صدا و خشم i> تراژدی خانواده کامپسون است، که شامل برخی از شخصیت های قابل توجه ترین یادداشت ها در ادبیات: کادی زیبا و سرکش؛ منچیلد بنجی؛ خالی از سکنه، Quentin روانپزشکی؛ جیسون، بدبینی وحشیانه؛ و Dilsey، خدمتکار سیاه آنها. زندگی آنها تقسیم شده و مشتق شده از تاریخ و میراث، صداهای شخصیت و اقدامات برای ایجاد آنچه که مسلما شاهکار فاکنر و یکی از بزرگترین رمان های قرن بیستم است.
خرید کتاب خشم و هیاهو
جستجوی کتاب خشم و هیاهو در گودریدز
معرفی کتاب خشم و هیاهو از نگاه کاربران
ژانویه در شمال لندن بود. در طول سه روز از طریق این رمان شگفت انگیز، باران تنها برای ترکیبی از آفتاب درخشان و بادهای آکاتیک متوقف شد. اکثر مکالمات در اطراف من در Srpski بود و به نوعی وایادوک Fulkners اشاره به آشنایی: شما می بینید هوس، ناتوانی و شکست در ویتنام نسبتا رایج است.
مشاهده لینک اصلی
به روز رسانی 12 آگوست: شما می دانید که چگونه من DNFed این دلیل است که من ساختن من می خواهم بدن من تمام بدن من را از بین ببرد؟ خوب حدس می زنم برای سال تحصیلی برای مدرسه خواندن. یک گاو غریب لعنتی وحشی را بیاورم، نمی دانم چطور می توانم هر کسی را بدون مرگ و تنه بخوانم
مشاهده لینک اصلی
تعجب کردم من هنوز این مورد را بررسی نکرده بودم. خوب، من چند چیز در مورد آن گفتم، پس چرا در مراسم ایستاده؟ اول از همه، این است که من فاکنر را دوست دارم به بیت و قطعه هر کدام از این راه را انتخاب کنید. من عاشق زرتشتی زمین از پروسس او - سه صفت برای هر اسم، کیفیت نزولی بدبینی او، شعر و غبار وجودی است. برای من نوعی از نوشتن است. من دوست دارم که به وسیله نثر به شخصیت های قلب و روح دسترسی پیدا کنم. این نوع خاص از رمان شامل بهترین و بدترین این سبک است. خیلی زیاد است که بسیار دشوار است و می توانید حدس بزنید و کمی نگران باشید زیرا شما سعی می کنید حداقل از آن برای اولین بار استفاده کنید. من قطعا بودم شما واقعا نمی توانید یک داستان چند گانه ای با چند مشخصه بدون مقدار مشخصی از پیچیدگی زمانی ارائه کنید، اما تغییرات ناگهانی به کورمالهایی که دوره های زمانی مختلف را بدون هیچ گونه توضیح خاص یا زمینه ای دشوار می سازند را نشان می دهد. من نمیخواهم مردم را از این کتاب ناامید کنم. میگویم، حداقل در اولین بار، یک معامله بزرگ در ترجمه را از دست دادم. با این حال نمی توان گفت که آن را به طور کامل بر روی من شسته است. این مناسبت برای لحظه ای قابل ملاحظه ای در زندگی من است .... سعی کردم آن را در دبیرستان بخوانم (من می دانم، من می دانم) و من تا به حال فصل اول را به پایان رسانده بودم، هنگامی که مادرم به من زنگ زد و به سراغ شام رفت. بنابراین من تا به حال بخشی را بخاطر فروختن میدان Manchild Benjys برای پول برای ارسال Quentin به هاروارد و من همه crestfallen و morose بخوانم. این نوع چیز فقط به من می رسد، من کمی دشوار فقط فکر کردن در مورد آن. من از طبقه پایین می روم و بی سر و صدا می نشینم، و هنوز هم بر انعکاس تجربه انسانی استوار است. مادرم به من زنگ زد و از من پرسید که چطور به من رسیده است. من به همه این کتاب را فقط به عنوان خوانده ام و غیره. برادر من، جوانتر، خوب در ورزش، دقیقا یک نوع فلسفی نیست، چرا که شما همیشه می خواهید چیزی را بخوانید که باعث ناراحتی شما شد؟ . من حدس می زنم غم و اندوه و خوشبختی خوب است و باید آن را به حداکثر رساندن در حالی که کم کردن سابق. یک برادر کوچکتر از برده داری. من در مورد آن احساس نمی کنم، نه در حال حاضر و یا در آن زمان، اگر شما نمی دانید که چه بسیار در مورد کتاب های شما هرگز واقعا نمی خواهد، امیدوارم که ایگوانا شما را در برخی از نقطه یا دیگری گاز می خورد. بنابراین، لحظه ای شماره یک است. لحظه شماره دو کاملا دقیقا همان چیزی است که من در مورد بالا صحبت می کنم و فکر می کنم که خوانندگان جدی تر می توانند به آن ارتباط داشته باشند. من خواندن آن را در یک فروشگاه پیتزا در وسط بعد از ظهر در یک روز روشن، به پایان رسید تابستان روز، برش و حرص در مقابل من. من در اطراف چرخانیدم (من دوست دارم این کار را با گشت و گذار برخی از کتابها انجام دهم، فقط در یک لحظه فرو برده و مجددا بازنویسی کنم) و به درستی در صحنهیی که کونتین و کاددی با یکدیگر صحبت می کنند، عصبی شدن به سمت چپ و راست، گفتگو خیلی متهم و وحشتناک است - فقط می گویند Q مرد است، er، با تصمیمات شخصی شخصی Caddys ... مشغول بسیاری از چیزها است. این مکالمه در خطوط زمزمه، هیستریک رونویسی شده است، کوئنتین از او خواسته است که از خاندانش دور شود و از افتخار او محافظت کند، همه چیز ناامید و گیر است و تمام قلب من را در گلویم دارم. مثل این که تمام دنیا در اطراف این گفتگو، این متن تکرار شده بود. شگفت انگیز، شدید بنابراین من نمی تونم واقعا این یکی رو به عنوان چهره مدرنیست بنویسم. آن قطعا من را در نقاط خاصی جذب کرد و حتی اگر من آن را کاملا یا به اندازه کافی درک نکنم، مانند بسیاری از متون، واضح تر می شود که بزرگتر و (امیدوارم) عاقلانه تر. آن را در مورد @ گرفتن @ آن، آن را در مورد با آن مشغول و احتمالا توسط آن غرق. بگذار چگالی نظریه فروکش کند. این صدا و خشم، برای خدایان است. در اینجا یک پلاک در منزل من وجود دارد که مراسم کینتین را به سمت چارلز به خودکشی می اندازید ... بسیار بی ادبانه است، شما به راحتی می توانید از دستش بر بیفتید. همه می گویند نام کوئنتینز، سال تولد و مرگ یک ساله است و احساسات منفی برای خلقت داستانی _ که در بوی ماه خوابیده است. @ اوه و البته می توانید کتاب را با پوشش آن قضاوت کنید. (@ فقط مردم سطحی قضاوت نمی کنند ظاهرا @ - اسکار وایلد) و این آنهایی که چندین نامزد دریافت کرده اند. منظورم این است که این زمانی بود که ادبیات واقعا چیزهای مفید بود و ناشران متوجه شدند که کت ها به این صورت رفتار می شوند: http: //www.google.com/imgres؟ q = the + so ... http: // www .google.com / imgres؟ q = the + so ... http: //www.google.com/imgres؟ q = the + so ... من هیچ شکایتی با Coverage بین المللی Vintage، All the apocalyptic crimson billowing sky n shit، اما شما فقط نمیتوانید تصویری نزدیک به مجسمه یک آدمبو برهنه را بکشید، که در برابر آزار و اندوه وحشتناک خشمگین شده است، که ظاهرا توسط یک روح غیرواقعی خفه شده است.
مشاهده لینک اصلی
زمانی بود که فاکنر همه چیز را برای من داشت. فاکنر بزرگترین نویسنده بود که همیشه می توانست وجود داشته باشد و هیچ مشکلی برای بحث وجود نداشت. زمانی بود که فکر کردم سخت تر به معنای بهتر شدن بود. خوشبختانه من بالغ شدم و به لیگ تبدیل شدم که معتقد است ساده تر چیزی بهتر است. با این حال، هنوز فكر كنم كه فاكنر ارزشش را دارد، زيرا جاده ها را باز كرد كه هيچ كس پيش از آن باز نشده بود، زيرا به ما آموخت كه جايي كه راحت نيست برويم. من هرگز فرمالیستی نیستم، اما سر و صدا و خشم من را به عنوان چالشی جذاب می کند، من دوست دارم آن را رمزگشایی کنم همانطور که یک معما بود. اما اگر تنها ادبیات من بتوانم تمام اینها را بخوانم، من را شلیک می کند. بیا، این خوب است در مقدار منصفانه آن.
