آلکاتس کلاسیک نیمه اتوماتیک، که در بوستون در طول و فقط پس از جنگ داخلی تعیین شده است، به دنبال چهار خواهر ماه مارس است که آنها برای غلبه بر فقر تلاش می کنند و به زنان جوان مناسب می روند. مگ، قدیمی ترین، زیبا است اما توسط وسوسه مواد مبهوت؛ جو جادوگر و نویسنده خوبی است؛ بث عاشق موسیقی خجالتی و شیرین است؛ و آمی، جوان ترین، کمی خودخواهانه است اما بسیار اجتماعی و ظریف است. حتی وقتی که دختران مثل همه خواهر و برادران همگی را دوست دارند، آنها خانه دوست داشتنی خود را با هم می پوشانند تا اینکه پدر و مادر خود را از جنگ بازگردانند.
آلکات پیچیده به بررسی تفاوت های غنی روابط خانوادگی و خانوادگی با هر شخصیت می پردازد. خوانندگان Avid Alcott اغلب در یکی از چهار خواهر خود را در مراحل مختلف زندگی خود شناسایی می کنند. داستان کامل آن برای کریسمس، یا هر زمان دیگری از سال؛ نمونه خوبی از رمانتیسم است.
خرید کتاب زنان کوچک
جستجوی کتاب زنان کوچک در گودریدز
معرفی کتاب زنان کوچک از نگاه کاربران
ادبیات نیروی استعماری است. آنچه شما می خوانید، آنچه که شما از طریق @ usual @ راه می گیرید زیرا @ normal @ یا @ comfortable @ یا @ safe @ به این دلیل است که به دلیل افزایش انعطاف پذیری صفحه نمایش عمومی است. در اولین روزهای ایالات متحده، طبیعی بود که شامل تهاجم، انفجار و بقای، جوامع تحت ستم و سرکوب بود و توسط دین برگزار می شد، خود را با حکم الهی terra nullius تأیید می کرد و هر وسیله ای از این هدف فرود می آورد پرورش ضروری است از زمان اولین روزهای قحطی و طاعون و برده داری، تغییرات بسیار زیادی از زمان جنگ داخلی الكوتز یاد گرفته شده است، اما نقش های جنسیتی اینطور نیست. خانواده هسته ای نیست. نیاز به تحریک جوان انتخاب شده از این کشور مهاجر از طریق ملی گرایی مادران و فاشیسم پدران تغییر نکرده است، و بله، فاشیسم کلام من است. این تصور اجتناب ناپذیر هر جمهوری همگن که به طور کامل در جهت حمایت از ملیت است، و در مورد زنان نوشتن کتاب برای کودکان، بذر باید جوانه زده شود. این واقعیت که اکثر شهرهای ایالات متحده بار دیگر جشن روز گذشته کلمبوس با وجود این کتاب دست به دست می شود. دختران کوچک سفید در آمریکا آمریکای شمالی نمیتوانند به اسطورههای همتایان خونین خونشان در سراسر اقیانوس اطلس بپردازند؛ زیرا آنها در مرز سرمایهداری هستند که در آن از طریق مردانگی سمی به ارتش تقدیر می شود و مردانگی به عنوان میراثی است که برای کار فیلسوف مجهز است به عنوان بخش اروپایی چیزها. به همین ترتیب، علاوه بر خستگی عادالنهارانه از کار اخلاقی / اخلاقی / خانگی، شکل زن نیز به دست می آید، او همچنین باید پول بپردازد. در عوض، احساساتش را دریافت می کند. او وظیفه دریافت می کند. او قدرت را دریافت می کند. او نوعی ناشران قالبسازی را به آلکات تحویل می دهد و به خاطر حمایت از خانواده اش بدون از دست دادن رعایت وضعیت طبقه متوسط خود به عنوان دختر یک متفکر و یک زن از ایالات متحده، این را برای پول انجام داد. اوضاع تاریخی وحشتناک جای خود را به رومانتیک شدن از فقر می کند، واقعیت های خانواده های سفید پوست موجود در سرزمین های غیر بومی مردم بومی برای تصوير های باغبانی عدنی بسيار منتقل می شود و کل نقطه جنگ داخلی به وسيله ي يک - شخصیت خدمتکار هانا در خانه ای که ظاهرا فقیرنشین شده است، جمله ای است که یک بار نوشته شده است، تأیید زنان از هر رنگی @ و یک زن و شوهر اشاره می کند از یک quadroon قابل توجهی که اشاره آن تحت کنترل @ برخی از مردم پیش بینی کرد که پذیرش او باعث خراب شدن مدرسه خواهد شد @ بارها، بله شما فقط باید به استانداردهای ایدئولوژیک آن بخش از جامعۀ عمومی که به عنوانsome people @ به عنوانsome people @ تشکیل شده است، پیروی کنید. البته این ادبیات کودکان است. البته این کلاسیک است. البته این یکی از چندین ژانر است که در آن زنان نوشتار میتوانند وضعیت کلاسیک را بدست آورند. پس از آن در مورد آکلوتی ها آگاه می شود که خود را برای رسیدن به ثبات مالی به طور آگاهانه ترسیم می کند، و سپس به سرعت آن را با تأیید این پاداشی طبقاتی که طبق قانون طب سنتی به دست می آید، به اتمام می رساند. واقعا بهترین چیزی که نوشتن آلکات قادر به انجام دادن بود، آلکات آن را برای پول انجام داد، پس آیا تقصیر اوست؟ خانواده هسته ای آن را برای پذیرش یک جامعه متخاصم در مقابل خونریزی می کردند، پس آیا خطا آنهاست؟ من یک اعتبار مناسب و معقولی از ارتباطات واقعی و بقای جمعی را پیدا کردم که ذهنیت بوت استرپ را کاهش می دهد و ارزش های روابط سالم را بالا می برد. آیا این بهانه ای برای لذت بردن از لحظات شیرین تر من است و من نهایی آن را @ تلفظ سه ستاره؟ من، به عنوان یک زن سفید پوست در ایالات متحده، همیشه هدف هدف این بخش از ادبیات است که به دنبال سنگسار آمنیای پدران من بود و متن نهایی عادت های جمعیت شناسی من را در جای خود گذاشت. پس قضیه من همیشه مشکوک است. من آلکات را ترجیح می دهم و سپس توکلن را به خاطر رفتار معمول @ نسبت به زنان سفید پوست و زنان سفید پوست و نویسندگان زن سفید پوست انجام دادم. شاید. به دنیای بی حد و مرز خود بازنخواهی از زمان و مکان و خروجی فرهنگی مربوطه خوش آمدید. از اقامت تان لذت ببرید.
مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** ** اگر شما خوانندگانLittle Women @ را خوانده اید یا در زیر یک سنگ بسیار بزرگ زندگی کرده اید و نمی دانید جنبه های خط قرمز، این هشدار شماست که من درباره آن صحبت می کنم :) اگر شما خواندن آن هنوز، شما احتمالا باید این کار را انجام دهید در حال حاضر. ** من خیلی خوشحالم که من زمان این سال را به برداشت یکی از کلاسیک از دوران کودکی خود را. من برای اولین بارLittle Women @ وقتی 10 یا 11 ساله بودم خواندن بودم، و مورد علاقه ی فوری بود. من تصور می کردم که من یکی از دختران مارس بودم که دختران دیگر تظاهر به باربی و آریل می شدند. با این حال، متوجه شدم که احتمالا من کتاب را چند بار به عنوان یک کودک شروع کردم و بخشی از قسمت اول را بخوانم چون این بخش برای من بسیار آشنا بود و شاید فقط به بخش 2 رسیده بود - به طور مختصر در آن آشنا بودم که به یاد دارم پروفسور باهر و دیزی و دمی، اما بیشتر آن احساس جدیدی برای من شد. هنگامی که دختران مارس جوانتر به من مراجعه میکردند، وقتی که من جوان بودم، به عنوان قسمت اول، احساس میشد، و اکنون که من در میان اواسط دهه ی میلادی هستم، می توانم از زنان @ مورچه @ مارول زن مارس قسمت 2 نیز قدردانی کنم. داستان از خانواده مارس بی حد و حصر است و هر دختر می تواند به حداقل یکی از آن ها مربوط باشد - از خودتان بپرسید که چه مارس خواهر شما است مسابقه شخصیت در خود (دوست دارد بگویم من بیشتر شبیه به Jo از آنجا که shas badass و Katharine Hepburn، اما من می دانم که من ترکیبی از مگ و آمی هستم). سناریوها و ماجراهای بسیار خاطره انگیز است و من متوجه شدم که در دهه های گذشته فضای زیادی در بین آنها وجود دارد که احتمالا آخرین بار بود که این کتاب را می خواندم و در حال حاضر توپ که مگ و جو در اطراف دستکش های دست نخورده و Jo با لوری در راهرو رقصید؛ امی سوزاندن کتاب خود و سپس سقوط از طریق یخ؛ امیاس با لایم های برداشت شده گمراه می شود؛ باشگاه Pickwick. من در هر خواهر ماه مارس چیزهایی را دوست داشتم و دوست داشتم، اگرچه من به خاطر Jo یک قهرمان دوران کودکی از من متضرر بودم. بت هنوز کمترین علاقه من است - متاسفم، بث! شما فقط خیلی خوب و شیرین و خسته کننده است و هیچ چیز به جز مرگ رخ نمی دهد. خواهرهای شما فقط پویا تر هستند و نقایص واقعی انسانی دارند که برای خواندن بیشتر جالب هستند. زمانی که من جوان بودم، لوری نیز من تمام و همه / همه هستم مرد عاشقانه من بود، و من به یاد داشته باشید که در واقع خیلی عصبانی است که جی نمی