کتاب دو خیاط هندی

اثر رویین تن میستری از انتشارات اختران - مترجم: فلور طالبی-1001 رمانی که باید قبل از مرگ بخوانید

این رمان با شکوه و فساد، شایستگی و قهرمانی هند، با یک واقعیت شوم و روایت روایت که به کار کارل دیکنز یاد می شود، رمانتیک است. زمان 1975 است. این مکان یک شهر نامشروع توسط دریا است. دولت فقط اعلام کرده است که دولت اضطراری، که در تحولات خود چهار نفر غریبه - یک بیوه محبوس، یک دانش آموز جوان از ایستگاه تپه ایودیللی خود ریشه دار شده است و دو خیاط که از خشونت کست روستای بومی خود فرار کرده اند، با هم روبرو می شوند ، مجبور به اشتراک یک آپارتمان کوچک و آینده نامشخص. همانطور که شخصیت ها از بی اعتمادی به دوستی و از دوستی به عشق پیروی می کنند، تعادل زیبا، یک چشم انداز پایدار روح انسان در یک دولت غیر انسانی را ایجاد می کند.


خرید کتاب دو خیاط هندی
جستجوی کتاب دو خیاط هندی در گودریدز

معرفی کتاب دو خیاط هندی از نگاه کاربران
رها شده، اما نه به آرامی ... در سال 1996 جایزه بوکر را به عنوان جایزه انتخاب کردم و توصیه می شود فقط در مورد همه کسانی که آن را بخوانند، من به این کتاب با انتظارات زیادی رسیدم. من این کتاب را در 29 ژوئیه آغاز کردم و در نهایت در 1 سپتامبر آن را بیش از نیمه راه رها کردم. بنابراین این بررسی تلاشی است برای توضیح اینکه چرا من با یک کتاب که ظاهرا کل جهان را دوست دارد، به شدت با آن مبارزه کرده ام. این کتاب در دوره اواخر دهه 70 / اوایل دهه 80، احتمالا در بمبئی، من فکر می کنم، هر چند من فکر نمی کنم Mistry همیشه واقعا می گوید خانم گاندی در قدرت است و به نظر می رسد که اضطراری اعلام شده است - زمانی که دولت به طور کلی به مخالفت و آزادی های مدنی رسیده است. من می گویم این به نظر می رسد که دوباره Mistry واقعا به زحمت ما را در مورد وضعیت سیاسی به ما بگویید - او اشاره می کند شخصیت های خود را بیش از حد ضعیف یا بی علاقه به مراقبت از سیاست است، و از آنجا که ما فقط از طریق چشم خود را می بینیم، ما فقط یک مبهم، دیدگاه فازی که در جریان است. خوب، اگر شما در حال حاضر یک دانش عمیق از سیاست هند از چهار دهه قبل، اما متاسفانه من dont.The کتاب شروع می شود با آمدن با هم از چهار نفر که داستان آنها قلب کتاب را تشکیل می دهند. دینا دالال، بیوه ای در لبه فقر، قراردادی را به منظور ساخت یک لباس برای یکی از شرکت های بزرگ جدید که کار را از خیاط سنتی گرفته اند، می گیرد. برای تحقق این کار، دو نفر از این خیاط های ناتوان را استخدام می کنند، Ishvar و برادرزاده اوپمپاشاش. در همان زمان او دانشجوی Maneck، پسر یک دوست قدیمی مدرسه، به عنوان یک مزدور پرداخت می کند. نیمه اول این کتاب با بک ترک این شخصیت ها، توضیح می دهد که چه تراژدی آنها را به این نکته هدایت کرده است. و وقتی تراژدی می گویم، پسر، منظور من تراژدی است. تجاوز، قتل، تمام اشکال ظلم و ستم، حملات نژادی و مذهبی، تهدید به آزار و اذیت - همه بدبختی های انسانی در اینجا، اغلب چندین بار است. اما این افراد فقیر نمی فهمند که این در واقع بخش مهمی از زندگی آنها بوده است - همه چیز در حال بدتر شدن است ... اما هیچ کس هرگز چیزی را فراموش نکرده است، نه واقعا، هر چند گاهی اوقات تصور می کردند، زمانی که آنها را مناسب می کرد. خاطرات دائمی بودند حتی با گذشت زمان غم و اندوه هم با غم و اندوه غرق شد، با این حال، آنهایی که خوشحال بودند هرگز نمی توانستند بازسازی شوند - نه با همان شادی. به یاد آوردن غم و اندوه خاص خود را پرورش داد. به نظر می رسید خیلی غیر عادلانه است: آن زمان باید غم و شادی را به یک منبع درد تبدیل کند.