کتاب مزایای منزوی بودن

اثر استیون چباسکی از انتشارات میلکان - مترجم: کاوان بشیری-عاشقانه ها

رمان «مزایای منزوی بودن» نوشته استیون چباسکی که یکی از پرفروش‌ترین آثار در فهرست نشریه نیویورک تایمز
می باشد در ایران توسط در ایران توسط کاوان بشیری ترجمه شده است
مزایای منزوی‌بودن» یکی از زیباترین رمان‌های عاشقانه‌ دهه‌ی اخیر است که زندگی جوانان را بررسی می کند.
اثری که منتقدان آن را جوانانه‌‌ای جذاب و در عین حال خاص معرفی‌کرده‌اند که در زیر لایه‌ عاشقانه آن مخاطب با داستان تلخی در مواجه می‌شود که او را شوکه می‌کند.

«مزایای منزوی‌بودن» نگاهی ا‌ست هوشمندانه و احساسی، به برهه‌ای از زندگی که بسیاری درباره آن خاطرات خاص خود را دارند. دیدن این دوران از خلال چشمان یک شخص دیگر به ما یادآور می شود که برخی تجربیات شخصی می توانند تا چه حد فراگیر و جهان‌شمول باشند.

«مزایای منزوی‌بودن» به عمیق‌ترین و در عین حال ساده‌ترین نیازهای انسان می‌پردازد.


