کتاب سلام بر غم

اثر فرانسواز ساگان از انتشارات دنیای کتاب - مترجم: حسینقلی جواهری-عاشقانه ها

عزت نفس، خود جذب، Cécile هفده ساله، ماهیت اصلی اموری بی نظیر است. او از محدودیت های خسته کننده مدرسه شبانه روزی، با پدر و مادر جوانش، جوان، خوشبخت و جوان، با یک چشم به هم زدن، به یک مجتمع بدون سر و صدا، دو ماهه در ویلا زیبا در خارج از پاریس با آخرین معشوقه اش، السا، می پیوندد. Cécile گرامافون لحظات آزاد او و پدرش را به اشتراک می گذارد، در حالی که رسم ماجراهای جنسی خود را با یک دانش آموز قانون قد بلند و تقریبا زیبا است. اما رسیدن مادران دیرین او، بهترین دوست، آن، بر لذت دختران جوان نفوذ می کند. و هنگامی که یک رابطه شروع می شود بین بزرگسالان رشد می کند، Cécile و عاشق او در حال برنامه ریزی برای جدا کردن آنها ... با عواقب غم انگیز و غیر منتظره. Françoise Sagans Bonjour Tristesse داستان مشهور بین المللی محبوب نوجوانان زودگذر تلاش می کند تا جهان را درک کند و آن را کنترل کند. جشن آزادی جنسی، زیبایی متشکل از مظاهر زیبایی است که همواره مورد تمسخر و ناتوان کننده قرار می گیرد.


خرید کتاب سلام بر غم
جستجوی کتاب سلام بر غم در گودریدز

معرفی کتاب سلام بر غم از نگاه کاربران
من شش بار این موسسات تحقیقات پ حذف ± یک بنابراین در اینجا ضروری است: سال نهاد آموزشی محلی پیش بیش از ده سال و نمی دانم ± © اگر شما جرات آن را بازخوانی، من impactó خیلی خیلی زیادی را که فقط بازدید سینما از موج نو به قافاپاستوس نوجوانان و همچنین باعث شد که من بخواهم سیگار بکشم.

مشاهده لینک اصلی
گروهی از افراد ثروتمند ظالم که به سبک زندگی ساختاری ناسازگارند. اوه ثروتمند و خیره کننده در سراسر مدیترانه نوشیدن و رقص.

مشاهده لینک اصلی
شگفت انگیز سرد، ظریف و دلسوز. رویا، مبهم و ناخواسته بی رحمانه.

مشاهده لینک اصلی
درخشان آرزو می کنم که وقتی یک نوجوان بودم آن را خوانده بودم. این احتمالا من را شروع به رویای داشتن یک نویسنده کرد، بنابراین ممکن است برای بهترین کاری که آن را فقط در حال حاضر بخوانم.