\nسبک نوشتن Mistrys بسیار خوب است. توصیف این زندگی وحشتناک در این کشور وحشتناک جزئیات و قانع کننده است. بنابراین، حقیقتا قانع کننده است که کسی تعجب می کند که چرا هرکس تصمیم می گیرد زندگی کند. هر روز یک بار بدون شادی است و پر از ننگ و کثیف است. فقط دو گروه از مردم در این کشور وجود دارند: ستمگران و ستمگران. هیچ امیدی وجود ندارد، هیچ فرصتی برای فرار از تخریب و ناتوانی که با هر روز افزایش می یابد. تصویری از هند نیست که من از رمان های دیگر آن را تشخیص می دهم، که بهترین آنها فقر شدید و نابرابری های بزرگ را نشان می دهد، بلکه نشان دهنده تنوع و حتی ظرافت از کل کشور است. مشخصه ها قوی هستند به این معنی که هر یک از چهار شخصیت اصلی به خوبی تعریف شده است و رفتار آنها با تجارب گذشته خود سازگار است. اما مشکل این است که Mistry به وضوح دستور کار سیاسی دارد و کاراکترها جز عروسک ها نیستند. من احساس کردم که میستری با لیستی از همه چیز بدی در مورد زندگی تحت خانم گاندی آغاز کرده بود، همه روش های مختلفی را که مردم می توانستند برای یکدیگر تند و تیز کنند، اضافه کرد و سپس تمام این بدبختی ها را بر سر این گروه کوچکی از شخصیت ها ریخت. من مطمئن هستم همه این چیزهای بد اتفاق افتاده است، در واقع هنوز هم انجام می شود، اما من به همان اندازه مطمئن هستم که آنها هر روز به همان مردم اتفاق نمی افتد. اگر یک شورش وجود داشته باشد، در آن به سر می برند. اگر یک زاغه کشیده شود، آن زاغه آنهاست. اگر یک پدر برای کشتن اشتباه کشته شود، پدرش خواهد بود. اگر همسر به خاطر فقر مورد تجاوز قرار گیرد ... خوب، شما نقطه من را می گیرید. حتی اگر یکی از آنها برای دوست داشتن با یک سگ متوقف شود، می توانید مطمئن باشید که سگ در یک فصل به طرز محکمی می میرد. نتیجه عجیب این بود که من هیچ چیز راجع به آنچه در هرکدام از آنها اتفاق افتاد نداشتم؛ زیرا من به آنها به عنوان مردم باور نمیکردم - فقط به عنوان اردکهای منحصر به فرد برای Mistry برای شلیک بارها و بارها. من تا به حال طولانی و طولانی به فکر در مورد اینکه چرا این کتاب را بسیار آسان یافتم و حتی تعداد کمی از صفحات را هر روز بخوانم، نتیجه گیری من این است که این کتاب دو مورد اساسی ضروری ندارد. اولا، هیچ نقشه ای وجود ندارد. به سادگی توصیفی از زندگی بدبختانه این افراد بی رحمانه وجود دارد - به سمت چیزی یا حتی دور از چیزی نیست. و در مرحله دوم، هیچ زلزله ای از امید وجود ندارد. من پیشنهاد نمی کنم که خوشبختی این باشد که آنها همه را تبدیل به غنی و خوشحال می کنند، اما باید در آینده یک چیزی وجود داشته باشد که زندگی فعلی آنها را به مبارزه روزانه وحشتناک تبدیل کند. اما وجود ندارد - کریستال آن روشن است که همه چیز می شود بدتر و بدتر تا زمانی که Mistry در نهایت اجرا از چیزهایی به tor ...

