کتاب مون بزرگ

اثر آلن فورنیه از انتشارات مرکز - مترجم: مهدی سحابی-عاشقانه ها

مون بزرگ، تنها رمان آلن فورنیه، یکی از کلاسیک‌های ادبیات سده‌ی بیستم فرانسه است. این شاهکار کوچک اسرارآمیز، با سادگی و زلالی حیرت‌انگیزی که دارد و با حساسیت ژرفی که در آن نمایاندن احساسات و عواطف یک دنیای کوچک سرشار از امید و اندوه به کار رفته، بر بسیاری از آثار پس از خود به شدت تاثیر گذاشته است.


خرید کتاب مون بزرگ
جستجوی کتاب مون بزرگ در گودریدز

معرفی کتاب مون بزرگ از نگاه کاربران
هنری آلن فورنیر عزیز، برخی از شما ادعا می کنید که استعداد بزرگی به عنوان یک رمان نویس داشتید. بسیاری دیگر ادعا می کنند که من اینطور نیستم آیا عادلانه است که شما در جنگ جهانی اول در حالی که من زندگی می کردم، آزاد نوشتن این بررسی و احساس مانند من صبح بد، چرا که من تمام مواد تشکیل دهنده معمول برای تکان خوردن صبحانه من نیست؟ باقی مانده های شما تا سال 1991 شناسایی شده است، درست است، اما آیا می دانید بدون ماست، برش فولاد، برنج گوجه و موز، مانند آب آلبالو هنگامی که با شیر بادام مخلوط می شود؟ من حدس می زنم به طریقی ترجمه آثار داستان، مثل آن، بدون مواد تشکیل دهنده. آیا واقعا من عادلانه نیستم که به شما قضاوت کنم، آیا اینطور است؟ و در بالای آن، من در جایی خواندم که ترجمه رابین بوس من بهترین نیست. نمی دانم. ممکن است من در برابر هر گونه فرانسوی مورد سوء قصد قرار بگیرم؛ چرا که این یک مامور وحشت زده است که در روز شنبه در اطراف بازار کشاورزان سرگردان است. با حرارت تابستان، آرایش صورتش شروع به ذوب کردن و پوست می کند و بچه من و من را می ترساند. یا شاید، وودی آلن را قبل از جیمز دین کشف کرده بودم، زیرا من احساساتی برای داستان مناسبی از خودم داشتم. اما حقیقت این است که من رمانت را دوست داشتم. با درجه ی n درجه @ و آن شب، گریه می کرد، از خانم دیزلیوس خواست تا ازدواج کند. @ بارف. بعضی از مردم آن را به عنوان رویا توصیف می کنند. خب، آنها نیمه راهشان را می بینند و می گویند که این به یک دولت مانند رویایی منجر می شود، همانطور که من خودم را می خواهم که به خواب برسم، همانطور که آن را خوانده ام. خدا! احتمالا آلمان احتمالا فرانسه را اغاز کرد تا از تکان خوردن جلوگیری کند. آیا می توانید آنها را سرزنش کنید؟ آنها همه رساله های فلسفی بزرگ را برای نوشتن داشتند، اما بعدا با آخرین مقدمه ی گرگ و میش درگیر شدند. و آنها حتی در فرانسوی اصلی بخوانند زیرا همه شما قاره ها پنج زبان صحبت می کنند! من سعی کردم به شما اتهامات، تفکر، @ به آن نگاه کنید: مثل آن برای فرانسه پس از استعمار است. آنها فقط از بالا به پایین ناپلئونی می آمدند و مجبور بودند همزمان با شروع مدرنیته مواجه شوند. یک مورد ساده از حسادت بریتانیا / آلت تناسلی @ اما حتی اعتقاد من تنها می تواند تا به حال کشش. خداحافظ، آلن فورنیر. با عرض پوزش زندگی شما توسط یکی از اشتباهات برجسته تاریخی کوتاه شده بود. شاید این کتاب چیز دیگری را به کسی یادآوری کند. این فرصت را دارد، زیرا من آن را به کتابخانه من اهدا میکنم.

