کتاب زن های عاشق

اثر دیوید هربرت لارنس از انتشارات نشر متیس - مترجم: افسانه قادری-عاشقانه ها

این رمان درباره روابط دو خواهر، اورسولا و گودرن، که در سالهای پیش از جنگ جهانی اول زندگی می کنند در شهر کوهستانی Midland زندگی می کند. اوسولا عاشق بوریکین (پرتره لایه نازک لورنس) است و گودرن یک امر شدید اما تراژدی با جرالد، پسر مالک مالکیت محلی دارد. این کتاب عاقبت به رنگین کمان است و شامل برخی از روشن ترین اظهارات باورهای لاورنس است. این شامل بحث و توضیحات فلسفی بسیاری از شخصیت های احساسی است. و درایو های ناخودآگاه، و بسیاری از ایده های قرون وسطی بیان شده از طریق نمادگرایی دقیق. شخصیت ها و روابط احتمالا بر اساس قوانین لارنس و همسرش Frieda، جان میدلند موری و کاترین منسفیلد است.


خرید کتاب زن های عاشق
جستجوی کتاب زن های عاشق در گودریدز

معرفی کتاب زن های عاشق از نگاه کاربران
عالی! D.H. لارنس در بهترین حالت او. هر شخصیت کاملا فردی و پویا است اما نمیتواند به تنهایی باقی بماند و تنها در رابطه و پاسخ به یکدیگر به رسمیت شناخته شود. پس از خواندن کار، این افراد هر روز در اطراف یکدیگر را می بینند، و البته، هر جنبه ای از خود را در هر یک از آنها نیز می بیند. یک رمان فوق العاده!