کند در نهایت با لوری که کتاب را در سرتاسر اتاق پرتاب کردم. این زن و شوهر تصور من از یک زن و شوهر کامل بود، و آلکات آن را برای من خراب کرد و من نمی توانم او را ببخش. در حال حاضر به عنوان یک بالغ، من قطعا می بینم که در حالی که لری خنده دار و جذاب و مراقب و شجاع است، او نیز از نقص های شخصیت خود، مانند دراماتیک و مشتاق و تنبل و تمایل به غم و اندوه خود تلخ است. من می توانم جفت شدن او و امی را با هم تقسیم کنم، و من فکر می کنم برای تکامل شخصیت او مهم است که آن را به این طریق به پایان برسد. من همچنین می بینم که کسی مانند پروفسور باهر برای جوی مناسب است. هنوز بخش کوچکی از من است که فقط عاشقانه آن دختر / پسر را دوست دارد و این ایده که حتی اگر جوی نباشد زیباترین یا باهوش ترین خواهر ماه مارس که لوری خوش تیپ می تواند او را تحسین کند، به غیر از آن و در واقع به خاطر آن است. بوودوود خوب است این یک کار پنج ستاره از داستان های کلاسیک است که همه باید بخوانند. من فکر نمی کنم که هر خواننده آن را ارزشمند کند، همانطور که آن لحظات آهسته خود را دارد (هرج و مرج پیشرفت زائران)، اما آنقدر دلرنگ و جادویی است که من احساس می کنم که هر خواننده حداقل باید آن را فرصتی برای شگفت زده کند. ** یادداشت جانبی: تا به حال فیلم ها، نسخه 1994 راه بهتر از نسخه 1933 است، اگر چه Katharine Hepburn IS Jo March در احتمالا یکی از درخشان ترین بیت های ریخته گری Ive تا کنون دیده می شود. ** توجه دیگر: در حال حاضر که یک معلم پیش دبستانی هستم و روزانه با بچه های کوچک کار میکنم، فقط باید بگویم که با تشکر از ستارگان خوش شانس او مگ، جان بروک را به عنوان یک شوهر و پدر برای کمک به برپا کردن دیزی و دمی کمک می کند. اگر ایده او برای گرفتن یک کودک نوپا برای گوش دادن و رفتن به رختخواب باشد، اجازه دهید آنها را هر کاری که بخواهند انجام دهند و سپس آنها را شکر، خدا به او کمک کند.
مشاهده لینک اصلی
این کتاب خواهد بود که همیشه برای من خاص است. این اولین @ @ رمان گسترده است که می خواند، ده یا یازده سال ± سیستم عامل، خارج وجود دارد. من دوست همسایه قرض گرفته بود. همیشه او داستان های کوتاه از برادران گریم، پرو، حکایات، اما هرگز یک رمان را خوانده بود. و من خاطرات مبهم از خواندن، به عنوان داشتن در یک زمان کوتاه خورده، دوباره خواندن چند خط که من را دوست داشت، احساس اولین خلاء vacÃo.El است که چرا terminás Sentas هنگام خواندن چیزی است که شما را دوست دارم. QUERA © ها پایان کتاب و هنگامی که او تا © ها انجام داد، deseás ندارد. من یک خلاء بزرگ وجودی احساس نمی ده سال ± سال است که می تواند به طور خاص تجزیه و تحلیل: P همچنین فضاهای خالی © N Sentaa هنگامی که آنها مسابقات و seguÃa با نیمی از آلبوم از چهره های کمی ناتمام (QUA © سرخوردگی) به پایان رسید. این @ نتایج: از شماره © خیلی بد به پایان رسید. ¿Y در حال حاضر؟ @. حتی همان. خوب، که، آره ¡no ©! این مشکل به توضیح است و می تواند پیدا کنید کلمات adecuadas.Es یک داستان بیشتر در مورد یک خانواده تشکیل شده توسط خانم مارس شناخته شده است، شوهرش زخمی از جنگ، و چهار دختر او، جو (مورد علاقه من، که، با وجود برای درک دلیل این تصمیم آلکوت، برای من، همیشه estará لوری)، مگ، بث و امی. من مجذوب و آنچه را که زندگی می کردند، همه چیز که من فقط خواندن را وحشت زده. این رمان مشخص شده توسط فضائل و نقص از خواهران، رشد خود را در طول زمان و به دلایل مختلف، دوستی، همبستگی، از دست دادن پا ©، به demás ارزش بر ثروت است؛ خوشبختی واقعی در ثبات económica.Es یک کتاب است که می تواند از جاذبه های دشوار در حال حاضر منجر، اما توصیه به ارزش و آن را به یک oportunidad.Me در حال بررسی secuelas.Rating می دهد: من چهار ستاره قرار داده بود. نوستالژی، که دارای مفهوم ویژه ای برای من، quinta.Oct 05 13 * همچنین در وبلاگ من داد.