مشاهده لینک اصلی
Omprakash از طریق پنجره نگاه کرد تا تعیین کند که آنها متوقف شده است. شكلات خشن فراتر از حصار راه آهن، در كنار گودالي كه با فاضلاب خامي كار مي كنند، پشت سر گذاشتند. کودکان بازی با چوب و سنگ بازی کردند. یک توله سگ هیجان انگیز در اطراف آنها رقصید و سعی در پیوستن به آن داشت. در نزدیکی یک مرد بدون پیراهن گاو شیری گزید. آنها می توانستند هر جا باشند @ در یک زمان می توان دقیق تر یا کاملا متفاوت نبود. در حالی که پس زمینه، زبان و فرهنگ ممکن است بسیاری از جزئیات را تغییر دهد، همچنان باقی می ماند، چند کیلومتر در شهر، چشم انداز دارای حالت براق، پرتلاطم از لوکس و بی تفاوتی در بزرگ است. میزیست راهی برای نوشتن سیاست را در کتاب خود بدون صحبت واقعا در مورد آن سیاست هر زمان و مکانی در مکالمه قرار می گیرد و عمدتا با بی شرمی سخن می گوید - یک سوزش آزار دهنده که زندگی روزمره را مختل می کند. در یک روستای جداگانه بر اساس کست، یک کارگر فقیر چاق، اعضای کاسه بالایی را رعایت می کند. او در هنگام خاموش شدن، زمانی که همسرش برای مردن چند پرتقال توسط یک مرد تجاوز می شود، گریه می کند. وقتی زنان این طبقه را به خاطر زایمان فرزندان خود تحمل می کند، او به روش دیگری نگاه می کند. او هنگامی که در جستجوی حرفه ای است که خودش را نمی خواهد، هیچ وقت از هیچ جامعه ای حمایت نمی کند. سیستم کاستی به همان اندازه به جامعه پیوسته است که بر اساس آموزش و پرورش، حرفه ها، منطقه زندگی و حتی رنگ پوست تأسیس می شود. [یک زن بالاتنه بالاتر از زن و شوهر خردسال عادلانه است و زمانی که پسرها سوخته و چهره او سوخته است، به طور خصوصی رفتار می کند.) این مرد فقیر در سراسر فعالان مبارزه می کند که علیه جنایاتی که تحت پوشش کرسی های برتر انجام می شود، مبارزه می کند. کشوری که برای استقلال آن از بریتانیا راضی بود، همچنین علیه کشورهایی که قدیمی ترین خائنانی بودند که در قرن ها عمیقا به آگاهی مردم احترام می گذاشت، مبارزه می کرد. معجزه آسا این کتاب را چندین بار در طول کتاب می نویسد؛ در تصمیم دینا دالالز تصمیم بگیرید که دو فنجان برای خیاط ها یا پاسخ غیرمستقیم آنها را دریافت کنید. سیاسی و بی رحمانه بودن دموکراسی از دیدگاه انسان روزمره دیده می شود. یک زن طبقه متوسط ​​بالا که از صادرات نساجی استفاده می کند، به جای استفاده از کارگران که توسط اتحادیه ها شناسایی می شوند، قرارداد کار را زیر قرارداد می کند. هر شخصیت در این مورد موضع گیری می کند و میستری از این مسئله به عنوان یک عامل که باعث اعمال و تصمیمات این شخصیت ها می شود، استفاده می کند. شخصیت ها در مورد سیاستمداران و انگیزه های آنها در مورد زندگی روزمره صحبت می کنند. این سیاست به خودی خود چهره زشتش را بر زندگی چهار شخصیت اصلی نشان می دهد و ما شاهد روابط خود با داستان هستیم. همانطور که در مورد سیاست است، مبارزه برای قدرت بیش از حد وجود دارد و در این مبارزه، مردم آسیب جانبی هستند. این انقلاب نبود این برای جنبش مردم انجام نشد. با این حال، انسان هر روز بدون درک اینکه چرا چرا قیمت پرداخت می شود. از زمان وقوع شورش های انگیزه ی سیاسی و اجتماعی، بسیاری از افراد در اثر وقوع آشفتگی، مجروحین، فروشندگان