مشاهده لینک اصلی
اگر چیزی مثل حقیقت برای روابط جنسی وجود داشته باشد، Id می گوید که حساب کاربری لاورنس در اینجا بسیار نزدیک به دست گرفتن حداقل یک بار از گره مرکزی آن است. او روایت خود را در اطراف چهار مرکز آگاهی، دو مرد و دو زن، در تلاش برای ضبط معنی ضروری از روابط خود را به خود، به یکدیگر و به چیزی که از آن آگاهی خود را از لحظه ای به لحظه ای رسیده است. او به طور پیوسته حرکت جنبش آگاهی خود را بیش از تاریکی بی نظیر موجودات صرف می کند. رشته روایت آنها را دنبال می کند، آنها به سطوح محدود، پیش از بازتاب و قبل از شخصی از تجربه احساس کاملا غریزی حل می شوند. ما آنها را می بینیم که فراتر از مرزهای مفهومی پراکنده اند، در یک لرزش و غیر واقعی، زیرا دنیای واقعی تصویر بی نظیر و غیر شخصی. ما آنها را قبل از اینکه مسئله معنی حتی معنی داشته باشد می بینیم. و از آنجا، روایت آنها را نیز دنبال می کند، همانطور که خودشان را از جریان شگفت انگیز جمع می کنند، با خودشان ارتباط برقرار می کنند و با حباب معانی خودشان. بعد از مرگ پدرش، جرارد پیدا می شود که خودش را از دست می دهد و خود را به عنوان یک حباب درخشان از آگاهی که یک هسته تیره از هیچ چیز را پوشش می دهد توصیف می کند. قلم مو با مرگ تنها حقیقت دائمی و نادیده گرفته می شود: این حقیقت است که شخصیت، یک حباب درهم و برهم در اطراف حواله است. برای فرار از دانستن نفی مطلق که مرگ به ارمغان می آورد، هرکسی از عشق می ورزد. بنابراین پویایی شخصیتها به این ترتیب خود را بین دو قطب مرگ و عشق، بین دو مطلق نفی و تخریب، تعدیل می کند. ارزش این را دارد که فقط این شاهد این نوسان ظاهرا جادویی باشد که بین دو انتهای موجود بودن ما وجود دارد: از دنیای روشن از آگاهی بیدار شدن، که در آن ما خطوط قطعی و موضعی ما را در چیزها، ثابت نگهداشتن عملیات، به جهان زیرزمینی که در آن ما احساس می کنیم خودمان، در نهایت، غریبه به خودمان است. بی فایده شفاف ناشناخته. ناامید کننده دیگران به خودمان. این است که داستان Lawrences از ما می خواهد ما باید ملاقات، اگر ما واقعا می گویند ما دوست یکدیگر. این است که ما باید روابط خود را با یکدیگر، خودمان و جهان برقرار کنیم. @ وجود دارد، @ او گفت: در صدای انتزاع خالص، @ من نهایی است که کاملا و غیر اشخاص و فراتر از مسئولیت است. بنابراین یک نهایی شما وجود دارد. و این است که من می خواهم شما را ملاقات کنم نه در هواپیما دوست داشتنی عاطفی - اما فراتر از آن، جایی که هیچ سخنرانی و هیچ شرایطی از توافق وجود ندارد. در اینجا ما دو موجود زنده ناشناخته و دو موجود کاملا عجیب و غریب هستیم. من می خواهم به شما و شما مراجعه کنم. این ملاقات با هیچ چیز، من فکر نمی کنم ماهیت حقیقت او را همانطور که برای نویسندگان بعد اگزیستانسیالیسم بود، ندارم. بهنظر میرسد که برای ساخت یک ساختار واقعی ترجیح داده شود. برخورد با هیچ چیز، بذر همه چیز، یک خلقت واقعی، رابطه و حقیقت است. این به این دلیل است که دانه بی شخصیت واقعی شخصیت و در نتیجه جهان ماست. من باید بگویم که سلامت کفایت زبان، گاه برای من بیگانه بود. شاید این موضوع حساسیت ناسازگار باشد؛ من ترجیح می دهم کارهایی را انجام دهم که توصیف دقیق ترین تفکیکپذیری در حوادث حیاتی حوادث را به نمایش می گذارند، در حالیکه لحظات کوهستانی، تفریحی را از یک محرک احترام بیرون می آورند، با انگیزه بی نهایت که می تواند تنها با نگاه یکسانی از سادگی توصیف . ملودراما مانند لارنس اغلب در لحظات کلیدی گفتگو غم انگیز را برای من تعریف می کند که معنای آن به شدت مورد تمسخر قرار دادن در آن قسمت ها است. Hyperbole به طرز وحشیانهی حقیقت را کاهش و تحریف میکند. سیمون دوبوویر درThe Second Sex، @ Lawrences مورد انتقاد قرار گرفت و ادعا می کند که این کار، ادعای وی این است که او در نهایت یک عکس معتبر از زن بودن را تبدیل به فرد کرد. اما آنچه که لارنس تلاش می کند در اینجا نشان دهد این است که ما در مورد روابط واقعی ما اشتباه شده اند، زیرا ما در مورد خودمان اشتباه کرده ایم. از طریق رابطه Ursula و Birkins، او نشان می دهد کهwoman تبدیل شدن به فرد @ باعث می شود ظهور رابطه واقعی بین زن و مرد؛ این نشان می دهد که خطوط حقیقی خود را به یکدیگر متمایز می کنند. دبوووور لارنس را محكوم می كند كه تصویر خود را از شخصیت هایش - هر دو مرد و زن - تحریف نماید و نتیجه گیری های ماندگار او را در آن به نمایش بگذارد. اما ناعادلانه است که نویسنده را نقد کنید تا به جوهر دید او اعتماد کنید. Ursula و Birkin نه تنها جدا، افراد خود مختار برای او، بلکه مراکز نیروی در فرایند خلاقانه بزرگتر جهان است. بنابراین، آنها نه تنها در خودشان بلکه در شرایط غیرمنتظرهی غیرمسئولیت آنها به یکدیگر تعریف میشوند؛ دیگری که در برخی موارد منبع جذابیت عمیق در دیگر مخالفتهای غیرقابل قبول است. آنها غیر قابل کشف فردی هستند، همانطور که آنها در انواع آرکه تایپی مشارکت دارند: ...

