کتاب جان کلام

اثر گراهام گرین از انتشارات نیلوفر - مترجم: پرتو اشراق-1001 رمانی که باید قبل از مرگ بخوانید

نویسنده در آغاز می‌نویسد: شخصیت‌ها واقعی نیستند. زمینه جغرافیایی داستان از آفریقای غربی، جایی که مدتی اقامت داشتم و تجربه اندوختم، گرفته شده.... شخصیت اصلی داستان، سرگردی است که در اداره پلیس سمت معاونت دارد. او در زندگی شخصی خود دچار مشکل است، و رفتارش سبب شده زنش از دست او خسته و بیزار شود. با این همه، سرگرد به زنش عشق می‌ورزد و نمی‌خواهد او را از دست دهد. ظاهرا سرگرد در مسئله دزدی و رشوه‌ای که در اداره مطرح است، دستی دارد. سرگرد سرانجام غیرمستقیم عامل قتل شناخته شده، جان می‌بازد. جان کلام «گرین» در این داستان به مطامع بشری اشاره دارد که حد و مرزی نمی‌شناسد. انسان آزمند، خودخواه و فزونی‌خواه در هر نظام و قانونی، ای بسا جوهره خود نشان دهد و منشا اتفاقات ناگوار گردد


خرید کتاب جان کلام
جستجوی کتاب جان کلام در گودریدز

معرفی کتاب جان کلام از نگاه کاربران
Rating: 3.5 *** Spoilers ahead *** گراهام گرین نوشت که: شخصیت Scobie در نظر گرفته شده است نشان می دهد که تاسف می تواند بیان غرور تقریبا هیولا باشد. با این حال، تعداد کمی از خوانندگان Scobie را اخلاقا بی رحمانه در نظر می گیرند. در نهایت، آنها برای هالن، لوئیس و دیگران رنج می برند. برای خوانندگان Scobie یک مرد خوب بود و از همه گناهانش منفک بود. این خواننده نیست. از این رو، این یک رمان بود که من هر دو به صورت بی حد و مرز آماده بودم، اما من هم مثل من غریب بودم. من اتفاق می افتد که در حال حاضر در حال حاضر دشت های استعمار گذشته تقریبا به عنوان گرم و مرطوب به عنوان ساحل آفریقای غربی است. من یک کتاب غم انگیز این کتاب را از یک کتابخانه عمومی برداشتم؛ یک نسخه از 50s توسط زمان و گرما زرد شده است. من این رمان را بخاطر خستگی گرما نیم بخاطر خواندن خواندم. بنابراین من این رمان را در یک ذهن تقریبا درستی خواندم: در حالی که من خودم را گم می کنم. من نیز از مزایای زندگی در یکی از کشورهای کاتولیک در جهان برخوردارم و جایگاه جالبی از یک کاتولیک سابق را گرفتم که بسیار باهوشانه درباره کاتولیک ها می داند که کتابی برای کشف انسانیت و الهیات کاتولیک است. بخشی از این دلیل که من این کتاب را برداشت کردم، اکتشاف موضوعات کاتولیک بود: من شک دارم که اگر آن را با آنچه که برای من انجام می شد، پر از کاوش بسیار خسته کننده پروتستانتیسم بود (با توجه به گرین انگلیسی من نیم انتظار می رود که چنین باشد). در عین حال من با هیچ رمانتی که به طور ناگهانی دگرگونی های استعماری را نشان می دهد، دلسوز نیستم؛ من از کاراکترهایی که توسط گناه و ترس و وحشت به چشم می خورند، دلسوز هستم. گراز قلب ماده، یک حیوان عجیب و غریب برای سرعت است: از یک سو می توانید فورا کیفیت ادبی بی عیب و نقص، ساختار فوق العاده فاصله، استفاده جالب از حیوانات و پس زمینه شخصیت ها به طور کلی احساس گناه اخلاقی و فیزیکی می دهند. از سوی دیگر، فردی بلافاصله ماهیت وسواسی رمان را، تکرار مداوم تکرار، مشکلات گاه وحشیانه و غیر ضروری پیچیده تئوریک که ذهن کسی را که خود را درگیر مشکلات کلیسای