خیابانی، کارگران روزانه، صاحبان کسب و کارهای کوچک، مجروح شدند. شخصیت های Mistrys به طور مستقیم تحت تاثیر موارد موجود در اطراف آنها هستند. این شکنندگی زندگی را نشان می دهد و اینکه چقدر ناخوشایند ما به خاطر شرایط اطراف ما است. محتوا قدرتمند است و شخصیت ها شما را به دنیای خود می کشاند و شما خود را با صدای بلند صحبت می کنید و برخی از آنها را از طرف آنها دفاع می کنید. این ناراحت کننده است که این تعادل هنوز هم وجود دارد. این فاجعه به نظر میرسد غم انگیز است، اما یک احتمال که شما احتمالا آن را ببینید. اگر در غیر این صورت بود، داستان می شد. نوشتن مریستای شما عمدتا افسرده و یا عصبانی است. این سومین بار من تلاش کردم این کتاب را بخوانم و اولین بار موفق به پایان دادن به آن شدم. عمق تخریب فقط برای نادیده گرفتن و شجاعت از طریق صفحات بود. توازن خوبی وجود دارد که این جهان در حال اجرا است. بسیاری از تلاش برای اطمینان از این تعادل وجود دارد با تفسیر کتاب مقدس ناسازگار و یا یک سنت است که چندین سال پیش نصب شده است. شخصیت های مریستری این تعادل را آزمایش می کنند، با آن مواجه می شوند، آن را مطرح می کنند، با آن مبارزه می کنند و گاهی حتی موفق به پیروزی می شوند. هر زمان و هر وقت ما خودمان را در یکی از طرفین قرار می دهیم. سوال این است که آیا ما در ما برای شکستن این مانع هستیم؟

مشاهده لینک اصلی
همیشه یک سوال پیچیده است: چقدر طول می کشد که کتاب خواندن را ادامه دهید، زمانی که واقعا از آن لذت نمی برید؟ من به طور کلی آن را 100-200 صفحه به من ارائه برخی از دلایل برای ادامه خواندن. من به ندرت کتاب ها را می گیرم و این کار همیشه من را مجبور می کند احساس گناه کنم، چون من آنها را فرصتی عادلانه نیستم. اکنون، بیش از یک ماه است که فقط 142 صفحه در اختیار شما قرار گرفته است، که یک رمان فوق العاده نوشته شده است. من به شما بگویم چرا: این خیلی ناراحت کننده بود. نه، من یک گل وحشتناک ظریف با داستان است - من آن را از طریق Germinal ساخته شده است. â € ~ تعادل زیبا به من به عنوان یک کاتالوگ از رنج های بشر به زیبایی بیان خواند. من فکر می کنم آنچه که واقعا در مورد این رنج به من رسید، ترکیبی از ماندانیت بود که اعتقادات مطلق و فراگیر را تحمل کرد. با توجه به سابق، همیشه به راحتی توسط تراژدی های کوچک روزمره از چیزهای عاشقانه حماسی، سرمایه-R نقل مکان کرد. به عنوان مثال، من به ندرت به فریاد با فداکاری قهرمانانه در فیلم ها، الهام می گیرم، در حالی که من یک بار واقعا چشم هایم را در یک مستند پزشکی پزشکی در مورد یک مرد سالخورده که در خواب او به طور مسالمت آمیز می میرد، گریه کردم. فاجعه پراکنی می تواند بر روی شکوه و عظمت باشد (فقط از ویکتور هوگو بخواهید) و حتی زمانی که این فاقد دعوتنامه انتزاعی به نمادها است. کم شنوایی روزمره هیچ کدام از این ها را ندارند، که باعث می شود من بیشتر آنها را احساس کنم. در \"تعادل زیبا\" معنای زیادی برای رنج شخصیت وجود ندارد، آنها فقط اتفاق می افتد. تخریب این مسئله توسط عنصر دوم، فراگیر بودن ترکیب شده است. میستری یک شخصیت را معرفی می کند و زمینه را برای شما فراهم می کند: تلفات، ناامیدی ها و غم و اندوه که رنج می برند. شما با