مشاهده لینک اصلی
این کتاب خیلی عالی است این شخصیت های هر دختر هرگز می تواند مربوط به. (EX. از یک دختر دخترانه کامل یا چنین مردمی که تقاضای نسخه ی پسرانه ای از نام خود را نامیده اید) این کتاب را نشان می دهد که بسیاری از انواع مختلف اگر عشق و چگونه آنها را در طول زمان تغییر دهید؛ و چگونه بعضی، تا ابد ادامه خواهد یافت من اعتراف می کنم گریه کردم از طریق داستان، اما راه آن خام و واقعی بود. کمال ساده
مشاهده لینک اصلی
من فقط این مورد عزیزم از من را یاد گرفتم. همانطور که من هر کریسمس را انجام می دهم â € œ چهار صندلی های کوچک همه در یک ردیف، دمی با گرد و غبار، و به تن پوش پوشیده شده، چهار زن، آموزش داده شده توسط صدف و وحشت به عشق و کار در نخستین آنها. من به کتابخانه، مانند همیشه در جستجوی یک داستان برای فرار، به عنوان یک کتاب نادیده گرفته شده با من به خانه رفتم. وقتی چشمهایم در یک کپی قدیمی و نازک ازLittle Women @ (یا @ Pigebørn @ به عنوان آن در دانمارکی خوانده می شود)، من از طریق آن تلنگر شدم و تصمیم گرفتم آن را بخوانم. امروز من تعجب می کنم که آیا من آن را می دانستم یا نه. این که آیا من از این واقعیت آگاه بودم که در اینجا در درک دقیق من قرار گرفته است، کتابی را که سالها و سالهای آینده بر من تأثیر میگذارد، بگذارم. در آن روز، در کتابخانه گرد و خاکی، سرنوشت من را سرقت کردم. و من آن را با یک کتاب انجام دادم. قدرت را به ما تحمیل می کند تا به ما نفوذ کند و ما را هدایت کند. هر زمان که به خواندن فرزندم فکر می کنم، یک نگاه اجمالی از نسخه قدیمی @ Pigebørn @ را می بینم، صد ها بار خواندن و خواندن آن را ادامه دادم، چون من آن را از یک کتابخانه در یک حلقه بی انتها نگه داشتم. این کتاب با من صحبت کرد و من آن را با تمام قلبم دوست داشتم. من هنوز هم انجام می دهم.من خیلی خوبه که خواندن کتاب برای اولین بار به یاد داشته باشید. من حدود دوازده ساله بودم و تمایل داشتم یک موجود فرشته ای مثل بث باشد. من برای جی خیلی اهمیتی ندادم، از Meg عملی عصبانی شدم، و Amy را به خاطر فرشته های طلایی اش دیدم (مشاهده اسپویلر) [و این واقعیت که او پسر جادویی را در کنار او گذاشت، رمان تا آنجا محور بود. من همیشه زندگی امیسی را به عنوان یک افسانه واقعی در نظر گرفتم. او شاهزاده خانم عادل است که شاهزاده، ثروت را به دست می آورد و در نهایت قلب طلا را رشد می دهد. به رغم غرور و گناهانش، من همیشه به نوعی او را تحسین کرده ام (پنهان کردن اسپویلر)]. من به شدت می خواستم بث را داشته باشم، هر چند من هرگز نبودم. راه خود را برای ترک یک دنباله آفتاب پشت سر او، گسترش عشق و نور کم امید در چشم مخاطبان مورد علاقه خود را در طول بازی پیانو خود همیشه با من صحبت کرد. در ایجاد بث، آلکات یک فرشته (Spoiler) را ایجاد کرد [و همیشه هم آشکار بود، او هرگز مقصد زمین را برای مدت طولانی نگذاشت. احساس شیرین تراژدی با تأثیر عمیقی که برای همیشه دراز کشید (پنهان کردن اسپویلر)]. اما البته من هرگز به عنوان بت نبودم. هیچ کس واقعا نیست - و حتی اگر آنها بودند، آنها هرگز برای خودشان نمی بینند. بث ایده آل است، نه یک انسان زنده. در عوض من احتمالا همیشه امی هستم، برای روبان های ابریشم زیبا و بینی عالی. شاید این به همین دلیل است که من هرگز قلب را نادیده گرفتم که از غرور او غفلت کند. اکثر دختران می خواهند جوی باشند شدید و هنری، نابغه واقعی در این داستان است. با این وجود جو هیچوقت به من نگفت. من