کاتولیک تمام زندگی خود می داند، به یاد می آورد. به همین دلیل است که من حتی در 3.5 نیز سکونت داشتم آنقدر خوب نوشته شده است اما اوه تا ناقص است. شخصیت Scobie بدون شک بزرگترین مشکل است؛ من می توانم بگویم که تصویر لوئیز و هلن به عنوان هیستری آشکار نیز مشکل بود اما من نمی توانم بگویم که آیا نگرش های تقریبا جنسیتی نسبت به زنان، منعکس کننده ذهن و ذهن های گرینس بود. با توجه به این که گرین برای اسکوبی به عنوان شوالیه تاریکی از غرور هیولا در نظر گرفته شده بود، می توانستم شرط ببخشم که محبت از انحاء Scobies ناشی می شد، هرچند که خود را در طول رمان متذکر شد که خود را برای سقوط خود فرو می برد. شاید بزرگترین مشکل Scobie در حال حاضر جورج اورول به ما اشاره کرد: اگر Scobie واقعا به عذاب ابدی اعتقاد داشت، آیا او به خاطر ابدیت محرومیت از خدا به خاطر دو زن هیستریک به اعدام محکوم می شود؟ با این حال به نظر من از این سوال خشن که توسط Orwell مطرح می شود که او واقعا ایمان کاتولیک را درک نمی کرد. هلن به Scobie سوال مشابهی می کند زمانی که او شروع به نگرانی می کند که لوئیس مجبور خواهد شد که او را به گناه مرگبار برساند. اگر واقعا باور داشتید، نمی توانید اینجا باشید. این بسیار منطقی است که پرسش از ایمان کاتولیک را بپرسید: همانطور که Scobie خودش می نویسد، هنگامی که شما کاتولیک هستید، همه پاسخ ها را می دانید، اما به طور اتفاقی با آنها رفتار می کنید. اراده انسان بسیار پیچیده تر از اورول یا هلن است که احتمالا می تواند تصور کند. در واقع، چگونه می توان یک مفهوم کامل از عذاب ابدی داشته باشیم؟ نه تنها درک جهنم را به لحاظ ذهنی، بلکه همچنین احساس می کند که آتش سوزی های جهنم عملا غیرممکن است. انسان تصمیم خود را در حال حاضر بر پایه آنچه که احساس می کند، آنچه را که تصور می کند، حتی اگر صمیمانه و صادقانه معتقد باشد، پایه گذاری می کند. Scobie نه تنها می تواند درک، بلکه احساس لوئیس و هلن ناامیدی در حال حاضر. او همه چیز را به طور گسترده ای مانند زخم پیاده روی احساس می کرد؛ یا باید بگویم، او به شدت احساس غم و اندوه کرد، زیرا معتقد نیستم آنچه که او به عشق می خواند واقعا دوست داشتنی است. این من را به بزرگترین معایب Scobies منجر می کند: خوب، Scobie یک فرد خشن اخلاقی است، به طور مداوم از دیگران پشیمان است، اما هرگز مایل نیست که خود را ، به طور مداوم با ترس از هیستری خود، با تلاش برای بالا بردن با نشان دادن یک لب فوقالعاده بالا، دوست داشتن هیچ کس در همه، مگر اینکه آنها بدتر از او، تسلیم به همه، دیگر احساسات و تعهدات مردم سنگین بر او مانند آنها وجود یک بار است ... اینها همه نقصهای شخصیت هستند و من نمیتوانم کیفیت کتابها را از نظر اخلاقی منزجر کنم، شخصیت اصلی را پیدا کنم. (هر چند که قطعا باعث می شود 300 صفحه یا کمتر لذت بخش باشد) چه چیزی واقعا باور نکردنی برای من بود این بود که چگونه Scobie می تواند برای همه احساس تاسف را برای هر کس که هر احساسی دیگر در او به نظر می رسد مرده است. او مانند یک مرد فوق العاده پیر خوانده می شود، گرچه او تنها در 50 سالگی اش بود. چطور می توانستم برای همه ی مهربان باشم ...