مشاهده لینک اصلی
آلن-چهارنیرس تنها یک رمان با توجه به مرگ غم انگیزش در جنگ جهانی اول، خاطرات رویایی از دوران گذشته را با خاطره انگیز و در حال حرکت دوستی که در اطراف عشق طولانی از دست رفته است، به تصویر می کشد. در کمون فرانسوی کوچک و حومه سرسبز و دلپذیر، François Seure، پانزده ساله، روابط نزدیک خود را با پسر کوچولو آگوستین مآولنز، که همچنین به عنوانLe Grand Meaulnes @ شناخته می شود، به دلیل کریسمس طبیعی و حضور فیزیکی اش با دانش آموزان دیگر در طول دوران وقت خود را در مدرسه و در این زمان که مآولنز ظاهرا برای چند روز از دست رفته می رود، تنها با یک داستان جذاب از اینکه او یک شب از دست رفته و در یک مکان به نظر می رسد رها شده در وسط هیچ کجا که در آن یک Chateau که ظاهرا میزبانی نوعی مهمانی در نهایت François با کنجکاوی مشتاق پیدا می کند که یک دختر زیبای پنهانی درون وجود دارد و برای Meaulnes واقعا در ابتدا دوست داشتنی است، به طوری که هر دو تصمیم می گیرند تا کشف کنند که جایی که این مکان مرموز می تواند باشد، و این است فقط یک آغاز است که زندگی آنها را برای همیشه تغییر خواهد داد، هر دو برای بهتر و بدتر. چه کسی می داند آنچه که فورنی می توانست برای رسیدن به آن دست یابد، او توانایی نویسندگی بسیار خاص بود و به عنوان اولین اثر نوشته شده داستان، قطعا یکی از شادابیشان است و در حقیقت احساس پریایی است که بچه ها در هنگام خواب خوانده اند، روایت فوق العاده است و کتاب به طور کلی آسان است بنابراین برای خوانندگان جوان به دنبال مکان خوبی برای شروع با ادبیات کلاسیک فرانسه است کلاسی را که نمی تواند شامل پیچیدگی و مطالعات شخصیت عمیق برخی از نویسندگان مشهور کلاسیک فرانسوی باشد. اگر چه داستان به اندازه ای وجود دارد، عوامل اصلی برای من احساسات جهانی است که حس می کند، با روحیه نوپا جوان و معنای واقعی دوستی نوجوانی درخشان است. من بخاطر سه شخصیت اصلی خودم، به عنوان یک شخصیت منحصر به فرد، اما همچنین برای خودم، به عنوان چپ خود را با احساس قوی برای خاطرات محروم خود را ترک کرده ام و از سال ها رفته است.