آنها همدلی دارید. سپس او چشم انداز را به شخص دیگری که در داستان شخصیت قبلی - یک اجاره کننده سرگردان یا مدیر مرکزی - غیرممکن بود - تغییر می دهد و برای آنها هم همین کار را می کند. این به خواننده مربوط می شود که زندگی هر کس پر از رنج است و هر چند که آنها سعی می کنند بهترین کارشان را انجام دهند، هیچ کس نمی تواند کمک کند اما دیگران را ناراحت می کند. معجزه این را با مهارت عالی نشان می دهد. بنابراین من متوجه شدم که من خواندن â € ~ تعادل زیبا. وقتی به طور معمول رمان فعلی خود را انتخاب کردم، کتاب دیگری را شروع کردم، یا اینترنت را خواند، یا netflix تماشا کرد، یا خیره شد از پنجره قطار روزمرگی، و یا حتی مرتب از طریق ماه رسید. وقتی متوجه شدم این کار را انجام می دادم، از خودم پرسیدم: کدام کتاب را می خوانید؟ من خواندن، زیرا دوست دارم خواندن، برای شادی، برای فرار، و برای یادگیری. هیچ کس من را مجبور به خواندن نمی کند بنابراین من با کنار گذاشتن \"تعادل زیبا\" به دلیل آن که من غمگین بود و بنابراین من نمی خواستم آن را بخوانم. شاید بعضی اوقات آن را دوباره انتخاب کنید، زیرا بدون شک به خوبی نوشته شده، تحریک آمیز و قدرتمند است. من انتظار داشتم که آن را به طور مستقیم با تحولات سیاسی دهه 1970 هند، که من انتظار می رود آن را بیشتر، به جای تراژدی روزانه زندگی فردی. البته، این که چگونه واقعیت سیاست را بیان می کنید. اگرچه من می خواستم این نوع غم و اندوه در زندگی من، با این حال، من خوانده (بیشتر) اخبار.

مشاهده لینک اصلی
تعادل خوبی بین امید و ناامیدی وجود دارد. هر کس باید این کتاب را بخواند، آن را با هر انسان مرتبط می کند که به نظر می رسد داستان از رویاهای انسانی است که همه ما برای آینده بهتر، زندگی بهتر، خانه بهتر، بهترین همسر خواب :) اما اگر رویا خود را shatters و به نوبه خود غیر منتظره است که می تواند ببخشید، بی رحمانه، واکنش نشان دهید، چطور با واقعیت مواجه شوید، زیرا گاهی اوقات واقعیت سخت و ناعادلانه است ... در پایان این کتاب، من واقعا سپاسگزارم و سپاسگزارم همه آنچه که در زندگی دارم ... بسیار غیر معمول و بعید به نظر می رسد که چهار کاراکتر قوی وجود داشته باشد که هر کدام با زمان و روح مساوی در توسعه شخصیت های خود به آن پرداخته اند. دینا، یک بیوه جوان که در خیاطی برای پرداخت اجاره می پردازد؛ مانک، دانشجوی سالیۀ 17 ساله که به عنوان مهمان پذیرفته می شود؛ و Ishvar و Omprakash، دو Chamars از طرف کشور که برای او به عنوان خیاط برای او کار می کنند. قبل از رسیدن داستان اصلی، کاملا از پیشنهادهای هر شخصیت لذت بردم. همچنین، بعضی از شخصیت های پشتیبانی کننده از قبیل کارگردان Beggar، جمع کننده مو (جستجوی نیروانا)، Dharmasi همچنین در طرح هر شخصیت، مبارزه خود را با بدبختی خود می کند. دینا دالال، یکی از بیوه های مؤثر مالی در Parsi در اوایل 40 سالگی، تلاش می کند تا استقلال خود را حفظ کند، به مقاومت در برابر خواسته های برادرش در زندگی خیرخواهانه اش ادامه می دهد. برای رسیدن به دیدار، دینا در یک پناهگاه می گیرد، سپس استخدام می شود و دو خیاط را به استخدام لباس برای یک شرکت صادراتی استخدام می کند. پناهجویان، مانک، پسر ممتاز یک مدرسه