مشاهده لینک اصلی
اگر حداقل یک جهنم وجود داشته باشد، شعله خام ما دو برابر بیشتر از مرده است. سپس فقط من را تنها من و سپس ما دو بین ننگ و وحشت بیش از شعله خالص [...] @\nمی توان گفت که شعر، یک شعر غم انگیز، پر از خشم، به جای این کتاب نوشته شده است. می توان گفت که فاکنر توانایی تجزیه و تحلیل مکانیسم هایی دارد که فانکشن های انسان را به هیچ کس دیگری انتقال نمی دهد. اما این فقط این نیست. ممکن است بگوییم اگر کتاب را بخوانید بر خلاف آن آسانتر خواهد بود که داستان را درک کنید. با این وجود این ساختار است. شما چیزی را درک نمی کنید، شما با دوره های مایع و ظریف غرق خواهید شد. و همه اینها کاملا تعبیه شده است. در پایان همه چیز روشن است. همانند درMentre morivo @، در اینجا نیز فاکنر همه چیز را با کندی شعر نشان می دهد. آن را در خدمت بلافاصله pazienza.Non قابل درک است، زمانی که شما شروع به خواندن، که بخش اول از دیدگاه یک بیمار روانی از سی سال نوشته شده است. همانطور که قابل فهم نیست، اگر نه در برخی از گزیده ها، جریان بی رحم آگاهی بخش دوم. آن چه در موردLurlo خشم و هیاهو است @ حتی اگر من می خواهم به unanalisi دقیق، lurlo خشم و وضوح صحبت می کند از طریق دو نقل قول:Allora بن شروع به شکایت. صدای بلند و ناامید کننده. چیزی نبود. صدای خالص این می تواند در همه زمان ها و بی عدالتی و درد برای یک صدای دوم در بازگشت از یک رابطه سیارات بوده است. Lurlo @ @ @ من با این نقل قول نشان داده می شود. بنجامین پسر احمقانه کامپسون است. این فقط گریه و فریاد می کشد من معتقد بودم که فاکنر، با این شخصیت، که همه درد و از دست دادن این خانواده، و نه تنها خانواده است که ما در این کتاب پیدا است، اما همچنین اجداد Compson، شرح دقیق nellAppendice انتقال می دهد. و چه کسی می گویند، پس از آن، این است که lurlo وجود دارد و کل درد بشریت؟ @ [...] و این خشم جیسون خشم قرمز و غیر قابل تحملی که شب و پنج سال آینده بود، با فاصله های تکراری و بدون محو شدن و یا نزدیک به، او را به طور جدی بر این باورند که یک روز یا دیگری، بدون اطلاع قبلی، چیزی که او را از بین ببرد، او را به او را فورا به عنوان یک گلوله یا fulimine کشتن [...] @ جیسون تنها نقطه نظر است، این در بخش سوم، که ما نمی توانیم تا روشن و بتن داستان از Compson ببینید (به جز برای راوی، Dilsey، بخشی nellultima). جیسون بدبینی بی رحمانه، laffronto توسط برادر خود رنج می برد و سال خواهر خود را پیش هنوز هم می سوزاند، و بی حرمتی جدید به آستانه بحران به ارمغان بیاورد. اما جیسون یک مرد سخت، یک مرد غایب و اخلاقی تقریبا هیچ چیز نیست. خشم خود، به تنهایی، خشم خود را که نفوذ طیف روایت است و تنها ظاهر بسیار مخربی را از دیدگاه او، از طریق تغزل خود فالکنرمآبانه rinunce.Il است یک ضربه در حال حاضر در نیمه اول اما در دوم شما انجام نای دویدن نداره! چشم کوئنتین از درد و رنج و عشق، عشق خونین و ممنوع، یک عشق، یک به خواهر او صحبت می کنند، که امکان پذیر نیست. شعر که نویسندگان بر نویسندگان شرمسار، بیان یک جریان پر هرج و مرج از آگاهی، خشم، بیش از حد و ویژگی های باروک. در مقابل این رودخانه کلمات، ما همچنان خجالت زده و ناتوان مانده است تا خودمان را شگفت زده کنیم. اما افکار کوئنتین قادر خواهند بود تا حتی به آرامی به نهایی نهایی برسند. این صفحات، کسانی که نفس خود را دور به عنوان belle.Nella هستند نثر کوتاه و مختصر که مشخصه بخشی از بنیامین، سبد خرید (ر)، خواهر Compson که در اطراف می چرخد، بیشتر