کتاب ربه کا

اثر دافنه دوموریه از انتشارات جامی - مترجم: حسن شهباز-عاشقانه ها

شب گذشته به خواب رفتم و دوباره به ماندری رفتم. .

این رمان در مونت کارلو شروع می شود، جایی که قهرمان ما با ماشیم وین ویمز، ناف خجالتی و پیشنهاد ناگهانی ازدواج، پاهای خود را بریده است. او یتیم شده و به عنوان یک خانم لیدی کار می کند، او به سختی می تواند شانس خود را باور کند. تنها زمانی که آنها به املاک کشور عظیم خود می رسند، او متوجه می شود که یک سایه همسر دیرین خود را بر سر زندگیاش می گذارد - او را با یک بدبختی که تهدید می کند ازدواج آنها را از فراز قبر نابود کند، به ارمغان می آورد.


خرید کتاب ربه کا
جستجوی کتاب ربه کا در گودریدز

معرفی کتاب ربه کا از نگاه کاربران
اوه، خیلی شگفت انگیز به خواندن رمانتیک زیبا مانند ربکا. من دوست داشتم که در جهان ماندلای، ربکا غافلگیر شده، خانم دانوره و خانم دانوره و نامزد نامعلوم، غوطه ور شود. من واقعا می توانم بفهمم که چرا بسیاری از آن ها دوست داشتند.http: //www.twogirlslostinacouleereadi ...

مشاهده لینک اصلی
من برای اولین بار این رمان را حدود چهل سال پیش خواندم، وقتی که من یک نوجوان بودم. من حافظه پایدار از راه رفتن در اطراف خانه خود دارم، محکم محکم در کتاب، قادر به قرار دادن آن. دیروز، با گوش دادن به فصل های پایانی کتاب صوتی، تجربه ای مشابه داشتم. من نمی توانم گوش دادن را متوقف کنم تا زمانی که تمام شد. وقتی که من یک نوجوان بودم، بیشتر آنچه را که در مورد ربکا به من زدم، طرح بود: ارتباط بین راوی بی نام و ماکسیم دیمین، نحوه خانم دانور، رمز و راز شخصیتی که پس از آن رمان نامگذاری شده است. این زمان در اطراف، قطعه هیچ تعجب (هر چند گذشت زمان منجر به فراموشی بسیاری از جزئیات آن). در عوض، چیزی که من را جرأت داد، مهارت نویسنده در ایجاد فضای رمان بود. در حال استفاده از زبان است. دو موریور بارها و بارها رنگ (به عنوان مثال، قرمز رادودندرون در ماندرلی)، بویایی (مانند بوی آزالایی) و صدا (دریا، پرندگان، باران و طوفان ها) را فرا می گیرد. زبان توصیفی غنی و زیبا است. تحریک ماندرلی وجود دارد: اولین بار یک خانه تقریبا به عنوان یک شخصیت در یک رمان شکل گرفته است، اما به ندرت با چنین تسلطی به دست آمده است. دستگاهی وجود ندارد که راوی را نامگذاری کند. همانطور که من آن را درک می کردم، دو موریه ادعا کرد که راوی - دوم خانم دوی Winter - نامگذاری نشده بود زیرا او نمیتوانست به چیزی مناسب برای تماس با او فکر کند. با این حال این اتفاق افتاد، این یک سکته نابغه بود. داشتن نام به معنای داشتن هویت و - حداقل در ذهن خود - راوی هیچ کدام را نداشت. او، هم به خود و هم به شخصیت های دیگر، @ not-Rebecca @ بود. نه خود خودش ربکا است. خجالت و ناامیدی او داده شده است. آنچه من در مورد او جالبتر میبینم، توانایی او در ایجاد و بازسازی وقایع در تخیل او است. او چیزی نمی بیند، اما چه چیزی ممکن است و چه چیزی ممکن است. جالب است که دو موریج علاقه مند به نقاشی و نقاشی است؛ چرا که او فقط فکر نمی کند، یک تصویر، یک نقاشی، یک فیلم در مورد آن در ذهن خود ایجاد می کند. تصورات راویان برای کیفیت گاه رویا و گاه کلاسیک رمان است. من می توانستم، خصوصا در مورد ویژگی ها، صحبت کنم، اما نمی خواهم به قلمرو اسپویلر بروم. کافی است بگویم که در برآورد من ربکا از یک رمان سالهای نوجوان من که من واقعا دوستش داشتم رمان را از دست دادم که بر روی بسیاری از سطوح شگفت انگیز پیدا کردم. نسخه ی کتاب صوتی آنچنان که توسط آنا مسی، خانم دانور در یک سازگاری با فیلم. نیازی به گفتن نیست، خانم دانورز او عالی بود، همانطور که او ایجاد شخصیت های دیگر بود. من آرزو می کنم که من تا به حال به مدت طولانی منتظر دوباره Rebecca کشف. من میخواهم دوباره آن را بخوانم. من همچنین خواهم خواند بیشتر دو موریه.