خرید کتاب مزایای منزوی بودن
جستجوی کتاب مزایای منزوی بودن در گودریدز

معرفی کتاب مزایای منزوی بودن از نگاه کاربران
@ و در آن لحظه، قسم می خورم که ما بی نهایت بودیم @ URGH! از این نقل قول متنفرم این یک اشتباه فجیع است و من شرط می بندم که هیچ کس در واقع نمی داند منظورش این است که آنها نمی خواهند به عنوان یک بچه غیر خشن شناخته شوند، پس هرکس وانمود می کند که عمق آن به جای حقیقت حقیقت است - این احتمالا نمی کند هر گونه معنی دار و بدین ترتیب به معنای تقلید همه است. نقل قول این فقط من را به این فکر می کنم: پروژه گربه بی نهایت. اما این نوع بی نهایت بهتر است؛ زیرا الف) شامل گربه ها است و ج) جالب است زیرا می داند که بی نهایت خود یک نقطه دارد. همانطور که احتمالا می توانید بگویید، من به این کتاب رفتم و انتظار نداشتم آن را خیلی دوست داشته باشم. در واقع مخفیانه، من احتمالا فقط می خواستم از هیپ هاوس ها و همچنین عکس های دهه های نه چندان دور از نویسنده در جلد پشت (که پیراهن چمبری را می دیدم) می بودم. چیزی که من انتظار نداشتم این بود که آن را دوست دارم. بله من واقعا دوست داشتم از داشتن یک والفلاور لذت ببرم! من نمی توانم به عنوان یک مشتاق به عنوان بیش از نوشتن عالی، مشخصه و این حس تا سیاه و خشک احساس طنز به دست آورد. اگر این طنز سیاه و سفید تر و خشک تر بود، آن را می گوید گوشت گاو. این فرمت به عنوان مجموعه ای از نامه های یک نوجوان جوان چارلی به خواننده شناخته شده نوشته شده است، این فرمت مملو از خطر است. منظورم این است که به عنوان خوانده شده مانند یک نامه مناسب، هر فصل نمی تواند بیش از حد طولانی باشد، باید فکری داشته باشد و به نظر نمی رسد که یک طرح داشته باشد چون ممکن است یک کتاب فصل طبیعی باشد. از سوی دیگر، آیا نامه ها جالب هستند و آیا ممکن است در پایان آن ها چیزی به دست بیاورند؟ حکم از طرف من مخلوط است. Chbosky ناخن بخش نامه. آیات چارلیز بسیار عقب مانده اند و بسیار طبیعی و متقاعد کننده خوانده اند. پرتره ای که او از دوستان و خانواده اش رنگ می کند زیبا است - و حتی موفق به ذوب شدن قلب من در قسمت 2 با توصیف خانواده گسترده و پدربزرگ بزرگ بزرگ خردسال به طور خاص. و مرده است خنده دار. به خصوص روایت مستقیم و چهره ماندگار چارلی و اولین دوست دخترش مری الیزابت که می خواهد @ را به او نشان دهد تا چیزهای جالب در زندگی، که بتواند سرگرمی را در هیپرسی ... در یک کتاب با هدف استفاده از هیپ هاپ ها به نمایش بگذارد. درست مثل این آهنگ Pumped Up Kicks که باعث ایجاد هیپ هاپ می شود رقص می کند، اما در واقع خشونت خانگی است. استفن چبوسکی، طنز تو را به من خشنود می کند. بر روی @ undecided @ جلو، من مطمئن نیستم که چارلی خود را به عنوان یک شخصیت. او به اندازه کافی هوشمندانه نیست که نبوغی باشد که او در آن تبلیغ کرده است (حادثه عجیب و غریب سگ در زمان