یا کمتر، کل امر، است شکل گرم و آرامش بخش. این عشق است، آرامش است. وقتی بن برادرش را از دست می دهد، این را نمی فهمد، زیرا از دست دادن او به یاد می آید، نه او. و او آتش خواهد زد زیرا او خواهر خود را به یاد داشته باشید، بسیار گرم و خوب برای لمس کردن و سوختن. ما Caddy را در این صفحات دوست داریم. ما فرار کردیم، Caddy و من. ما در مراحل آشپزخانه فرار کردیم، به وانادو میرفتیم، و کاددی در تاریکی تماشا کرد و تنگ شد. من می توانستم صدای او را شنیدم و قفسه سینهم بالا و پایین می رفت. \"نه،\" او گفت. - من هرگز آن را انجام نخواهم داد. بنجی، بنجی -. سپس او آنجا گریه کرد، و من آنجا بودم و در آغوش دیگری گریه می کردم. \"زیتو،\" او گفت. - زیتو من دیگر آن را انجام نخواهم داد -. سپس من سکوت کرده بود و سبد خرید کردم تا با هم و به آشپزخانه رفت و نور روشن و لو لو و جو در زمان صابون و lavò sullacquaio دهان، قوی است. Caddy درخت خاک داشت اما Candace بسته به اینکه آیا شما با این یا آن چشم ها نگاه می کنید تغییر می کند. اگر آن را Quentin صحبت کنید در مورد او درد و inenerative می شود. این مرز عشق است، نه عشق. این جوهر رنج است. Caddy میراژ می شود اما Quentin، در واقع، عاشق یک جنبه تاریک ظاهر او که به یک تصمیم نهایی منجر شود. @ [...] اما که عاشق مرگ، بالاتر از همه، او دوست داشت تنها مرگ، او را دوست داشت و به عمد در پیش بینی زندگی می کردند و تقریبا نابودی مرگ و همچنین عاشق ...
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خشم و هیاهو
خرید کتاب خشم و هیاهو
جستجوی کتاب خشم و هیاهو در گودریدز
مشاهده لینک اصلی
به روز رسانی 12 آگوست: شما می دانید که چگونه من DNFed این دلیل است که من ساختن من می خواهم بدن من تمام بدن من را از بین ببرد؟ خوب حدس می زنم برای سال تحصیلی برای مدرسه خواندن. یک گاو غریب لعنتی وحشی را بیاورم، نمی دانم چطور می توانم هر کسی را بدون مرگ و تنه بخوانم
مشاهده لینک اصلی
تعجب کردم من هنوز این مورد را بررسی نکرده بودم. خوب، من چند چیز در مورد آن گفتم، پس چرا در مراسم ایستاده؟ اول از همه، این است که من فاکنر را دوست دارم به بیت و قطعه هر کدام از این راه را انتخاب کنید. من عاشق زرتشتی زمین از پروسس او - سه صفت برای هر اسم، کیفیت نزولی بدبینی او، شعر و غبار وجودی است. برای من نوعی از نوشتن است. من دوست دارم که به وسیله نثر به شخصیت های قلب و روح دسترسی پیدا کنم. این نوع خاص از رمان شامل بهترین و بدترین این سبک است. خیلی زیاد است که بسیار دشوار است و می توانید حدس بزنید و کمی نگران باشید زیرا شما سعی می کنید حداقل از آن برای اولین بار استفاده کنید. من قطعا بودم شما واقعا نمی توانید یک داستان چند گانه ای با چند مشخصه بدون مقدار مشخصی از پیچیدگی زمانی ارائه کنید، اما تغییرات ناگهانی به کورمالهایی که دوره های زمانی مختلف را بدون هیچ گونه توضیح خاص یا زمینه ای دشوار می سازند را نشان می دهد. من نمیخواهم مردم را از این کتاب ناامید کنم. میگویم، حداقل در اولین بار، یک معامله بزرگ در ترجمه را از دست دادم. با این حال نمی توان گفت که آن را به طور کامل بر روی من شسته است. این مناسبت برای لحظه ای قابل ملاحظه ای در زندگی من است .... سعی کردم آن را در دبیرستان بخوانم (من می دانم، من می دانم) و من تا به حال فصل اول را به پایان رسانده بودم، هنگامی که مادرم به من زنگ زد و به سراغ شام رفت. بنابراین من تا به حال بخشی را بخاطر فروختن میدان Manchild Benjys برای پول برای ارسال Quentin به هاروارد و من همه crestfallen و morose بخوانم. این نوع چیز فقط به من می رسد، من کمی دشوار فقط فکر کردن در مورد آن. من از طبقه پایین می روم و بی سر و صدا می نشینم، و هنوز هم بر انعکاس تجربه انسانی استوار است. مادرم به من زنگ زد و از من پرسید که چطور به من رسیده است. من به همه این کتاب را فقط به عنوان خوانده ام و غیره. برادر من، جوانتر، خوب در ورزش، دقیقا یک نوع فلسفی نیست، چرا که شما همیشه می خواهید چیزی را بخوانید که باعث ناراحتی شما شد؟ . من حدس می زنم غم و اندوه و خوشبختی خوب است و باید آن را به حداکثر رساندن در حالی که کم کردن سابق. یک برادر کوچکتر از برده داری. من در مورد آن احساس نمی کنم، نه در حال حاضر و یا در آن زمان، اگر شما نمی دانید که چه بسیار در مورد کتاب های شما هرگز واقعا نمی خواهد، امیدوارم که ایگوانا شما را در برخی از نقطه یا دیگری گاز می خورد. بنابراین، لحظه ای شماره یک است. لحظه شماره دو کاملا دقیقا همان چیزی است که من در مورد بالا صحبت می کنم و فکر می کنم که خوانندگان جدی تر می توانند به آن ارتباط داشته باشند. من خواندن آن را در یک فروشگاه پیتزا در وسط بعد از ظهر در یک روز روشن، به پایان رسید تابستان روز، برش و حرص در مقابل من. من در اطراف چرخانیدم (من دوست دارم این کار را با گشت و گذار برخی از کتابها انجام دهم، فقط در یک لحظه فرو برده و مجددا بازنویسی کنم) و به درستی در صحنهیی که کونتین و کاددی با یکدیگر صحبت می کنند، عصبی شدن به سمت چپ و راست، گفتگو خیلی متهم و وحشتناک است - فقط می گویند Q مرد است، er، با تصمیمات شخصی شخصی Caddys ... مشغول بسیاری از چیزها است. این مکالمه در خطوط زمزمه، هیستریک رونویسی شده است، کوئنتین از او خواسته است که از خاندانش دور شود و از افتخار او محافظت کند، همه چیز ناامید و گیر است و تمام قلب من را در گلویم دارم. مثل این که تمام دنیا در اطراف این گفتگو، این متن تکرار شده بود. شگفت انگیز، شدید بنابراین من نمی تونم واقعا این یکی رو به عنوان چهره مدرنیست بنویسم. آن قطعا من را در نقاط خاصی جذب کرد و حتی اگر من آن را کاملا یا به اندازه کافی درک نکنم، مانند بسیاری از متون، واضح تر می شود که بزرگتر و (امیدوارم) عاقلانه تر. آن را در مورد @ گرفتن @ آن، آن را در مورد با آن مشغول و احتمالا توسط آن غرق. بگذار چگالی نظریه فروکش کند. این صدا و خشم، برای خدایان است. در اینجا یک پلاک در منزل من وجود دارد که مراسم کینتین را به سمت چارلز به خودکشی می اندازید ... بسیار بی ادبانه است، شما به راحتی می توانید از دستش بر بیفتید. همه می گویند نام کوئنتینز، سال تولد و مرگ یک ساله است و احساسات منفی برای خلقت داستانی _ که در بوی ماه خوابیده است. @ اوه و البته می توانید کتاب را با پوشش آن قضاوت کنید. (@ فقط مردم سطحی قضاوت نمی کنند ظاهرا @ - اسکار وایلد) و این آنهایی که چندین نامزد دریافت کرده اند. منظورم این است که این زمانی بود که ادبیات واقعا چیزهای مفید بود و ناشران متوجه شدند که کت ها به این صورت رفتار می شوند: http: //www.google.com/imgres؟ q = the + so ... http: // www .google.com / imgres؟ q = the + so ... http: //www.google.com/imgres؟ q = the + so ... من هیچ شکایتی با Coverage بین المللی Vintage، All the apocalyptic crimson billowing sky n shit، اما شما فقط نمیتوانید تصویری نزدیک به مجسمه یک آدمبو برهنه را بکشید، که در برابر آزار و اندوه وحشتناک خشمگین شده است، که ظاهرا توسط یک روح غیرواقعی خفه شده است.