او را به خاطر توانایی های نوشتنش (به ویژه اشعار زیبای او) دوست داشتم، اما راه های سخت و سخت او را دوست نداشتم. شاید آن را به سادگی بیش از حد آسان، بیش از حد آشکار به نظر می رسد او را به بهترین. من نمی دانم و سپس آن را مگ. به هر حال او همیشه می تواند در پس زمینه سقوط کند، به عنوان دختران دیگر پر جنب و جوش در مورد خود و از دست دادن خود را در خواب روزمره. فصل های مگس همیشه در مورد عملیات وجدان هستند. هرگز خودم را هرگز به عنوان چیزی غیر از یک شخصیت مادری نشان نمیدهد. من هرگز به او متصل نیستم و هرگز نخواهم. من امی بیهوده تر از مگ نابهنگام هستم. چرا این کتاب به من خیلی تاثیر گذار بود؟ نمی دانم. شاید این به این دلیل بود که من با شخصیت های مختلف، زندگی و سرنوشت به من معرفی کرد. شاید این به خاطر آن بود که با اخلاق پر شده بود، بدون اینکه خیلی موقت باشد. شاید این به خاطر آن است که در یکی از دوره های مورد علاقه من نوشته شده است. یا شاید آن را به سادگی من آن را به عنوان یک چیز جوان قابل تحسین خواند، و آن را در زمان مناسب در جای مناسب یافت. این کتاب دارای بسیاری از فریبندگی است، که برای همه آنها غیر ممکن است. چهار خواهر بسیار متفاوت کنتراست فوق العاده ای را ایجاد می کنند و لذت بردن از تفاوت های آنها است و مسیر های مختلف خود را دنبال می کنند که ممکن است آنها را از یکدیگر جدا کند، اما همیشه همیشه با آنها همکاری می کند. یک کتاب در مورد عشق، جاه طلبی، غم و اندوه، خانواده و زندگی روزمره. این یک کتاب در مورد رشد و پیدا کردن خود است. و همانطور که شما آن را خواندید، ممکن است خودتان را پیدا کنید؛ در یک Meg معقول، جوی پر جنب و جوش، Beth شکننده و یا Amy بلند پروازانه. این کتاب من را تشکیل داد و احتمالا به من بیشتر از هر زمان دیگری می دانستم. من همیشه این کتاب را دوست دارم و به یاد دارم که من دوازده ساله که با این زنان کمی گریه و خندیدم. بعضی اوقات من وقتی کمی خواندن آن را کمی غمگین می بینم، به عنوان یک نوستالژی جادویی، برای همیشه باعث می شود که متوجه شوید که همه ما باید در نهایت رشد کنیم. خواهران افغانی، برای یک ساعت از هم جدا شدند، هیچکدام از دست نرفتند، تنها قبل از آن رفته بودند، ساخته شده توسط دوست داشتن قدرت جاودانه، نزدیکترین و عزیزترین همیشه.
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب زنان کوچک
خرید کتاب زنان کوچک
جستجوی کتاب زنان کوچک در گودریدز
مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** ** اگر شما خوانندگانLittle Women @ را خوانده اید یا در زیر یک سنگ بسیار بزرگ زندگی کرده اید و نمی دانید جنبه های خط قرمز، این هشدار شماست که من درباره آن صحبت می کنم :) اگر شما خواندن آن هنوز، شما احتمالا باید این کار را انجام دهید در حال حاضر. ** من خیلی خوشحالم که من زمان این سال را به برداشت یکی از کلاسیک از دوران کودکی خود را. من برای اولین بارLittle Women @ وقتی 10 یا 11 ساله بودم خواندن بودم، و مورد علاقه ی فوری بود. من تصور می کردم که من یکی از دختران مارس بودم که دختران دیگر تظاهر به باربی و آریل می شدند. با این حال، متوجه شدم که احتمالا من کتاب را چند بار به عنوان یک کودک شروع کردم و بخشی از قسمت اول را بخوانم چون این بخش برای من بسیار آشنا بود و شاید فقط به بخش 2 رسیده بود - به طور مختصر در آن آشنا بودم که به یاد دارم پروفسور باهر و دیزی و دمی، اما بیشتر آن احساس جدیدی برای من شد. هنگامی که