شب روی صحنه اجرا می شود) و این واقعیت که نویسنده می خواهد نوعی نمایش هولدن کافیل را به نمایش بگذارد و ناخوشایند است. اما چارلی و نیت های خوب او را دوست دارم (حتی اگر از او اطمینان ندارم). همانطور که وی معتقد است که او در روز تولدش یک مادربزرگ را خریداری می کند، او هم آنجا بود. وای. مثل، به طور جدی، من قلب من را از دست می دهم. در جبهه بدون هیچ و هیچ ... من قصد سفر به خانه را با چهار ستاره داشتم، اما پایان آن را برای من خراب کرد. استفن چبوسکی - چرا شخصیت شگفت انگیز زنانه ای را می بینید که شما با احتیاط بسیار زیادی برای زنانه انجام داده اید، که به عنوان شخصیت مورد علاقه من به پایان می رسد - فقط برای داشتن یک جوانه ی کوچک خود (که حتی کمتر حس می کند که شما la-la-la در مورد بی نهایت) و سپس اقدام به از بین بردن او؟ من می دانم که شما یک کتاب درباره خودکفایی اموز ها نوشتید، اما آیا شما خودتان هستید؟ و همچنین. یک مقدمه چی؟ این مجموعه ای از حروف است، شما نمی خواهید نوشتن یک رمان سنتی به یاد داشته باشید؟ چرا پس از آن مقارن است؟ من قبلا @ epilogue @ را در پست قبول نکرده بودم. این شخصیت من را از فضای ویژه که من اعتقاد داشتم گیرنده نامه های چارلیز @ بود و من ناگهان به من متوجه شدم من خواندن @ @ @ رمان. آشکارا ناامید می شوم. بله، بگذارید به طور مستقیم، نویسنده عزیزم، به روح پروکسی ها، آقای روحانی، به طور کلی، رمان شجاع و متفاوت صحبت کنم. من دوست دارم که تمام خشونت علیه زنان غیر فعال در متن من را به عنوان یک خواننده زن، به شدت تهاجمی احساس می کند و من به آهخ رفتم. من می دانم که شما چه کار می کنید من استفان را دوست دارم (آیا می توانم آن را به شما بگویم؟) تو باهوش هستی. شما تقریبا به من داشتید نه کاملا، اما اگر شما در شهر هستید و هنوز هم آن پیراهن چمبری را داشته باشید و موهایتان را به هم بزنید، با من تماس بگیرید. اجازه دهید که خط خود را در خانه پیدا کنید. همچنین بررسی Shirley نیز در وبلاگ من در Books on Marrs ظاهر می شود. در حالی که من فکر می کنم بی نهایت خودم، اجازه دهید من شعر را به رینج، که این کتاب را با من خوانده ام، بخوانم. اطمینان حاصل کنید که بررسی خود را بررسی کنید. این چشم های شما را از درخشش خود صدمه می بیند. پول تضمین شده است. به فضا بین ما (برای رینجا) یک شعر است که به خوبی رگه است، آن را تنها به صورت پراکنده در rhmes در حال حاضر در شهرستان به نام پرث پایتخت ترین شهرستان پایتخت در جهان جمعیت سه Tim Winton، Sam Worthington و من و همچنین windiest در جهان من سرزنش آن را در تیم وینتونی احساس می کنم خیلی سرما و تنهایی من پوشیدن روسری من در اطراف من تنگ تر و فکر می کنم رینج در ساحل شرقی کتانی چای دل انگیز در اطراف یک catBecause او hipsterAnd ما خواندن پروانه بودن Wallflower togetherAnd من گریه و Fre ...