مشاهده لینک اصلی
بعضی وقت ها پس از ترک دانشگاه من در یک باشگاه بودم؛ و در یک نقطه در، جشن، جشن های من بر روی شانه انداختم. من برگشتم و یک دختر بلوند جذابی وجود داشت. او نام من را گفت من به طور خیره به او نگاه کرد. â € ~ آیا شما به یاد داشته باشید من؟ â € او او پرسید. مجبور شدم اعتراف کنم که من این کار را نکردم â € ~Nicole، â € او گفت. من بیشتر به خودم خجالت زده بودم و اعتراف می کنم که من هنوز نمی توانستم او را بجا بیاورم. آه نیکول! البته! او در همان سالن های اقامت به عنوان من بوده است. ما هیچ یک از کلاس های مشابه را انجام نداده بودیم و ما نباید همه آن ها را صحبت کردیم، اما مسیرهای ما یک بار یا دو بار در راهرو یا احزاب عبور کرده بودند. همانطور که شب در آن بودیم، رقصیدیم و با هم صحبت می کردیم و بوسیدیم و هنگامی که باشگاه بسته شد ما در پیاده روی راه اندازی، با نیکول در سرب. من شهر خوبی را می دانم، اما مست، با توجه به جاهای دیگر من، من هیچ ایده واقعی ای در مورد اینکه ما در محل که در آن به پایان رسید، آمدیم. همانطور که من آن را به یاد می آورم اکنون، و همانطور که روز بعد آن را به یاد می آورم، آن را به نوعی عرصه سنگ، با دیوارهای بلند، و چراغ های اطراف، برخی از آنها از درختان آویزان بود. البته من شک دارم این مورد بود، اما این همان چیزی است که من می بینم وقتی دوباره به گذشته می روم تا آن شب تکرار شود. من دقیقا نمی دانم چه مدت آنجا بودیم؛ ساعتها احساس می کردم، اما فقط سی دقیقه یا چند دقیقه بود. هر چند قبل از اینکه نیکول و من جدا شدند، او شماره تلفن من را پرسید. متاسفانه، من آن را با قلب نمی دانم (من هنوز هم donâ € ™ t) و من هرگز من همراه من همراه با من در شب انجام نشده است. â € ~ شماره تلفن خود را، به من بگویید، با احتیاط، â € ~ و من آن را به یاد داشته باشید. پسر بی احتیاط! البته، وقتی روز بعد بیدار شدم، این تعداد به من رسیده بود؛ این بخش بسیار ناچیزی از شب بود که بوسه ها و عرصه سنگ های فوق العاده ای بود. با این حال، من ابتدا اجازه ندادم که آن را بیش از حد از بین ببرم، در باشگاه ها استفاده می شود و همچنین اعتقاد بر این است که من دیر یا زود به او ضربه می زنم. با این وجود، در طی ماه های بعد، باشگاه های شهر، از جمله آنهایی که در آن ملاقات کرده بودند و اگر چه من چیزی برای چشم او نگه داشتم، هیچ نظری از نیکول پیدا نکردم، به این معنی که او هرگز خودش را ندیده بود و هیچ کدام از مردم من آن شب را دیدم. هرچه این طول عمر بیشتر ادامه پیدا کرد، بیشتر علاقه مند شدم به این وضعیت، انرژی ذهنی بیشتری که به آن اختصاص داده بودم. من این دختر را دوست داشتم، که زندگی من به طور مکرر با من تنها به ناگهان ناپدید شد؟ در پایان هر شب من باشگاه را ترک کردم و در جستجوی عرصه بودم، امیدوار بودم که در همان حالت باشد بسیار مست بود] به نحوی حافظه من را تکان داد و من آنجا را هدایت می کرد. در این مرحله، تمام این حوادث بر کیفیت روحیه گرفته شده بود - احساس می کردم که من به دنبال کسی و محل بودم، به همین علت نمی توانستم خودم را بیان کنم، که در واقع هرگز در هر صورت به جز تصورات من وجود داشت. اکنون وقتی به آن زمان فکر می کنم و تعجب می کنم که چرا من نخواسته نیکول را ببینم دوباره به این نتیجه می رسم که دختر خودش خودش را دنبال می کند که من دنبالش هستم، بخشی از من، بخشی که تنها زمانی بود که من با این دختر خاص در آن محل فوق العاده بودم؛ من آن را سخت به اجازه دادن به این بروید. * این البته، منحصر به فرد برای من نیست؛ بسیاری از ما می خواهیم پسرم را به یاد بیاوریم، یا بسیاری از ما، پس از تجربیات خاص، از لحاظ نوستالژیک، و این حداقل، تا حدی، همان چیزی است که Le Grand Meaulnes، رمان زیبای فرانسوی Alain-Fournier است. لئون گراند مآولنز با ورود یک پسر جوان، فرانسوی Seurel، در Sainte-Agathe. او توسط پدرش، معلم و مادرش همراه است، که او به عنوان \"زن خانه دار ترین\" شناخته شده است. پس از آن، بلافاصله مشخص شد که زندگی خانوادگی فرانکوئیز نسبتا معمول است ، و، شاید، کمی خسته کننده است. علاوه بر این، پسر خود هم â € ~timidâ € و، به علت مشکل با زانو، \"ضعیف\"، و بنابراین نمی کند و یا نمی تواند، با بچه های دیگر بازی کند. سپس یک روز آگوستین مآولنز - که البته، معروف بزرگ یا بزرگ «عنوان» - وارد زندگیاش است. شرایط پشت سر جلسه اولشان قابل توجه است: یکشنبه، یک روز به طور سنتی از استراحت، نازک ترین روز های کسل کننده است، زمانی که انتظار نداشتن چیز هیجان انگیز رخ می دهد. با این حال، هنگامی که فرانکوئیس از کلیسا باز می گردد، یک زن را از طریق پنجره خانه اش می بیند. به نظر می رسد که او پسر \"پسر\" خود را دارد که خوب است، فکر می کنم که شما احتمالا این کار را کرده اید. او در این باره هوشمندانه به معرفی آلبوم های آئین فورنی اشاره کرد. نه با حضور او، بلکه فقدان آن، به این ترتیب جنبه مهمی یا تعریف کننده رفتار و شخصیت او را بدون اینکه او حتی در صحنه باشد، نشان می دهد. پس از دادن مادرش لغزش، فورا متوجه می شود که این یک پسر پر جنب و جوش است که کارهای خود را انجام می دهد، در مقابل فرانسیس، غیر متعارف است. در واقع، ورود فیزیکی او به رمان این تصور را تأیید می کند، همانطور که پله های Seurel را می بیند ...