دختران مارس جوانتر به من مراجعه میکردند، وقتی که من جوان بودم، به عنوان قسمت اول، احساس میشد، و اکنون که من در میان اواسط دهه ی میلادی هستم، می توانم از زنان @ مورچه @ مارول زن مارس قسمت 2 نیز قدردانی کنم. داستان از خانواده مارس بی حد و حصر است و هر دختر می تواند به حداقل یکی از آن ها مربوط باشد - از خودتان بپرسید که چه مارس خواهر شما است مسابقه شخصیت در خود (دوست دارد بگویم من بیشتر شبیه به Jo از آنجا که shas badass و Katharine Hepburn، اما من می دانم که من ترکیبی از مگ و آمی هستم). سناریوها و ماجراهای بسیار خاطره انگیز است و من متوجه شدم که در دهه های گذشته فضای زیادی در بین آنها وجود دارد که احتمالا آخرین بار بود که این کتاب را می خواندم و در حال حاضر توپ که مگ و جو در اطراف دستکش های دست نخورده و Jo با لوری در راهرو رقصید؛ امی سوزاندن کتاب خود و سپس سقوط از طریق یخ؛ امیاس با لایم های برداشت شده گمراه می شود؛ باشگاه Pickwick. من در هر خواهر ماه مارس چیزهایی را دوست داشتم و دوست داشتم، اگرچه من به خاطر Jo یک قهرمان دوران کودکی از من متضرر بودم. بت هنوز کمترین علاقه من است - متاسفم، بث! شما فقط خیلی خوب و شیرین و خسته کننده است و هیچ چیز به جز مرگ رخ نمی دهد. خواهرهای شما فقط پویا تر هستند و نقایص واقعی انسانی دارند که برای خواندن بیشتر جالب هستند. زمانی که من جوان بودم، لوری نیز من تمام و همه / همه هستم مرد عاشقانه من بود، و من به یاد داشته باشید که در واقع خیلی عصبانی است که جی نمی کند در نهایت با لوری که کتاب را در سرتاسر اتاق پرتاب کردم. این زن و شوهر تصور من از یک زن و شوهر کامل بود، و آلکات آن را برای من خراب کرد و من نمی توانم او را ببخش. در حال حاضر به عنوان یک بالغ، من قطعا می بینم که در حالی که لری خنده دار و جذاب و مراقب و شجاع است، او نیز از نقص های شخصیت خود، مانند دراماتیک و مشتاق و تنبل و تمایل به غم و اندوه خود تلخ است. من می توانم جفت شدن او و امی را با هم تقسیم کنم، و من فکر می کنم برای تکامل شخصیت او مهم است که آن را به این طریق به پایان برسد. من همچنین می بینم که کسی مانند پروفسور باهر برای جوی مناسب است. هنوز بخش کوچکی از من است که فقط عاشقانه آن دختر / پسر را دوست دارد و این ایده که حتی اگر جوی نباشد زیباترین یا باهوش ترین خواهر ماه مارس که لوری خوش تیپ می تواند او را تحسین کند، به غیر از آن و در واقع به خاطر آن است. بوودوود خوب است این یک کار پنج ستاره از داستان های کلاسیک است که همه باید بخوانند. من فکر نمی کنم که هر خواننده آن را ارزشمند کند، همانطور که آن لحظات آهسته خود را دارد (هرج و مرج پیشرفت زائران)، اما آنقدر دلرنگ و جادویی است که من احساس می کنم که هر خواننده حداقل باید آن را فرصتی برای شگفت زده کند. ** یادداشت جانبی: تا به حال فیلم ها، نسخه 1994 راه بهتر از نسخه 1933 است، اگر چه Katharine Hepburn IS Jo March در احتمالا یکی از درخشان ترین بیت های ریخته گری Ive تا کنون دیده می شود. ** توجه دیگر: در حال حاضر که یک معلم پیش دبستانی هستم و روزانه با بچه های کوچک کار میکنم، فقط باید بگویم که با تشکر از ستارگان خوش شانس او مگ، جان بروک را به عنوان یک شوهر و پدر برای کمک به برپا کردن دیزی و دمی کمک می کند. اگر ایده او برای گرفتن یک کودک نوپا برای گوش دادن و رفتن به رختخواب باشد، اجازه دهید آنها را هر کاری که بخواهند انجام دهند و سپس آنها را شکر، خدا به او کمک کند.