مشاهده لینک اصلی
زمانی بود که فاکنر همه چیز را برای من داشت. فاکنر بزرگترین نویسنده بود که همیشه می توانست وجود داشته باشد و هیچ مشکلی برای بحث وجود نداشت. زمانی بود که فکر کردم سخت تر به معنای بهتر شدن بود. خوشبختانه من بالغ شدم و به لیگ تبدیل شدم که معتقد است ساده تر چیزی بهتر است. با این حال، هنوز فكر كنم كه فاكنر ارزشش را دارد، زيرا جاده ها را باز كرد كه هيچ كس پيش از آن باز نشده بود، زيرا به ما آموخت كه جايي كه راحت نيست برويم. من هرگز فرمالیستی نیستم، اما سر و صدا و خشم من را به عنوان چالشی جذاب می کند، من دوست دارم آن را رمزگشایی کنم همانطور که یک معما بود. اما اگر تنها ادبیات من بتوانم تمام اینها را بخوانم، من را شلیک می کند. بیا، این خوب است در مقدار منصفانه آن.
مشاهده لینک اصلی
اگر حداقل یک جهنم وجود داشته باشد، شعله خام ما دو برابر بیشتر از مرده است. سپس فقط من را تنها من و سپس ما دو بین ننگ و وحشت بیش از شعله خالص [...] @\nمی توان گفت که شعر، یک شعر غم انگیز، پر از خشم، به جای این کتاب نوشته شده است. می توان گفت که فاکنر توانایی تجزیه و تحلیل مکانیسم هایی دارد که فانکشن های انسان را به هیچ کس دیگری انتقال نمی دهد. اما این فقط این نیست. ممکن است بگوییم اگر کتاب را بخوانید بر خلاف آن آسانتر خواهد بود که داستان را درک کنید. با این وجود این ساختار است. شما چیزی را درک نمی کنید، شما با دوره های مایع و ظریف غرق خواهید شد. و همه اینها کاملا تعبیه شده است. در پایان همه چیز روشن است. همانند درMentre morivo @، در اینجا نیز فاکنر همه چیز را با کندی شعر نشان می دهد. آن را در خدمت بلافاصله pazienza.Non قابل درک است، زمانی که شما شروع به خواندن، که بخش اول از دیدگاه یک بیمار روانی از سی سال نوشته شده است. همانطور که قابل فهم نیست، اگر نه در برخی از گزیده ها، جریان بی رحم آگاهی بخش دوم. آن چه در موردLurlo خشم و هیاهو است @ حتی اگر من می خواهم به unanalisi دقیق، lurlo خشم و وضوح صحبت می کند از طریق دو نقل قول:Allora بن شروع به شکایت. صدای بلند و ناامید کننده. چیزی نبود. صدای خالص این می تواند در همه زمان ها و بی عدالتی و درد برای یک صدای دوم در بازگشت از یک رابطه سیارات بوده است. Lurlo @ @ @ من با این نقل قول نشان داده می شود. بنجامین پسر احمقانه کامپسون است. این فقط گریه و فریاد می کشد من معتقد بودم که فاکنر، با این شخصیت، که همه درد و از دست دادن این خانواده، و نه تنها خانواده است که ما در این کتاب پیدا است، اما همچنین اجداد Compson، شرح دقیق nellAppendice انتقال می دهد. و چه کسی می گویند، پس از آن، این است که lurlo وجود دارد و کل درد بشریت؟ @ [...] و این خشم جیسون خشم قرمز و غیر قابل تحملی که شب و پنج سال آینده بود، با فاصله های تکراری و بدون محو شدن و یا نزدیک به، او را به طور جدی بر این باورند که یک روز یا دیگری، بدون اطلاع قبلی، چیزی که او را از بین ببرد، او را به او را فورا به عنوان یک گلوله یا fulimine کشتن [...] @ جیسون تنها نقطه نظر است، این در بخش سوم، که ما نمی توانیم تا روشن و بتن داستان از Compson ببینید (به جز برای راوی، Dilsey، بخشی nellultima). جیسون بدبینی بی رحمانه، laffronto توسط برادر خود رنج می برد و سال خواهر خود را پیش هنوز هم می سوزاند، و بی حرمتی جدید به آستانه بحران به ارمغان بیاورد. اما جیسون یک مرد سخت، یک مرد غایب و اخلاقی تقریبا هیچ چیز نیست. خشم خود، به تنهایی، خشم خود را که نفوذ طیف روایت است و تنها ظاهر بسیار مخربی را از دیدگاه او، از طریق تغزل خود فالکنرمآبانه rinunce.Il است یک ضربه در حال حاضر در نیمه اول اما در دوم شما انجام نای دویدن نداره! چشم کوئنتین از درد و رنج و عشق، عشق خونین و ممنوع، یک عشق، یک به خواهر او صحبت می کنند، که امکان پذیر نیست. شعر که نویسندگان بر نویسندگان شرمسار، بیان یک جریان پر هرج و مرج از آگاهی، خشم، بیش از حد و ویژگی های باروک. در مقابل این رودخانه کلمات، ما همچنان خجالت زده و ناتوان مانده است تا خودمان را شگفت زده کنیم. اما افکار کوئنتین قادر خواهند بود تا حتی به آرامی به نهایی نهایی برسند. این صفحات، کسانی که نفس خود را دور به عنوان belle.Nella هستند نثر کوتاه و مختصر که مشخصه بخشی از بنیامین، سبد خرید (ر)، خواهر Compson که در اطراف می چرخد، بیشتر یا کمتر، کل امر، است شکل گرم و آرامش بخش. این عشق است، آرامش است. وقتی بن برادرش را از دست می دهد، این را نمی فهمد، زیرا از دست دادن او به یاد می آید، نه او. و او آتش خواهد زد زیرا او خواهر خود را به یاد داشته باشید، بسیار گرم و خوب برای لمس کردن و سوختن. ما Caddy را در این صفحات دوست داریم. ما فرار کردیم، Caddy و من. ما در مراحل آشپزخانه فرار کردیم، به وانادو میرفتیم، و کاددی در تاریکی تماشا کرد و تنگ شد. من می توانستم صدای او را شنیدم و قفسه سینهم بالا و پایین می رفت. \"نه،\" او گفت. - من هرگز آن را انجام نخواهم داد. بنجی، بنجی -. سپس او آنجا گریه کرد، و من آنجا بودم و در آغوش دیگری گریه می کردم. \"زیتو،\" او گفت. - زیتو من دیگر آن را انجام نخواهم داد -. سپس من سکوت کرده بود و سبد خرید کردم تا با هم و به آشپزخانه رفت و نور روشن و لو لو و جو در زمان صابون و lavò sullacquaio دهان، قوی است. Caddy درخت خاک داشت اما Candace بسته به اینکه آیا شما با این یا آن چشم ها نگاه می کنید تغییر می کند. اگر آن را Quentin صحبت کنید در مورد او درد و inenerative می شود. این مرز عشق است، نه عشق. این جوهر رنج است. Caddy میراژ می شود اما Quentin، در واقع، عاشق یک جنبه تاریک ظاهر او که به یک تصمیم نهایی منجر شود. @ [...] اما که عاشق مرگ، بالاتر از همه، او دوست داشت تنها مرگ، او را دوست داشت و به عمد در پیش بینی زندگی می کردند و تقریبا نابودی مرگ و همچنین عاشق ...
مشاهده لینک اصلی