مشاهده لینک اصلی
من نمی توانم به یاد بیاورم که چه چیزی من را مجذوب کرد تا به Daphne du Mauriers 1938 دست پیدا کنم تا رمز و راز گوتیک تا لیست خواندن من باشد. ربکا منبع اصلی برای برنده جایزه اسکار بهترین تصویر 1940 بود، به کارگردانی آلفرد هیچکاک و بازیگران جوآن فونتین و آمپر؛ لورنس اولیویه، یک فیلم به یاد می آورد که در طرح توسعه خود به نظر می رسد بسیار خیره کننده اما بسیار غیر Hichcockian است. این بیشتر مشترک با رفته با باد از غریبه ها در قطار. خواهش من این است که مولفان زن بیشتر بخوانند و به دنبال چیزی برای نوشتن نظرات درخشان دربارۀ برنده شدن بیاندازند. با توجه به این رمان، من نمی توانم فریاد بزرگی از du Mauriers باشد. ربکا با یک حکم به عنوان یک هواپیما شروع می شود، زیرا آن را سمی است : @ آخرین شب من رویای من دوباره به ماندرلی رفتم @ داستان داستان اول شخص از یک دختر ساده و بی تکلف است که در اولین حرکت های جسورانه نویسنده، هرگز توسط نام مسیحی او نشان داده نمی شود، فقط بعد به عنوانMrs. De Winter @ یا @ خانم دوم زمستان @. اسکورت را برای یک زن آمریکایی مزاحم که در مونت کارلو تعطیل می کند، می کند. کارفرمای دختران خود را به هر مهمان هتل که از صفحات جامعه شناخته می شود، متصل می کند و قربانی یک بیوه انگلیسی می شود که به نام Maximilian de Winter، وارث املاک در کشور غربی شناخته شده به عنوان Manderley، محل، همه موافق، از رویاها است. با این حال او دو بار سن خود را، و زمستان است به عنوان بی گناهی دختران، به عنوان او کمال و تجربه خود را. چند روز بعد از ظهر در مونت کارلو گذر زمانیکه او اجازه می دهد او را به @ Maxim @ بفرستد و او پیشنهاد می کند که او را از کارفرمای ترسناک خود، با تبدیل شدن به همسرش دور کند. زن و شوهر به منردهلی باز می گردند، جایی که خانم دیمینتس خانه را با اتاق های اشغال شده اش سرکوب می کند، کارمندانش مایل به تهیه هر گونه نیاز و همسایگان برای درخواست تماس اجتماعی هستند. او بلافاصله پس از خانم دانور، خانم دانور، خانم دانور، خانم دانور، احساس عجیب و غریب سرد را احساس می کند. او معتقد است که قصد دارد او را نابود کند. ربکا یک داستان ارواح است که در آن هیچ بازدید از فرورفتگی قبر رخ نمی دهد. خانم دوم زمستان دوم توسط سلف خود، ترکیبی از زیبایی، مغز و پرورش که غرق در حادثه قایقرانی غرق می شود، غافلگیر می شود، اما در هر ترتیب مبلمان و در چشم هر کسی که در ماندری ملاقات می کند، زندگی می کند. خانم دنوره به عنوان یکی از مبارزان بزرگ ادبیات، نبرد اراده با خانم دوم زمستان به عنوان یک گربه به عنوان یک گربه با موش بازی می کند، اما ربکا ثابت می کند که نیروی تهدید زوج . من شگفت زده شدم که خودم را رونق می گیرم تا شخصیت های ربکا را از بین ببرم و بعد از آن با خوشحالی زندگی کنم. شوخی می کند که چگونه نوشتن عالی می تواند من را به یک دختر 16 ساله کاهش دهد. دو موریه با گوش فراوان برای گفت و گو و پیشبرد داستان با استفاده از بسیاری از آن، که من همیشه فکر می کنم عالی است. پروس او به عنوان مزه کننده است، زیرا مختصر است، جزئیات مناظر و اتاق ها، شخصیت های خود را با اعتماد به نفس و بدون تبدیل کتاب به یک کاتالوگ مبلمان، حرکت می دهد. ماندلای بر اساس یک مکتب کورنوال شناخته شده به نام Menabilly است که du Maurier وسواس گرفت، اما به جای نوشتن یک تاریخ از املاک و یا آثار که در آنجا زندگی می کردند، او تمرکز بر یک ورود تازه، گوسفندهای که باید رسم و تسلیم تسلیم تسلیم از خانه و یا خطر از بین بردن و از بین بردن آن. من آن را دوست داشتم. همچنین دوست داشت که چگونه du Maurier یک نیروی معمولی را بر خواننده تحمیل نمی کند. خانم دیمینت همانند یک قهرمان معاصر ممکن است خود را به داستان تحریف کند. طرح در اطراف او در راه بسیار اثرگذاری. انگیزه او این است که ازدواج خود را انجام دهد و همسرش را خوشحال کند. اگر او شکست بخورد، او ریسک می کند به جهان بازگشت که در آن او فرصت های کمتر برای زنده ماندن دارد. علاوه بر بررسی اینکه ازدواجهای بیشتری قبل از زایمان زنان بوده است، این جنبه از داستان، فوق العاده خوب است. من بیشتر داستان دو Mauriers را به بالا از لیست خواندن من افزایش می دهد.