مشاهده لینک اصلی
این کتاب خواهد بود که همیشه برای من خاص است. این اولین @ @ رمان گسترده است که می خواند، ده یا یازده سال ± سیستم عامل، خارج وجود دارد. من دوست همسایه قرض گرفته بود. همیشه او داستان های کوتاه از برادران گریم، پرو، حکایات، اما هرگز یک رمان را خوانده بود. و من خاطرات مبهم از خواندن، به عنوان داشتن در یک زمان کوتاه خورده، دوباره خواندن چند خط که من را دوست داشت، احساس اولین خلاء vacÃo.El است که چرا terminás Sentas هنگام خواندن چیزی است که شما را دوست دارم. QUERA © ها پایان کتاب و هنگامی که او تا © ها انجام داد، deseás ندارد. من یک خلاء بزرگ وجودی احساس نمی ده سال ± سال است که می تواند به طور خاص تجزیه و تحلیل: P همچنین فضاهای خالی © N Sentaa هنگامی که آنها مسابقات و seguÃa با نیمی از آلبوم از چهره های کمی ناتمام (QUA © سرخوردگی) به پایان رسید. این @ نتایج: از شماره © خیلی بد به پایان رسید. ¿Y در حال حاضر؟ @. حتی همان. خوب، که، آره ¡no ©! این مشکل به توضیح است و می تواند پیدا کنید کلمات adecuadas.Es یک داستان بیشتر در مورد یک خانواده تشکیل شده توسط خانم مارس شناخته شده است، شوهرش زخمی از جنگ، و چهار دختر او، جو (مورد علاقه من، که، با وجود برای درک دلیل این تصمیم آلکوت، برای من، همیشه estará لوری)، مگ، بث و امی. من مجذوب و آنچه را که زندگی می کردند، همه چیز که من فقط خواندن را وحشت زده. این رمان مشخص شده توسط فضائل و نقص از خواهران، رشد خود را در طول زمان و به دلایل مختلف، دوستی، همبستگی، از دست دادن پا ©، به demás ارزش بر ثروت است؛ خوشبختی واقعی در ثبات económica.Es یک کتاب است که می تواند از جاذبه های دشوار در حال حاضر منجر، اما توصیه به ارزش و آن را به یک oportunidad.Me در حال بررسی secuelas.Rating می دهد: من چهار ستاره قرار داده بود. نوستالژی، که دارای مفهوم ویژه ای برای من، quinta.Oct 05 13 * همچنین در وبلاگ من داد.
مشاهده لینک اصلی
این کتاب خیلی عالی است این شخصیت های هر دختر هرگز می تواند مربوط به. (EX. از یک دختر دخترانه کامل یا چنین مردمی که تقاضای نسخه ی پسرانه ای از نام خود را نامیده اید) این کتاب را نشان می دهد که بسیاری از انواع مختلف اگر عشق و چگونه آنها را در طول زمان تغییر دهید؛ و چگونه بعضی، تا ابد ادامه خواهد یافت من اعتراف می کنم گریه کردم از طریق داستان، اما راه آن خام و واقعی بود. کمال ساده
مشاهده لینک اصلی
من فقط این مورد عزیزم از من را یاد گرفتم. همانطور که من هر کریسمس را انجام می دهم â € œ چهار صندلی های کوچک همه در یک ردیف، دمی با گرد و غبار، و به تن پوش پوشیده شده، چهار زن، آموزش داده شده توسط صدف و وحشت به عشق و کار در نخستین آنها. من به کتابخانه، مانند همیشه در جستجوی یک داستان برای فرار، به عنوان یک کتاب نادیده گرفته شده با من به خانه رفتم. وقتی چشمهایم در یک کپی قدیمی و نازک ازLittle Women @ (یا @ Pigebørn @ به عنوان آن در دانمارکی خوانده می شود)، من از طریق آن تلنگر شدم و تصمیم گرفتم آن را بخوانم. امروز من تعجب می کنم که آیا من آن را می دانستم یا نه. این که آیا من از این واقعیت آگاه بودم که در اینجا در درک دقیق من قرار گرفته است، کتابی را که سالها و سالهای آینده بر من تأثیر میگذارد، بگذارم. در آن روز، در کتابخانه گرد و خاکی، سرنوشت من را سرقت کردم. و من آن را با یک کتاب انجام دادم. قدرت را به ما تحمیل می کند تا به ما نفوذ کند و ما را هدایت کند. هر زمان که به خواندن فرزندم فکر می کنم، یک نگاه اجمالی از نسخه قدیمی @ Pigebørn @ را می بینم، صد ها بار خواندن و خواندن آن را ادامه دادم، چون من آن را از یک کتابخانه در یک حلقه بی انتها نگه داشتم. این کتاب با من صحبت کرد و من آن را با تمام قلبم دوست داشتم. من هنوز هم انجام می دهم.