مشاهده لینک اصلی
این رمان بسیار معروف است بنابراین شگفت آور نیست که ایو درباره آن چندین بار شنیده است اما به نوعی از خواندن آن فرار کرده ام. به نظر من بی علاقه، حتی خسته کننده بود و من تمایل به باز کردن آن نداشتم. اما این زمستان من تصمیم گرفتم آزمایش های خاصی را با لیست خواندن خود داشته باشم و برخی از کتاب هایی را که من یک سال پیش از آن خواندن آن را داشتم، در نظر گرفتم و به عنوان توصیف Bonjour Tristesse خواندن را دیدم متوجه شدم که احساسات زیادی در مورد آن ندارم دیگر تصمیم گرفتم آن را نیز بشمارم. فصلهای ابتکاری را احساس کردم و احساس خستگی می کردم و اغلب می خواستم لبخند بزنم. فرانکوئیز ساگان واقعا در حمل و نقل احساسات، جو، خوب است. سیسیل، قهرمان اصلی، احساس خوشحالی کرد و متوجه شدم که من نیز خوشحال بودم. من نمی دانم که آیا توصیف خوب یا تصور من این کار را کرده است یا خیر، اما می توانم هر شخصیت و هر رویدادی را به صورت واضح ببینم، مثل اینکه در زندگی واقعی در مقابل من اتفاق می افتد. پس از خواندن آن تا پایان من واقعا احساس غم انگیز بود، اما نمی توانم بگویم که این کتاب به من افسرده است. من به شدت متاسفم، نه تنها برای آنا، بلکه برای سیسیل نیز. من سیسیل را تشویق کردم. احتمالا او چندین سال پیش از خودم به من یادآوری کرده بود، من در طول این مدت خیلی تغییر کرده بودم، اما هنوز هم یاد می گرفتم چطور بود، و من یادم می آید که چگونه عشقم را نیز نداشتم. سیسیل مشتاق بود که کسی را دوست داشته باشد یا بهتر بگوییم همه - پدرش، آنا، سیریل - و او می خواست زمان زندگی اش را داشته باشد. هیچ چیز در مورد زندگی اش در صومعه هیچ اشاره ای نشد، اما با سخنانش در مورد آن، می توان حدس زد که او از این نوع زندگی نفرت دارد، زیرا محدودیت های زیادی را برای او اعمال می کند. سیسیل خیلی شبیه پدرش بود، می خواست آزاد و به طور کامل از هرگونه محدودیت محروم شود. و مهمترین چیزی بود که او از مسئولیتی که هیچوقت با سنش ارتباطی نداشت، ترسید. او فقط چنین شخصی بود. هیچ کس به او یاد نداده که قبل از آن مسئول باشد آنها آن را در صومعه به او آموختند و پدرش نمیتوانست این کار را انجام دهد، زیرا او خودش احساس مسئولیت کسی را نکرد و فکر نکرد. سیسیل بالغتر بود که او در این زمینه برای او فکر می کرد او مسئول است، اما از آن می ترسد. در حقیقت از بیانات سیسیل دربارۀ پدرش می توان دید که او بیشتر از یک دوست از یک پدر و مادر برای او بوده است. او چیزی نپرسید، او هیچ قاعده ای را تنظیم نکرد و سعی نکرد به او توصیه کند. خودش گفت خودش هرگز به طور جدی حرف نمی زد و این مشکل بود. هیچ کس به طور جدی به او نگفت، هیچ کس سعی نکرد توضیح دهد که عشق چیست یا رابطه ای دارد یا نه، بلکه باید نه تنها برای خودتان بلکه برای دیگران نیز اهمیت داشته باشد. در 17 سالگی، سایکلی عملا هیچ آشنایی با او نداشت، اما فقط برخی از قوانینی که در مدرسه شبانه روزی سلطنتی او اعمال شده بود و برخی حقایق گاه به گاه او را درک کرده بود. او همیشه به نظر می رسید که زندگی بسیار ساده است و نباید در مورد نحوه زندگی چاره ای نداشته باشد. به این ترتیب زندگی به این معنی است که اشتباهات زیادی مرتکب شود، اشتباهات خیلی بیشتر و سپس مردم معمولا انجام می دهند و در زندگی ما غیر قابل اجتناب هستند. و Cecile آنها را کاملا موفق ... آنا، به عنوان او در زندگی Cecile ظاهر شد و پدرش نماد یک سبک کاملا متفاوت از زندگی است. او سعی کرد قوانین خود را تنظیم کند. او بعضی محدودیت ها را برای سسیل و ریموند ایجاد کرد که قرار بود آنها را آموزش دهد تا بالغ تر عمل کنند اما برای سیسیل فقط محدودیت هایی بودند که خیلی شباهت هایی با آن ها داشت که باید در مدرسه شبانه روزی اطاعت کند. آنچه که او می خواست این بود که دوست داشته باشد، در خورشید دروغ بگوید، در دریا بیدار شود و بدون فکر کردن به هیچ چیز زندگی کند. به همین دلیل است که او شروع به طراحی طرح های خود را در برابر آنا کرد. و هنگامی که او شروع به درک کرد که احتمالا آن را خیلی بد نیست، آنا پس از همه این وحشتناک بود و او می تواند مادر خوبی برای او و حتی یک همسر بهتر برای ریموند سیسیل کشف کرد که shes در حال حاضر بیش از حد دور رفت ... من نمی توانم سرزنش Cecile حتی اگر متوجه شدم او مجرم است. او بالغ نبود و او به احتمال زیاد هیچ وقت نمی خواهد که من را در مورد او متاسف کند. بعد از همه او فرد بدی نیست و البته او متوجه نشد که همه این کار را به پایان برساند. اما من به شدت متاسفم در مورد آنا، نباید او را به این ترتیب به پایان رسید، او سزاوار آن نیست.از آنجا که برای Cecile او احساس متاسفم برای آنچه که او انجام داده است. این در هر جمله ای از رمان احساس می شود، به طریقی که او داستان را به خواننده می گوید. کل کتاب این احساس tristesse در مورد آن است. آن غمگینی که باعث می شود شما گریه کنید، اما باعث می شود که شما لبخند بزنید، برخی از آرامش آرامش آن مانند زمانی است که می دانید زمانی که شما کاملا خوشحال بود لحظه ای در زندگی خود وجود داشت، اما این لحظه هرگز تکرار نخواهد شد. این داستان من را احساس کرد، به من نشان داد که چگونه به راحتی می توانیم به افرادی که ما را دوست دارند آسیب برسانیم، چقدر سخت است که شادی را پیدا کنیم و چقدر از آن راحت باشیم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سلام بر غم


 کتاب ملت عشق
 کتاب جایی که عاشق بودیم
 کتاب دختر بخت
 کتاب کوه میان ما
 کتاب پیرامون اسارت بشری
 کتاب هر روز