مشاهده لینک اصلی
تمام قهرمانان Greene اساسا ناقص هستند و با شیاطین از نزاع های شخصی و مذهبی مبارزه می کنند، اما هیچ کدام بیش از Major Scobie. او یک مرد ضعیف با نیت های خوب است، او می خواهد به خوبی عمل کند و بسیار مراقب است تا احساسات کسی را نداشته باشد. اما او محکوم شده است. قلب موضوع یک کتاب تاریک و در عین حال عمیقا انسانی در مورد یک مردی است که توسط تسلیم شدن و ناتوانی در درک یکدیگر به یکدیگر شکسته شده است. قلب این موضوع عشق و محبت است، اما Scobie یک انسان با ناقص رنگ می کشد (هیچ چیز دیگری وجود ندارد) و این منجر به یک برخورد کشنده بین قلب و ذهن او می شود. Scobie به واسطه قوانین و مقررات و استانداردها برای حمایت از آن، Scobie به شبکه ای از فتنه و فریب تبدیل شده است تا زمانی که دیگر راهی پیدا نکند. مرکز اعتقاد به Scobieâ € ™ ثانیه کلیسای کاتولیک رومی. اعتراف، انزوا، گناه و محکوم کردن همه نقش مهمی را در داستان ایفا می کنند، اما این اجازه را به شما نمی دهد. قلب موضوع گرین در بهترین حالت است و رمان فراتر از مشخصه هر گونه مذهب خاص است. این رمان درباره طبیعت بشر است، نه بیشتر، نه کمتر، و در نهایت، سخاوتمندترین (و غم انگیزترین) کلمات توسط یک کشیش صحبت می شود: کلیسا تمام قوانین را می داند. اما چیزی نمی داند که در یک قلب انسانی اتفاق می افتد. قلب این موضوع یک رمان بسیار مبهم و تحریک کننده است که شامل تمام تم های گرین است: گناه، تاسف، عشق و لعنت . اما این نیز یک داستان بزرگ لعنتی است. این در مقابل دوران جنگ جهانی دوم قرار دارد (دور از نظر دور و به نظر می رسد) و در یک محیط عجیب و غریب در جایی در غرب آفریقا. گراهام گرین خود گزارش داد که نسخه نهایی این رمان را خیلی دوست ندارد، اما برای بهترین هنرمندان غیرممکن است که کارشان را به درستی انجام ندهند و اگر هنوز گراهام گرین را بخوانید، ممکن است جایی برای شروع باشد. قلب موضوع یکی از جواهرات قرن گذشته است و سزاوار خواندن و خواندن و خواندن دوباره است. قلب موضوع موضوع قلب است. وقتی همه حقایق در آن قرار دارند، راهی برای توضیح آن وجود ندارد.

مشاهده لینک اصلی
@ Overwrought @ شاید بهترین راه برای توصیف این رمان باشد - رمان که موسیقی گوت را با مقایسه مقایسه می کند خوشحال است. به طور معمول، من گراهام گرین را دوست دارم، اما این یکی سردم را ترک کرد. بسیاری از آن کسل کننده و ناراحت کننده است، با شخصیت های غیرقابل استفاده برای بوت شدن. این روایت بی رحمانه مبهم است و داستان، که در اطراف همه چیز را متزلزل می کند، باعث می شود که دیگران ناسپاس باشند، مانند مردی که در راه خود به جادوگر می رود، پیش می رود. از سوی دیگر، از دیدگاه نثر، نوشتن عالی است، همانطور که انتظار می رود از گرین همچنین به طور غریزی صادقانه - به طرز وحشتناکی - در نحوه برخورد با موضوعاتی نظیر عشق، اخلاق، و مذهب به شیوه های بسیار تحسین آمیز است. اشتباه نکنید، این یک قطعه تازه و درخشان است. بله، من ممکن است آن را خسته کننده و خسته کننده در کل، پیدا کردم، اما من اصرار بر درخشش آن است. بخشی از مشکل این است که من نمی توانم کمک، اما مقایسه آن با پایان AFFAIR، که یکی دیگر از عاشقانه افسرده است، نوشته شده توسط گرین، برخورد با عشق و مذهب همچنین یکی از کتاب های مورد علاقه من در تمام دوران است. اما قلب موضوع به سادگی در مقایسه است. چرا؟ خوب، چون تراژدی مرکزی این کتاب است که فقط یک مرد که سعی می کند همه را بپوشاند (از جمله خدا) به هیچ کس خشنود نمی شود. به نظر می رسد حس مشترک، درست است؟ مطمئنا عنصری از عشق وجود دارد، اما این نوع عشق مضطرب است که احساسات بیشتری از استعفای کشنده نسبت به عاشقانه دارد. مانند GONE GIRL، نوعی کتابی است که شما می خواهید هرگز ازدواج نکنید. با این حال، من باید اعتبار HEART OF THE MATERIAL را بدهم: صحنه های زیادی وجود دارد که پراکنده شده اند. و آنچه که من در مورد گرین عاشق می کنم این است که او واقعا @ را می فهمید که چگونه مردم مذهبی فکر می کنند و در عین حال می توانند با دیدگاه آتشین همدردی کنند. او هرگز از خوانندگان خود حمایت نمی کند با پاسخ ظاهرا آسان به سوالات فوق العاده دشوار وجودی.