من خیلی خوبه که خواندن کتاب برای اولین بار به یاد داشته باشید. من حدود دوازده ساله بودم و تمایل داشتم یک موجود فرشته ای مثل بث باشد. من برای جی خیلی اهمیتی ندادم، از Meg عملی عصبانی شدم، و Amy را به خاطر فرشته های طلایی اش دیدم (مشاهده اسپویلر) [و این واقعیت که او پسر جادویی را در کنار او گذاشت، رمان تا آنجا محور بود. من همیشه زندگی امیسی را به عنوان یک افسانه واقعی در نظر گرفتم. او شاهزاده خانم عادل است که شاهزاده، ثروت را به دست می آورد و در نهایت قلب طلا را رشد می دهد. به رغم غرور و گناهانش، من همیشه به نوعی او را تحسین کرده ام (پنهان کردن اسپویلر)]. من به شدت می خواستم بث را داشته باشم، هر چند من هرگز نبودم. راه خود را برای ترک یک دنباله آفتاب پشت سر او، گسترش عشق و نور کم امید در چشم مخاطبان مورد علاقه خود را در طول بازی پیانو خود همیشه با من صحبت کرد. در ایجاد بث، آلکات یک فرشته (Spoiler) را ایجاد کرد [و همیشه هم آشکار بود، او هرگز مقصد زمین را برای مدت طولانی نگذاشت. احساس شیرین تراژدی با تأثیر عمیقی که برای همیشه دراز کشید (پنهان کردن اسپویلر)]. اما البته من هرگز به عنوان بت نبودم. هیچ کس واقعا نیست - و حتی اگر آنها بودند، آنها هرگز برای خودشان نمی بینند. بث ایده آل است، نه یک انسان زنده. در عوض من احتمالا همیشه امی هستم، برای روبان های ابریشم زیبا و بینی عالی. شاید این به همین دلیل است که من هرگز قلب را نادیده گرفتم که از غرور او غفلت کند. اکثر دختران می خواهند جوی باشند شدید و هنری، نابغه واقعی در این داستان است. با این وجود جو هیچوقت به من نگفت. من او را به خاطر توانایی های نوشتنش (به ویژه اشعار زیبای او) دوست داشتم، اما راه های سخت و سخت او را دوست نداشتم. شاید آن را به سادگی بیش از حد آسان، بیش از حد آشکار به نظر می رسد او را به بهترین. من نمی دانم و سپس آن را مگ. به هر حال او همیشه می تواند در پس زمینه سقوط کند، به عنوان دختران دیگر پر جنب و جوش در مورد خود و از دست دادن خود را در خواب روزمره. فصل های مگس همیشه در مورد عملیات وجدان هستند. هرگز خودم را هرگز به عنوان چیزی غیر از یک شخصیت مادری نشان نمیدهد. من هرگز به او متصل نیستم و هرگز نخواهم. من امی بیهوده تر از مگ نابهنگام هستم. چرا این کتاب به من خیلی تاثیر گذار بود؟ نمی دانم. شاید این به این دلیل بود که من با شخصیت های مختلف، زندگی و سرنوشت به من معرفی کرد. شاید این به خاطر آن بود که با اخلاق پر شده بود، بدون اینکه خیلی موقت باشد. شاید این به خاطر آن است که در یکی از دوره های مورد علاقه من نوشته شده است. یا شاید آن را به سادگی من آن را به عنوان یک چیز جوان قابل تحسین خواند، و آن را در زمان مناسب در جای مناسب یافت. این کتاب دارای بسیاری از فریبندگی است، که برای همه آنها غیر ممکن است. چهار خواهر بسیار متفاوت کنتراست فوق العاده ای را ایجاد می کنند و لذت بردن از تفاوت های آنها است و مسیر های مختلف خود را دنبال می کنند که ممکن است آنها را از یکدیگر جدا کند، اما همیشه همیشه با آنها همکاری می کند. یک کتاب در مورد عشق، جاه طلبی، غم و اندوه، خانواده و زندگی روزمره. این یک کتاب در مورد رشد و پیدا کردن خود است. و همانطور که شما آن را خواندید، ممکن است خودتان را پیدا کنید؛ در یک Meg معقول، جوی پر جنب و جوش، Beth شکننده و یا Amy بلند پروازانه. این کتاب من را تشکیل داد و احتمالا به من بیشتر از هر زمان دیگری می دانستم. من همیشه این کتاب را دوست دارم و به یاد دارم که من دوازده ساله که با این زنان کمی گریه و خندیدم. بعضی اوقات من وقتی کمی خواندن آن را کمی غمگین می بینم، به عنوان یک نوستالژی جادویی، برای همیشه باعث می شود که متوجه شوید که همه ما باید در نهایت رشد کنیم. خواهران افغانی، برای یک ساعت از هم جدا شدند، هیچکدام از دست نرفتند، تنها قبل از آن رفته بودند، ساخته شده توسط دوست داشتن قدرت جاودانه، نزدیکترین و عزیزترین همیشه.
مشاهده لینک اصلی