مشاهده لینک اصلی
Ok.So، چرا هیچ کس واقعا اشاره نمی کند که چارلی به نظر می رسد اوتیستیک عملکرد بالا است؟ منظورم این است که تفاوت بین خجالتی یا دلفریب و اوتیست وجود دارد. او به شیوه ای که هنجارهای اجتماعی، فرآیند فکر، اقداماتش (و بی ثباتی در شرایط خاص) را درک می کند، حتی روش های بی دست و پا بیان می کند. آنها همه را به کسی می اندازند که جهان را متفاوت از بقیه ما می بیند. شاید من اشتباه کنم. شاید من کاملا از آنچه که Chbosky سعی در تصویر نمودن کردم، نادرست است. یا شاید Chbosky حتی متوجه آنچه که او در حال تصویربرداری است. می بینید، من عاشق یک کودک خفیف اوتیسمی. من او را دوست دارم کل موهبت زیادی است. بنابراین کتاب این را به من در نقطه نرم من لمس کرد.تنها؟ من واقعا مطمئن نیستم که من می توانم آن را بررسی بی طرفانه. Hmmm. خوب، بررسی ها کاملا بین دوستان من تقسیم شده است. و حتی اگر من آن را دوست داشتم، می بینم که چرا برخی از آنها نتوانستند. دوستان چارلیز Sam \u0026 amp؛ پاتریک 20 تا از بچه هایی که در دبیرستان نبودند، 20 بود. نه، حتی افراد سالخورده ای که از طریق چیزهایی بوده اند، عمیق، بالغ و یا بی روح هستند. من متاسفم، اما این اتفاق نمی افتد شما ممکن است به شما و یا دوستان خود اعتقاد داشته باشید این راه. اما من به هر کسی که فکر می کند چالش می کنم، به عقب برگردم و بعضی از شاعران گمشده اش را بخوانم و یا از یادداشت های خاطره انگیز خوشم می آید. شما فکر می کردید که شما بالغ تر از شما بودند. من قسم می خورم. با این حال، آن را بیان می کند که چگونه برخی از مردم خود را به یاد داشته باشید.بنابراین، این وجود دارد. بعضی افراد نیز مشکلی با تمام نوشیدن زیرزمینی، مصرف مواد مخدر و جنس دارد. آهاه خوب، من متوجه شدم چرا آنها آن را دوست ندارند، اما این اتفاق می افتد. وقتی که من در دبیرستان بودم، همه چیز را انجام دادم. با این وجود، بارها و بارها، من در مورد این بچه ها خیلی سرد یا بالغ نبودم. به هر حال، اگر میخواهید تظاهر کنید که هیچ کس نمیتواند مست شود، آنها 21 ساله میشوند یا تا زمانی که 18 ساله شوند، قرار میگیرند؟ قدرت بیشتری برای شما دارد. با این حال، آن نه تنها غیر واقعی است، بلکه برای سال های زیادی غیر واقعی بوده است. و نوجوانان (در حالی که کم نیستند) arent احمقانه. اگر می خواهید خودتان را با گروه هایی که در سرتاسر شنبه دفن شده اند، کنار بگذارید، من تقریبا می توانم تضمین کنم که شما نیز احمق هستید. بنابراین، موفق باشید آنها را به مشاوره خود را به طور جدی! خوب، آخرین، اما نه کم، چند شکایت در مورد چند موضوع این بچه ها برای مقابله با. تجاوز، خشونت، خودکشی، همجنس گرا، قلدری، این فهرست ادامه می یابد. خب، اجازه دهید فکر کنم ... هیچ کس نمی دانست من کشته ام. من حدس می زنم من بی اعتقاد، اما من این کتاب را دوست داشتم. و من چارلی را دوست داشتم. فقط امیدوارم چارلی شجاعت داشته باشد که در زندگی زندگی کند. حداقل LSD! از آنجا که، واقعا، این گوزن می تواند بسیار لعنتی افتضاح است.