مشاهده لینک اصلی
قلب ماده توسط گراهام گرین اساسا یک کتاب در مورد ناراحتی است. مانند بسیاری از رمان های بزرگ Greenes، آن را دنبال یک سفر مردانه از طریق مجموعه ای از معضلات اخلاقی به عنوان عادلانه مورد آزمایش قرار می گیرد. اوه چطوری آزمایش میشن! شخصیت هنری اسکوبی احتمالا بزرگترین آثار Greenes است، یک افسر پلیس استعماری انگلیس در بعضی از شهرهای آفریقای غربی در طول جنگ جهانی دوم ایستاده است. یک کاتولیک، Scobie در واقع یک مرد عادل است که پرداخت می کند (در پیک) برای این صفت. خوشبختی، وظیفه، دلسوزی و تقدس به Scobie ختم می شود، زیرا او مسیری را طی می کند که به آرامی لعنت ابدی خود را حفظ می کند (در حالی که ما تماشا می کنیم). در حقیقت، هر داستانی که لعنتی را از طریق آن تضمین می کند و بیش از حد محبت به یک مورد جالب توجه است. برای اضافه کردن به تن صعود، این کتاب همچنین در مورد شکست: عدم عشق، عدم عشق، عدم ارتباط، نارضایتی، عدم حفاظت؛ در واقع، فداکاری نهایی Scobies خود را به شکست می انجامد. این یک کتاب است که شما را در زانو می کشد، یک دست را ارائه می دهد، سپس شما را در چهره می بیند. سپس یک دست دیگر را به شما ارائه می دهد، به گرد و غبار ختم می شود و سپس با یک تابه های چدنی به شما حمله می کند. سپس دوباره به شما کمک می کند تا فقط به شما در معده ضربه بزنید و مایکروویو را بر روی سر خود بگذارید. آن را به شما می گوید، اکنون کافی است @ و به آرامی پیاده روی می کند، فقط برای چرخاندن اطراف و به شما یک ضربه آخر در سر می دهد. Cricikey این کار کمی با شکوه است. کاملا توصیه می شود.

مشاهده لینک اصلی
بخشی از من واقعا میخواهم مقیاسها را نادیده بگیرم تا زندگی خود را به کاتولیکسم منتقل کنم به طوری که خطوط بین احساسات تلخی، عشق، و وظیفه آن چنان ناپیداست که وجود نداشته باشد. بخش دیگر من به طبیعت اصولی، وفاداری و مسئولیت به دیگران بهای خود او را تحسین می کند. من فکر می کنم این درگیری در قلب بسیاری از ادیان است، به ویژه کاتولیک ها - تعادل قربانی کردن خود در مقابل نیازهای فرد و اینکه چقدر نزدیک به خواندن خداوند نیاز دارد. شاید آنچه که من پیدا کردم چنان قابل تحسین بود که بی رحمانه او بود - او حاضر نبود که با همسرش با احساسات واقعی خود مقابله کند، اما حاضر به زنا نبود؟ گراهام شایستگی برجسته ای را از طریق لنزهای باریک که زندگی اش را تعریف می کند، نشان می دهد. او می گوید که دلیلش را برای رضایت او کم می کند. همانطور که چندین نفر دیگر نیز ذکر کرده اند، بسیاری از خطوط قابل تقسیم وجود دارد. @ او حس مسئولیت نسبت به زیبا و فریبنده و هوشمند را نداشت. آنها می توانند راه خود را پیدا کنند.تلخی کلمه به همان اندازه به عنوان کلمه عشق مورد استفاده قرار گرفته است: این شور و شوق وحشتناکی است که کمی تجربه می کند.Innocence باید جوان می میرد اگر نتواند جان انسانها را بکشد. @

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب جان کلام


 کتاب سلاخ خانۀ شیکاگو (جنگل)
 کتاب Anna Karenina (دو جلدی)
 کتاب Anna Karenina 1
 کتاب The Hobbit
 کتاب Never Let Me Go
 کتاب Little Women