سابق مدرسه است که از روستای کوهستان محبوب خود برای تحصیل به شهر آمده است. خیاط هندو، اصور و ام، پناهنده ای از خشونت کست است. Ishvar، در 40 سالگی خود، زندگی خود را به عنوان یک پدر به برادرزاده او Om اختصاص داده است، پسر Ishvars برادر را به قتل رساند. خیاط ها از دست به دهان زندگی می کنند، به طور کامل به رحمت تحولات اجتماعی روز است. من معتقدم که هند تنها کشوری است که سرنوشت شما توسط کاستی شما تعیین می شود و من مطمئن هستم که هنوز در روستاهای عقب مانده نیز اجرا می شود، نسبت به هند، فرهنگ، اثرات ضد اضطراری، نقض حقوق بشر، از جمله بازداشت، شکنجه و استریلسیون اجباری، برنامه ریزی خانواده، وازکتومی و اگرچه خیلی از طرح Mistrys - که ویژگی خانواده را به آتش زدن، اخراج، قطع عضو، کاستاریکا، خودکشی و جانشینی مرگبار خشونتآمیز - میتواند بر روی لبه به ملودرامهای فیلمهای هندی تسری یابد، نویسندگان حوادث خود را به صورت غافلگیرانه، بدون اغراق یا زلزله، و به شیوه ای که هرگز شخصیتهایش را پیچیدگی انسانی خود نخواند، نادیده میگیرد. نتیجه یک کتاب فریبنده است که شاهکار نادرست بودن هر دو سرگرم کننده و دلسوز را مدیریت می کند. مشتی قدرتمند است و در توصیف های خود از ظلم و ستم تصادفی روستایی، و یا در گفتن داستان های آشنا شجاعت و بشریت در میان وحشت از پارتیشن حرکت می کند؛ اما توالی های خنده دار هم وجود دارد، هیچ جالب تر از یک گزارش از یکی از نخست وزیران تظاهرات سیاسی در طول اضطراری، گفت: از نقطه نظر ساکنان زراعی که در سفر به مخاطره انداخت مخاطبان خود را. پایان هر چند کمی غیر منتظره و غیر منتظره آن را به من فشار داد که من این کتاب بزرگ را برای پایان دادن به پایان در پایان خوانده ام. در حالی که من احتمالا می خواستم پایان دیگری، من می توانم ببینم که چگونه همه آنها را با هم ترکیب شده و در حالی که غم و اندوه هنوز وجود دارد برخی از شادی. با توجه به نوشتن این است که من در نهایت با 4.5 / 5 وجود دارد بسیاری از داستان های که تعجب، تکان دهنده، بدبخت دل شما را خراب کردن، به نظر می رسد در هر لحظه، هر نوبت، هر صفحه وجود دارد تعجب است. در عین حال، داستان های شگفت انگیز هم وجود دارد، بنابراین درونی من می توانم ببینم که این کتاب کاملا متعادل است و مانند آن بسیار سخت است که بتواند پیدا کند. â € œâ € | God یک قالب ساز غول پیک است. با انواع مختلفی از طرح ها. و بالشتک به اندازه بزرگ و گیج کننده رشد می کند، الگوی غیرممکن است، مربع ها و الماس ها و مثلث ها با یکدیگر هماهنگ نباشند، همه اینها بی معنی می شوند. بنابراین او آن را رها کرده است. \"چه چیزی غیر قابل اعتماد زمان است - زمانی که من می خواهم آن را به پرواز، ساعت ها به من چسب چسبیده است. و همچنین چیزی که قابل تغییر است. زمان زنجیری است که زندگی ما را به چندین سال و چند ماه تقسیم می کند. یا یک باند لاستیکی به سبک فانتزی ما کشیده شده است. زمان می تواند روبان زیبا در یک دختر کوچک مو است. یا خطوط صورت خود را، سرقت رنگ جوان و رنگ مو خود را. .... اما در نهایت، زمان یک حلقه در اطراف گردن است، slowly strangling.â € â € œWhere انسان مربوط نیست، تنها احساسات که ساخته شده حس تعجب بود، در توانایی آنها برای تحمل ... â €