مشاهده لینک اصلی
هر زمان که من می خواهم به دنبال این کتاب باشم، لطفا. چیزی مانند یک رادیو یا بازپرداخت وجود دارد که من می دانم. سندیکای خواننده؟ خوب، نفس عمیق بکشید ما سعی می کنیم آرامش داشته باشیم و کتاب را کنار بگذاریم تا به طور خطرناک تکان بخورد. بالا، حرکت از پنجره. خوب، پس زنان در عشق یکی از آن کتاب که هنگامی که شما به پایان خواندن است، هنگامی که شما به نوبه خود آن ژست زیبا و پرطرفدار برای بستن شدن صفحه، تولد می دهد در شما سوالات وجودی بسیار عمیق و مشکل را حل کند. سوالاتی که می تواند در: @ Embà ¨ خلاصه شود؟ پس فقط در اینجا یک کتاب از 688 صفحه دارد. آنها معمولا در این موارد بسیار بزرگوار، من â € OEE vabbè می گویند از شما در Villica که پیام او می خواست برای انتقال lautoreâ €، اما لعنتی نمی بعد از 688 صفحه درک نمی کنند. شماره پس از 688 صفحه خشمگین است. اما بیایید با نظم برویم بیایید درباره طرح بحث کنیم، اما بله دو خواهر وجود دارد، گودران و اورسولا، که در فصل دوم به عشق جرالد و Birkin می افتند. نیمی از آنها یکی از آنها ازدواج می کنند. در جعبه، جرالد و Birkin می خواهند در کتاب مقدس بهتر بدانند. در فصل آخر، یک پسر کیک را به شیوه ای نامناسب می کشد و برای هیچکس کاری ندارد. بله و بعد؟ نه، هیچ اتفاقی نمی افتد و من واقعا انجام می دهم لارنس می توان یک فصل از 70 صفحه صحبت کردن در مورد سفر به کوه ایجاد (که در آن هیچ چیزی اتفاق نمی افتد قابل توجه است، اگر نه به درستی آنان که سورتمه در برف) و یا یکی از 40 است که در آن خانم جوان که چای وجود دارد بحث در مورد زندگی و همه از یک جریان پیوسته از قسمت هایی که تراشه unemerita را نه تنها به شما، چرا © برای من مهم نیست فقط می دانم که جرالد به گرفتن یک خرگوش به او می دهد ضربت سخت زدن بر گردن، و این واقعیت که برکین و اورسولا رفتن به بازار برای خرید یک صندلی و سپس آن را به من بدهم، همچنین می توانم آن را انجام دهم و پس از آن 3 ستاره؟ اول از همه باید بگویم که من دلسوز هستم، زیرا خوشحالم که این بار را از این دسته گرفته ام. سپس شاید، به طور جدی، چیزی خوب به دست آورده است تحت تمام عموزاده های لورنس. برای مثال، فلسفه Birkin، من هرگز درباره ساختار یک فصل خاص صحبت نکردم. دو شخصیت که به طور تصادفی از کلاه لارنس استخراج شده بودند، در کمیته نگهداری می شدند، به صورت شانسی یکدیگر را می دیدند. آنها شروع به صحبت می کنند آنها شروع به صحبت از زمان، و یا یک لباس، سپس یکی از آنها شروع می شود تا در مورد زندگی، انسانیت، عشق، مرگ، فلسفه، آگاهی، که مطلقا هیچ چیزی تمرکز موضوع عزیمت صحبت می کنید، هر چند اگر آن چیزی است که برکین صحبت می کند را از آن جالب است که آن را از بین می برد. به عنوان مثال: @ Lumanity یک درخت خشک است، و میوه های آن، افراد زیبا و درخشان آن را شارژ می کنند، پوسته های خالی هستند. [...] من آرزو می کنم که آن را دور بریزد. او می تواند با خیال راحت ناپدید شود، و اگر همه موجودات فردا بمانند، او آن را از دست نخواهد داد. سپس درخت واقعی زندگی sbarazzerebbe دافع ترین، برداشت سنگین از میوه دریای مرده، بار lintollerabile از وانموده انسان های بی شمار، وزن بی نهایت از دروغ های مرگبار است. @ البته، آن را فقط یک سخنرانی که شما را به یک شخص ملاقات نمی به احتمال زیاد چند دقیقه قبل در یک مسیر به جریان، اما قطعا چیزی جالب است، که ارائه می دهد تعدادی از بازتاب. در اینجا، Birkin همیشه به این موضوع مذاکره می کند. سپس هنگامی که او شروع به صحبت دا € ™ عشق اغلب در اراضی موات که منجر به متافیزیک درگیر، € ™ ثانیه نجوم، مذهب، € semioticaâ | الکترونیکی که من باز نخواهد گشت. سخت خواهد بود، اما می دانم که می دانید دلیل آن را ایجاد می کند. جرالد به جای آن فقط یک فرد بسیار ناراحت کننده است. او اسب و خرگوش دارد. او جهان را به عنوان یک ماشین غول پیکر می بیند، جایی که همه چیز در دنیای وسیع موجود نقش مهمی دارد. بنابراین می تواند به شما اطمینان دهد که او شما را شاد می کند. البته زنان فهمیدند. آه، حالا هر وقت فکر میکنم کسی را کشتم. تمام عادی، سپس آن را منتقل کنید. بیایید سبک صورت. در اینجا، سبک لارنس خاص است، به نظر من، او حتی او را درک نکرد. هنگامی که آن را الهام گرفته توانید تصاویر خیره کننده، که در آن هر عنصر با نفس اماره و فساد، که در آن اعمال به عنوان استقبال فوق العاده حتی اگر دو نفر فقط صحبت کردن توصیف لود ایجاد کنید. و هر چند گاهی اوقات ما نمی دانیم که چه چیزی برای نوشتن، و سپس شروع به ساخت دوره به طور تصادفی، قرار دادن ما را در وسط یک â € œthe coscienzaâ خود €، â € œthe نفس misticoâ خود €، â € œthe animaâ خود €، â € essereâ خود € گاهی اوقات، که آن را سرد است، اما آن را هیچ معنی نیست، به خصوص اگر شما تکرار هر capoverso.â € سریع œAvanzavano در امتداد جاده پوشیده از برف، مشخص شده توسط شاخه های مرده کاشته در فواصل منظم. جرالد و گودرون به صورت جداگانه به عنوان قطب مخالف یک انرژی شدید ادامه دادند. اما آنها به اندازه کافی قدرتمند برای غلبه بر مرزهای زندگی برای رفتن به مکان های ممنوعه و بازگشت. \"چرا\". چون € ™. چه چیزی را وارد کنید زنان عاشق چندین طرف مثبت دارند، اما غوطه ور هستند، توسط منفی ها دفن می شوند. اول از همه