مشاهده لینک اصلی
وقتی که من حدود 10 بودم، آنچه را که در طول تابستان در یک جنگل با یک دوست احساس می کردم، صرف کردم. جنگل کشف تدریجی بود. هر روز با افزایش شادمانی ما به آن عمیق نفوذ کردیم، از خندق درختی به تپه درخت نفس عمیق کشیدیم و پریدیم، تا زمانی که در منطقه تصورات ما به اندازه کافی بزرگ نبودیم. و البته ما تنها دو نفر بودیم که در مورد آن می دانستیم. این منطقه جنگل تبدیل به قلعه پرجمعیت ما شد، با گذرگاه های قابل توجهی و جزایر از اسناد اصلی من از زمان، کتاب فهرست ها. بنابراین طولانی ترین @ bridgeâ € (یک درخت نابود) به نام Verrazano Narrows نامگذاری شد و عبور از طولانی ترین جهش به نام Bob Beamon Way نامگذاری شد. همچنین جزیره ادیسون وجود داشت، جایی که ما یک لامپ پیدا کردیم؛ و فاضلاب، جایی که ما فریاد زدیم. هر روز روی این مکان رویایی کردم و هر روز که می توانستم به آن بازگردم. این یک زمان فوق العاده در یک جهان مخفی بود. در تابستان آینده دوست من حرکت کرد، اما از من جلوگیری نکرد. من به تنهایی به آن برگشتم. اما فقط یک سال تغییرات برگشت ناپذیری به وجود آورد - گیاهان خیلی زیاد شده بودند و من حتی نمی توانستم راه خود را پیدا کنم، به جز اینکه آن را به جزیره ادیسون برگردانم. من ویران شدم، اما 11 ساله بودم، و به سرعت بهبود یافتم و به ماجراهای دیگر رفتم، هر چند به طرق مختلف راهپیمایان در آن باشکوه مخفیانه هرگز تکرار نشدند، هرگز پیشی نگرفتند، بنابراین در خیال من، جایگاه باروری به نمایندگی از رمز و رازهای ناخودآگاه و ماجراهای جوانان است. چند سال بعد با این دوستم صحبت کردم، در حال حاضر به دور از زندگی من نسبتا متضاد به خودم است، و من با اشاره به جنگل، امیدوار بود که برخی از سحر و جادو خود را با ضربه زدن به خاطرات خود را به دست آورد، اما او کمی و یا هیچ یادآوری از محل. من به تازگی ویران شده بودم، همانطور که سالها می خواستم از او دربارهش بپرسم، و من احساس خستگی شدید به سمت پایین بودن خود را داشتم، اما در برخی موارد این غم و اندوه حتی بیشتر اهمیت جادویی مورچه را در تخیل است. این کتاب همچنین درباره یک دامنه â € œsecretâ € است که توسط شانس کشف شده است و هرگز دوباره یافت نشد، و طلسم تجربه در مورد کودکان درگیر است. اما حوزه مخفی آن نیز توسط یک دختر زیبا (کودکان 10 یا 11 ساله، اما 15 یا 16 سالگی) پر شده است، بنابراین عنصر تراژیک اضافه شده از عشق گمشده نفوذ به زندگی Le Grand Meaulnes، آلوده کردن آن با یک ایده آل که هرگز نمیتواند تحقق یابد و از او سرگردان در این زمین است. اما در مورد این کتاب که تا حدودی تأثیرگذار است، چنان غم انگیز و جادویی است؟ موضوع اصلی، مطمئنا، یکی از دلایلی است: پایان جوانان به دلیل وسواس طولانی مدت با زیبایی غیرقابل دسترس و رمز و راز در جوانان مواجه شده است که باعث می شود متوجه شوید که اوایل اوج خود را گرفتید، دوباره تجربه کرد این همیشه یک موضوع قدرتمند است، و در یک یا چند روش، زیرمجموعه عاطفی ادبیات بسیار است. اما چرا این کتاب به طور خاص بسته می شود؟ من اکنون آن را دو بار خوانده ام، اولین بار که چند سال پیش بود، اما من هنوز دقیقا نمی دانم. یکی از احتمالاتی که در این زمان به من زد، طبیعت ترکیبی متفاوتی از حساسیت است که در صفحات آن بیان شده است. این یک وحشی رعب و وحشت است، حساسیت رمانتیک به اسرار بسیار ظریفی طبیعی و روابط نوجوانی است، اما همراه با این، روستایی تقریبا ناپایدار و حقیقی است که تا حدودی جدا شده است. به عبارت دیگر حساسیت یک فکری روستایی حساس است؛ یک نوع شخصیت همیشه جذاب است و پس از آن نوشتار خود را که هر فرصتی برای پرتاب به گلدان و تمسخر عرفانی داشت، اما آن را انجام داد، در عوض آن را به یک دوره ثابت از توصیف اساسی، که باعث افزایش حتی رمز و راز نشده حل موضوع از موضوع است. من این کتاب را دوست دارم و تأثیر آن بر من کمتر از اولین بار در اطراف نیست، و پس از اتمام آن، IA € ™ متر با داشتن برخی از مشکلات حرکت به رمان دیگر.