مشاهده لینک اصلی
â € ~It زیبا نگاه خواهد کرد، گفت: Ishvar با اقتدار. â € ~ فقط اتصال صبورانه، Dinabai â € \"این راز است. جی هان، این همه بیت ها و شلاق های بی معنی به نظر می رسد، تا زمانی که شما آن را با هم ترکیب کنید. »این کتاب یک سفر طولانی است و من یک توصیه برای کسانی که آن را انجام می دهند پیشنهاد می کنم: به یاد داشته باشید که این سفر مهم است. هرچیزی که اتفاق می افتد، همه این زندگی واقعی شما بود، هر غروب آفتابی که شمارش می کردید، هر عشقی که احساس می کردید درست بود. من می توانم یا این را فکر می کنم، و یا از کتاب و نویسنده آن متنفر است. در گفتن آن بسیار ماهر است، بافت بسیاری از موضوعات به طرز وحشیانه ای که هیچ یک از ارتباطات دلخواه نیست، و معرفی و یکپارچه سازی هر یک از افراد جدید با دقت و به طور موثر انجام شده. من هرگز توسط بازیگران بزرگ اشتباه نگرفتم. برای خودم می توانم به دقت از دینا درس هایی به دست بیاورم که در آنها گسل ها من را دیدم. من در این کتاب شاهد راه های ناسازگارانه برای زنده ماندن در سرتاسر و فراتر از بقای آن بودم و اگرچه زندگی شهری نسبتا لوکس و شلوغ آن را می توان به مسخره بازی ها نسبت داد، اما به شدت به مبارزه های خود در یک شهر که در اثر بحران مسکن رخ داده بود یادآوری شد به طور کامل توسط ساختارهای بی معنا سرمایه داری دیررس ایجاد می شود. کتاب خود را در تعاریف خود از توطئه و طبیعت گرایی، که از لحاظ ظاهری به کارتونی بودن در حقیقت است، می پردازد. کاراکترهای کوچکتر حتی بیشتر به کاریکاتور تبدیل می شوند، مثل خانم گپتا، واکنش گرایشی (اما مردم مطمئنا واقعا این اندیشه ها را دارند و یا کشور من خودم زندگی می کنم نمی تواند همین طور باشد). شاید چیزی در حقیقت و هیجان انگیز در پیشنهاد Mistry است که هر کس می تواند به یک ظاهر و نگرش به کلیشه ای اعتقاد داشته باشد، زیرا همه این افراد دارای نقاطی یا لحظه ای است که کلیشه هایی را که گاهی اوقات طرح می کنند، رفع می شود. اما این داستان، هرچند دارای یک هسته ای از ابعاد کوچک، رمانتیک است، در تنظیمات نامعلوم هندی، حماسی حقیقی دارد. شهر مانک از یادآوری من به شدت از «وراثی از دست دادن» به من یادآوری می کند که من به طور فوری خواسته بود که این کتاب را دوباره بخوانم، در حالی که شهر به وسیله دریا به نظر نمی رسید که یکپارچه باشد، یک گردابه ای از جوامع و گره هایی که تنها به حل و فصل مشغول هستند وقتی شخصیت ها در آن سفر می کنند. در واقع این یک کتاب از بسیاری از سفرها، بسیاری از گذرگاه ها، بسیاری از مرزهای نقشه برداری شده و فساد، فیزیکی، ذهنی، اخلاقی، طبقاتی، مبتنی بر کاست، مبتنی بر ایمان، تقسیمات همه به پرسش رسیده و گاه گمراهانه از بین رفته است. قویترین جریان سیاسی بسیاری در اینجا ممکن است یکی باشد؛ اراده برای رسیدن به اختلافات وجود دارد. قانون چیز تلخ و ناپایدار است. نه عدالت، هر چند. عدالت شوخ و عجیب و غریب و مهربان و دلنشین است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دو خیاط هندی


 کتاب سلاخ خانۀ شیکاگو (جنگل)
 کتاب Anna Karenina (دو جلدی)
 کتاب Anna Karenina 1
 کتاب The Hobbit
 کتاب Never Let Me Go
 کتاب Little Women