مشاهده لینک اصلی
خونریزی افتضاح تصور کنید این را انتخاب کنید: The Catcher In The Rye توسط یک میلیون قطعات کوچک خسته شد. DNA ژیگوتا با روزنامه نگاری وحشت 1980 درهم آمیخته شد و به مدت شش ماه با اشعه ایکس بمباران شد. سپس آن را به زودی در یک محراب خونین در زیر ماه کامل و به صورت متداول تحویل داده شد، بارها و بارها توسط چاک پالا نینوک بر روی سر آن افتاده است. طرح هرچیزی که فرض مرکزی آن یک نوع تنوع روزانه تلویزیون است متعلق به یک دسته خاص است. برای من این دسته از کتابهای الکترونیکی است که باید با نویسندگان خود در کنار آن سوزانده شوند. اگر شما آن را دوست داشتید، به شما فحاش دهید.

مشاهده لینک اصلی
نه برای اولین بار، من خودم را برای خواندن یک کتاب در مورد ده سال دیرین و کاملا ناتوان از ارتباط با آن در هر سطح میبینم. بعضی ها احتمالا باید وقتی من در مدرسه دبیرستانی بودند این را بخوانند و احتمالا من آن را به طور مطلوب تر بررسی می کردم - بعد دوباره، زمانی که پانزده ساله بودم، رادیو را در چاودار خواندم و هولدن کولفیلد را کاملا ناپاک می دانستم این کاملا ممکن است که من فقط در مورد مبارزه پسر سفید پوست نوجوان طبقه متوسط ​​نیستم. خواندن این مطلب به عنوان یک بزرگسال، تمام مسائل پنهان شده در متن، کاملا مشهود بود. من منتظر معلم انگليسي بودم که خسته شدم، اما در عوض او فقط به چارلي مي گويد که چقدر هوشمند است و معلم دبيرستان کامل است که هيچ کس آن را تا کنون نگذاشته است (ظاهرا او توسط پل رد در نسخه فیلم، که باید یک نوک خاموش باشد که شخصیت وی به هیچ وجه کامل نیست). و چرا این بچه های دبیرستانی با بچه ای که قبلا فارغ التحصیل شده اند آواز می خواند؟ من نمی توانم تصمیم بگیرم که چه غم انگیز است - یک دسته از نوجوانان متوجه نمی شوند که دوست بزرگترشان ترسناک است یا اینکه این مرد به نظر می رسد فکر می کند که این نوجوانان (برای آنها او مواد مخدر و الکل و جای امن برای مصرف آنها را فراهم می کند) واقعا دوستانش . همچنین نوشتن. استیون چبوسکی یا بدترین نویسنده در جهان است و یا یک نابغه است که قادر به ضبط صدای تیزهوش و جذابش از پانزده ساله است. با توجه به اینکه چارلی چقدر باهوش و هوشمند است، می توانستم نوشته های او را کمی بهتر کنم، اما همانطور که هست، این کتاب مانند خواندن خاطرات قدیمی من در دبیرستان بود و من هنوز از خجالت دوام رنج می برم. خدا را شکر، من زنده ی مجله را در کالج حذف کردم. من سخت تلاش کردم تا با چارلی همدردی کنم من آگاه هستم که او از طریق جهنم بوده است و او دارای مسائل است، اما به دلیل صحیح بودن، می تواند هر پنج صفحه را به اشک خود برساند؟ در طول کتاب، هر بار که چارلی شروع به گریه می کند، من نمی دانم، باد او را به زاویه اشتباه، من در صفحات خیره و فکر می کنم، @ اگر شما یک شخصیت زن بود، خوانندگان از شما متنفر هستند. آنها شما را بی انتها فریب می زنند و می گویند شما دلسوزی دارید. اگر شما به عنوان یک دختر نوشته شده اید، هیچ کس همدردی شما را با شما ندارد. @ و این باعث ناراحتی من شد. در این کتاب، کتابهای کوچکی نوشته شده بود، که در آن حتی به عنوان یک بیست و پنج ساله وحشتناک بود که توانستم آنها را بخوانم و درک کنم که چرا نوجوانان با این کتاب ارتباط برقرار می کنند. مثل زمانی که چارلی می نویسد: \"من امیدوارم که خدا یا پدر و مادر من یا سام و یا خواهر یا کسی من فقط به من می گویند که با من اشتباه است. فقط به من بگو چگونه چقدر متفاوت باشی که منطقی باشد. همه اینها را از بین می برند. و ناپدید می شوند من می دانم که این اشتباه است چرا که مسئولیت من است و من می دانم که همه چیز بدتر می شود قبل از اینکه آنها بهتر شوند، زیرا این چیزی است که روان پزشک من می گوید، اما این بدتر است که احساس می کند خیلی بزرگ است @ (توجه داشته باشید سریع به تمام نوجوانان خواندن این بررسی: احساس می کنید که چارلی توصیف می کند، هنگامی که شما دبیرستان را ترک می کنید، از بین نمی رود) لذت ببرید! کتاب های زیرزمینی به شدت به من حمله کردند: دوست داشتن دوستانتان و حمایت از آنها مهم است، اما نه به خاطر شادی شما. اما بیشتر بخشی از این کتاب را می خوانم و تنها می توانم یک چیز را در نظر داشته باشم: با تشکر از کریستین من بیش از پانزده سال دیگر نیستم.