مشاهده لینک اصلی
من متاسفم، من فقط DH Lawrence ندارم من فکر می کنم او بیشتر رمان نویس بیش از حد معتبر به عنوان خوانده شده. و من سعی کردم من اطمینان دارم که او مرزهای آنچه را که در رمان مورد بحث قرار گرفته بود برطرف کرد، بجز فصل که شامل سفر قایقرانی و حوادث ناشی از آن بود، هیچ تاثیری بر من نداشت و یا از کتاب دیگر با من نشسته بود، به جز تحریک شدید با تمام شخصیتها. زنان غیر واقعی هستند و مردان، متکبر و خسته کننده هستند. من می خواستم تعداد زیادی از آنها را اسلحه کنم و به آنها بگویم که زندگی می کنند. این بسیار خودخواه و دلسوز است. اگر Id در مدرسه داده شده باشد، Id از کلاسیک برای زندگی حذف شده است! چه اتلاف وقت کاغذ و کاغذ

مشاهده لینک اصلی
\"Pah - amour. من از این متن متنفرم عشق، عشق، Liebe - من آن را در همه زبان ها نفرت دارم. زنان و عشق، بزرگتر نیستند - گریه کرد. او کمی عصبی شد. و در عین حال این احساس شخصی بود. مردان و عشق، هیچ جنجالی بزرگتر وجود نداشت. من فکر می کنم هرگز تحریک کننده تر از این نیست که احساس رمان را بیش از حد احمقانه درک کنم. نه € CA ™ چیست تحریک کننده تر از شنیدن است که فاصله ای که شما جدا از نویسنده از نظر پیچیدگی ایدئولوژیک، تجارب زندگی و مهارت های زبانی، یک نرم افزار کوچک، اما یک شکاف یخی وجود دارد. بین من و لارنس یک خزش است. در اطراف یک دره برفی. بالا، یک آسمان سفید شیری. این یکی از آن کتاب های نادر برای پیدا کردن است که محتوا را از نظر قطعه می تواند در وسط یک رشته ترکیب شود. دو زن، دو مرد، دو داستان عشق، در واقع سه. پیک نیک آلا € ™ باز، سفرهای ماشین، ظلم و ستم در خرگوش، به مشت، یک طرح کلی از شخصیت غیرمتعارف و جذاب، € ™ ثانیه صنعت ذغال سنگ، خیلی تمایل به آزادی است. دو شخصیت زن، گودران و اورسولا، دو خواهر هستند که بسیار متفاوت از یکدیگرند. دو شخصیت مرد، Birkin و Gerald، به همان اندازه بسیار متفاوت هستند. سه جفت، Birkin-Ursula، Gudrun-Gerald، Birkin-Gerald، حتی بیشتر متنوع و افراطی هستند. جفت ها در فصل دوم شکل گرفته اند. خب، چرا پس چرا؟ رمان جین آستن در اینجا متوقف شد. مشکلی وجود دارد؟ این یک رمان بسیار زیبا 12 صفحه ای خواهد بود. چه جهنمی چرا رمان من 542 صفحه دارد؟ پس چه چیز دیگری باید اتفاق بیافتد؟ در اینجا چیزی اتفاق نمی افتد این منعکس شده است. این همه، منعکس شده است. اما در مورد آن چه؟ بله، این یک سوال بزرگ دیگر است. مشکل این است که در یک رمان جین آستن (تا آنجا که ستایش من برای عمه جین ابدی و تزلزل ناپذیر است) چیزی برای فکر کردن در مورد پیدا کند. قهرمانان و هروئین باید ازدواج کنند، نقطه. پس از ازدواج آنها می توانند در نهایت آستانه عروس را متوقف کنند و بچه های زیادی را بسازند. راه دیگری وجود ندارد. Lizzy هرگز به خانه آمد و گفت: \"مامان، آقای دارسی از من پرسید آیا من با او در سوئیس رفتم، بنابراین می توانیم مانند خرگوش ها را دریافت کنیم.