مشاهده لینک اصلی
آلن فارنی نام مستعار هنری آلبانی-فورنی (1814-1986)، یک نویسنده فرانسوی و سرباز بود. Le Grand Meaulnes (1913) تنها رمانش بود، دو بار فیلم برداری شده و در حال حاضر یکی از بزرگترین آثار ادبیات فرانسه است. او یک دوست به آندره گید (1959-1899) بود که میوههای زمین (1897)، The Straits Gate (1909)، The Counterfeiters (1927) و بسیاری دیگر) نوشته بود. آلن فارنی کار خود را در یک رمان دوم کلمب بلانشت در سال 1914 آغاز کرد. با این حال، همان سال، او به ارتش پیوست و در حالی که در میدان جنگ فوت کرد. این جنگ جهانی اول بود. بزرگ مآولنز، که در زمان ترجمه و انتشار آن در ایالات متحده نیز شناخته شده به عنوان The Wanderer است، رمان نیمی از زندگینامه است. این در مورد یک پسر 17 ساله آگوستین مآولنس است که در جنگل گم شده و با یونان د گالئس ملاقات می کند. این شخصیت زنانه داستانی بر اساس فریب آلاین فورنیره، یون د دویوکرکورت بود که با یک سال پس از آن در کنار بانکهای سین دیدار کرد. با این حال، د Quievrecourt نشان داد و آن را شکست قلب جوان Alain-Fournierâ € ™ ثانیه. راوی داستان، 15 ساله فرانکو سیرل مانند یک پسر است که در حال بیدار شدن در حالی که شاهد اولین درس پسربچه در عشق است. چه چیزی روحیه رویا را جذاب می کند این واقعیت است که هر دو آنها پسر جوان هستند که در راه عشق به بی گناه هستند. هنگامی که مآولنز در جست وجو از دست رفته اش ناپدید می شود یا من باید عشق مرموز را از بین ببرم، احساس غم و اندوهم را نیز از دست دادم و اولین بار فکر کردم اولین قتل من باعث قلب من شد. این یک داستان تلخ و شیرین است که همه افراد، جوان و قدیمی می توانند با آن شناسایی کنند. عزم مآولن برای پیدا کردن عشقش به ما ثابت می کند که ایده آلیسم عاشقانه هنوز چیزی است که می تواند پاهای ما را از بین ببرد. حتی در این دوران فضای مجازی، هیچ چیز نمیتواند جای تأمل یک داستان واقعی و قلبآمیز عشق جوان را جایگزین کند. منتقدین این مقایسه را با شاهکار F. Scott-Fitzgerald's Great Gatsby (1925)، یکی از بزرگترین کارها از ادبیات آمریکایی من می توانم شباهت ها را ببینم: املاک مسحور کننده، مهمانان، جشن ها و استفاده از راوی شخص ثالث. فیتزجرالد در فرانسه بود زمانی که شاهکار خود را نوشت و انکار نکرد که تحت تأثیر این کار آلن-فورنیر قرار گرفته است. در نهایت، مانند گرتسبی، لو گرند مآولنز نیز یک داستان عاشقانه غم انگیز است. در واقع، این یکی از غم انگیز ترین داستان عشق است که تا به حال خوانده ام که می تواند با داستان عشق اریک سگال رقابت کند. واقعیت این است که آلن فورنیری که در سالهای جنگ برای کشورش فوت کرد، به درخواست تجدیدنظر رمان خاتمه داد. بیا به این فکر بکنید، عشق A-Fournier از دست رفته یا بدون تردید برای د Quievrecourt رفتن به زباله نیست. در حقیقت، او با نوشتن این رمان، Le Grand Meaulnes، تجربه خود را با این عشق و عذاب آوردن جاودانه ساخته است. خوشحالم که یک آلن فورنی را خوانده ام. جای تعجب نیست که افراد فرانسوی عاشقانه هستند. آنها این کتاب را به صورت خواندن مورد نیاز در مدارس خود دارند.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب مون بزرگ


 کتاب اوژنی گرانده
 کتاب روزینیا قایق من
 کتاب جادوی خون
 کتاب زندگی کوتاه است
 کتاب ویلای دلگیر
 کتاب مردی که می خندد