مشاهده لینک اصلی
امتیاز واقعی: 4.5 starsSo، من این را دو بار در حال حاضر خوانده ام. اولین بار که من آن را خواندم، فکر می کنم من حدود 14 سال داشتم و معتقدم که من در اصل سه ستاره را به آن دادم. اما پس از چند سال انتظار و خواندن آن دوباره، بحث در مورد آن با گروه کتاب من در مدرسه و دیدن فیلم (که من دوست داشتم)، قدردانی من برای آن بسیار بزرگ شده است. و فکر می کنم بسیاری از چیزهایی را که من از دست دادم یا از آن به عنوان یک نوجوان جوان قدردانی نمی کنم، با هم همدردی می کنم. بنابراین، Im مقیاس من تا 4.5 ستاره (و گرد کردن آن تا 5 چون Goodreads اجازه نمی دهد نیمه رتبه ها، hmmph). بسیاری از چیزهایی که من در مورد این کتاب دوست دارم وجود دارد. اول از همه، آن را پوشش می دهد بسیاری از مسائل مهم بدون (معمولا) آمدن به عنوان بیش از حد موعظه و یا تلاش برای بیش از حد بحث برانگیز است. من می گویم @ معمولا @ چون بارها احساس می کنم زمانی که آن را می شود کمی بیش از حد. منظورم این است که زندگی هر یک از این کتابها واقعا \"پیچیده\" است و در حالی که من فکر میکنم که همه این مسائل مهم است، مهم است، در زمانهای ناخوشایند احساس نمیشود و کاملا واقع بینانه نیست. بنابراین، برخی از قطعات که به طرح غیر ضروری است، وجود دارد. اما در بیشتر موارد، Chbosky موضوع های بحث برانگیز را بسیار خوب انجام می دهد و به طور مرتب با آنها برخورد می کند بدون اینکه به خواننده بر روی سر ضربه بزند. ثانیا، من نوشتن را دوست دارم. جالب است بدانید که چگونه شروع به خواندن می کند و تقریبا نادرست و تقریبا دردناک است، اما در سراسر کتاب به خوبی بهبود می یابد، زیرا چارلی بیشتر و بیشتر در مورد نحوه نوشتن با مهارت بیشتری می آموزد. (کسی که در گروه کتاب من آورده بود تا حدودی شبیه به Flowers for Algernon در این زمینه بود). ما شاهد رشد بسیار زیادی در چارلی تنها در سبک نوشتاری او هستیم. و من فقط دوست دارم چارلی همه چیز را می گوید، چگونه می تواند در چند کلمه به معنای خیلی معنا پیدا کند. یکی از آن کتاب هایی است که می تواند افکار پیچیده را به جملات بسیار قابل فهم تبدیل کند. من درک می کنم که چرا بسیاری از مردم احساس می کنند که این کتاب زندگی خود را تغییر داده یا آنها را نجات داده است. در حالی که بار دوم آن را خواندم، متوجه شدم که چقدر وقتها آن لحظه را داشتم که در آن فکر کردم، وای، همیشه اینطور فکر کرده بودم، اما من هرگز نمی دانستم چگونه آن را به کلمات بسپارم. همانطور که می توانید در زیر ببینید، من از نقل قول های زیادی از این کتاب می خواهم. فقط چیزهای کوچکی در آن وجود دارد که با من صحبت می کنند. (توجه داشته باشید تصادفی: OH God من فقط به طور تصادفی کامپیوترم را خاموش کردم اما زمانی که دوباره آن را روشن کردم این بازبینی هنوز در اینجا بود و حذف نشد.) خدا را شکر می کنم.) به هر حال ... به آنچه که گفتم، بنابراین فکر می کنم مهمترین چیز در مورد این کتاب چیست. آن را به مردم می گوید. و مطمئنا بسیاری از مردم دوست ندارند که این کتاب چگونه نوشته شود یا فکر کند که غیر واقعی است و یا یک قطعه شگفت انگیز از چنگال تیز است. اما، در نهایت، هنوز هم بسیاری از مردم زندگی تغییر کرده است. من فکر نمیکنم که این موضوع کاملا به اندازه بچه های دیگر من تاثیر داشته باشد، اما من خیلی خوشحالم که این کتاب وجود دارد زیرا فکر می کنم بسیاری از نوجوانان رنج می توانند در آن شرکت کنند. و اگرچه من در بسیاری از چیزهای وحشتناکی که کاراکترها در این کتاب رنج می برند رنج می برند، اما چیزی که من متوجه شدم این بود که فقط به عنوان کسی که با اضطراب / افسردگی برخورد کرده بود، خواندنش را داشت. اگر چه یک کتاب تاریک در بسیاری از راه ها، در نهایت خوشبینی زیادی را به همراه می آورد که این چیزها همواره بد نیستند. من متاسفانه این نقل قول را پیدا نمی کنم، اما یک بخش در مورد انتظارات لحظات شاد در زندگی وجود دارد ... و هنگامی که آنها را تجربه می کنید، سعی می کنید به خودتان یادآوری کنید که دوباره شاد خواهید شد همانطور که در حال حاضر هستید و چقدر سخت است می تواند من آن را به عنوان Chbosky می گویم، اما من فقط فکر می کنم این ایده بسیار آسان به ارتباط است که - هنگامی که شما افسرده، سخت آن انتظار برای آن لحظات خوش است، اما آنها اتفاق می افتد. و در نهایت، شما تنها نیستید و شما خانواده و دوستان دارید که می تواند به شما کمک کند. اکنون به نوعی عجله می کنید زیرا من باید از خانه خارج شوم. اما من فکر می کنم که در مورد آن را پوشش می دهد به هر حال. در واقع، من فکر می کنم این کتاب کار بزرگی را نشان می دهد که زندگی دبیرستانی را نشان می دهد و نوجوانان افسرده را نشان می دهد که تنها نیستند.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب مزایای منزوی بودن


 کتاب جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند
 کتاب عشق در روزی از روزهای دسامبر
 کتاب بگو متاسفی
 کتاب جین ایر
 کتاب به من بگو ابدیت یعنی چه
 کتاب خواهران همینگوی