\" آقای لارنس یک نوستالژیک است، جین اوستن آن را خوانده است، و بسیار خوب است. این تمام شایستگی ها را به رسمیت می شناسد، بلکه تمام محدودیت ها را نیز به عهده دارد. نه عمه جین یک هنرمند بزرگ نبود، اما او یک زن از زمان او بود. بار تغییر کرده است، و این همان چیزی است که آقای لارنس می داند. ما در سال 1921 هستیم و مردم همه متفاوتند. جنگ همه چیز را تغییر داده است. او مردان را تغییر داد، زنان را تغییر داد، روابط بین جنس را تغییر داد. زنان می توانند به تنهایی در دنیا سفر می تواند تبدیل به یک مجسمه ساز، نوشیدن شامپاین، با یکی از اولین رخ (و فکر می کنم، چه حتی مجبور است با آنها ازدواج پس!). مردان می توانند در توانایی خود احساس قدرت کنند و از یک عاشق به سوی دیگر حرکت کنند، دارای ماشین، موتور و کارگر باشند. جهان به سرعت در حال اجرا است، صنعت وجود دارد، این tran-tran از کلان شهرها، مدرنیته وجود دارد. با این حال شما همیشه به همان مشکل بازگشت. مشکل ابدی لا € ™ عشق. PAH، amour.Donne € ™ ثانیه عشق است که فقط، تجزیه و تحلیل دقیق و پیچیده ای از احساسات انسانی در سکته مغزی قرن، تلاش برای تعیین آنچه که در طول قرن گذشته تغییر، اگر CA € ™ هنوز € ™ ثانیه عشق و چه فرم هایی از طریق یک مجموعه کامل از تجربیات مانند همزیستی، ازدواج و روابط بین افراد یک جنس بیان می شود. لارنس همه را به رسوایی گذاشت. رمان قبلی \"رنگین کمان\" توسط سانسور سانسور شد (1921، بله، و هنوز کتاب های سوزانده شده). معروف ترین رمان او، عاشق بانوی چتتری، در فلورانس توسط سردبیری که انگلیسی را نمی دانست، منتشر شد. اگر او آنچه را که در حال نوشتن بود را درک کرد، او آن را با خیال راحت منتشر نخواهد کرد. لارنس بیش از حد یک مرد از زمان خود بود، بیش از حد فرانک برای مقابله با بریتانیا. انگلیسی ها افرادی هستند که با دیکنز و جین آستن موافق هستند، با کسانی که به کانال از پیش تعیین شده می افتند. اما لارنس، نه، لارنس کسی است که شما را در چهره شما می کشد. نوشتن او ظالمانه است، نوشتن خود رابطه جنسی بدون هزل است، نوشته های خود ذوب می شود روده و چیزی، چیزی که قلب سردخانه های انگلیسی â € ™ 21 است هنوز قادر به قبول تحریک. دنیای تغییر کرده است، آقایان. جهان تغییر کرده است و ما نمی توانیم کاری انجام دهیم. زنان ما زنان بیشتری نیستند مردان ما دیگر مردان نیستند. و اکنون جنس ها شروع به برقراری ارتباط با یکدیگر می کنند تا ما را از سرشان بیرون ببرد. زنان عاشق رمان است که همه چیز را در شخصیت ها سرمایه گذاری می کند و تقریبا هیچ چیز در عمل نیست. گفت و گو، ژست، بر روی این عناصر است که توجه خواننده باید متمرکز باشد. در این و در یک سری از نمادهای تکرار، صحنه های کلیدی برای تشخیص اینکه چگونه شخصیت ها در تعامل هستند و چشمه های افکار آنها. ما اورسولا، زن مشتاق، تحریکات بزرگ، حسادت بزرگ، بسیار ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب زن های عاشق


 کتاب زن های عاشق
 کتاب اعتراف
 کتاب هیپنوتیزم ماریا
 کتاب پس از تو
 کتاب پان
 کتاب قلعه متحرک