که ما نمی خواهیم آن را بپذیریم، کیفیت ژنتیکی که اغلب به عنوان رفتار غیرانسانی و خشونتآمیز ظاهر می شود، به عنوان مکانیسم های بقا کاملا مؤثر است، حداقل تا آنجایی که بتوانیم خود را در شرایط خود حفظ کنیم.
مشاهده لینک اصلی
Francie Brady در کنار من زندگی می کند برای بقیه زندگی من، نه چند کاراکتر داستانی!
مشاهده لینک اصلی
ادبیات با هیولا پر شده است: لولیتا جوان جذاب جوان نزدیک و فاحشه اش، و حتی هامبورت هومبرت، شتر گوشتخوار خود، جذب کننده جذب شده از \"Bonjour Tristesse\"، شگفتی عجیب Jean-Baptiste Grenouille، هانیبال Lecter . چرا خوانندگان با این موجودات غرق می شوند، نامشخص است، بیمار تعریف شده و شاید کیفیت خود را در خود نشان می دهد که ما آن را نمی خواهیم بررسی کنیم. آقای McCabe € ™ ثانیه فرانسیس برادی است که فقط یک جانور انسان است. Francie Brady تنها بخشی از تحصیلات و فریبنده ای نادیده گرفته می شود که زندگی پر هرج و مرج را شکل می دهد، یکی از توهم ها، نوستالژی شدید و امتناع از طعنه و طغیان کودکانه خود است. هر کس در مورد او زمزمه می کند اما هیچ کس مایل نیست با او صحبت کند و به او بفهماند که چطور واقعا حقیقت دارد. مادرش پس از فرار از منزل از یک حوضچه کشانده شد، اما هیچ کس نمی گوید که این خودکشی است. Francie به یک تسهیالت اصلاحی برای پسران منتقل شده بود، جایی که توسط یک کشیش مورد تجاوز قرار گرفته بود، اما او هرگز آن را تحقیر نمی نامید. این نوجوان خردمند است که نیاز به لمس دارد تا به جنون و جنایت برسد. فرانسیس در عهد خود به زبان بومی سخن می گوید و به خواندن دقیق می پردازد و هم چنین محصولی از وجود و تنبلی او است. این یک تصویر کلاسیک و وحشتناک در مورد اینکه چگونه یک فرد می تواند از طریق ترکهای جهان سقوط کند بدون اینکه بتواند از آن به طور کامل فرار کند. آقای مک کیب یک شخصیت فراموش نشدنی را ایجاد کرده است، که پس از آنکه آنها را بخواند، مردم را به دنبال آن می اندازند و از اینکه فرانسیس برادی را در محله های خود نزدیک می کنند، تعجب می کنند.
مشاهده لینک اصلی
من همیشه این کتاب را خواندم، دوست داشتم نوشته های دیگر توسط پاتریک مک کیب و دوست داشتن سازگاری فیلم - Sinead Oconorn نقش مریم مقدس را بازی کند. صدای Francie Brady بسیار متمایز و قانع کننده است، من متوجه شدم که من توسط کتاب فروخته شده است. من عاشق چطالی جملات در یک جریان از تصاویر ذهنی و تصویری کارتونی ایرلندی کوچک در شهر کوچکی جریان می گیرم، بیشتر بر روی عبارات از علائم علامت گذاری متمرکز می شود تا مشخص شود که کدام یک به پایان می رسد و دیگری شروع می شود. این دنیای واقعی و تخیل ناخوشایند فرانسیس را تقریبا غیر قابل تشخیص می سازد. این یک داستان تاریک و صدای کمیک قطعا به وحشت وحشتناكی همه چیز مربوط می شود، اما چیزی كه من را شگفت زده می كند این است كه می تواند بعضی اوقات نوعی قهرمانانه ی Francie را به وجود آورد. مانند یک تلاش دردناک برای زنده ماندن با وجود دوران کودکی از تراژدی های بی رحمانه. این نوع مورد علاقه من است که از طریق فیلتر یک راوی غیرقابل اعتماد بیان شده است. این موسیقی و بازیگری زبان را با درگیری دردناک خود اشتغالی ترکیب می کند. واقعیت نوعی رمز و راز است که برای حل کردن، بین خطوط خواندن می شود. حیرت آور.
مشاهده لینک اصلی