مشاهده لینک اصلی
خانم دیمینته دوم گفت: داستان در مونت کارلو آغاز می شود که در آن همراه همسر یتیم یک مادر آمریکایی به سر می برد. هنگامی که او با مکسیم ویمز ویلس ظاهر می شود، او را از پا می برد و آنها به سرعت ازدواج می کنند. اگرچه همسرش ربکا یک سال پیش فوت کرد، حضور او همچنان در ماندرولی، املاک کشور مکزیک، همچنان ادامه پیدا می کند و قهرمان ما را به جای جایگزینی بی رحم و بی رحمانه خانم دانورس، خانه دار توانمند، کاهش می دهد. من خاطره ای محدود از فیلم های آلفرد هیچکاک از سال های قبل داشتم که وقتی فیلم را دیدم کتاب را بخوانم، کار درستی نیست. من فقط خانم دوم زمستان را به یاد ماندنی بودن، خانم دانوره بسیار وحشت زده و املاک با احساس گوتیک. چیزی که من با خواندن کتاب به دست آوردم، حس شگفت انگیزی از شخصیت و مکان است که از طریق پروسسای زیبایی توصیفی به دست می آید. من به راحتی تصور کردم ماندلی، خانم دیمین، خانم دیمین، خانم مامان، خانم دانور، محترم، و از همه زیباترین، ربکا دیمین است. هنگامی که خانم دیموند دوم خانم شروع به دفاع از خودش می کند، اما تا آن زمان، نقطه عطفی در داستان است، اما ربکا هرچیزی را پشت سر می گذارد. نویسنده هرگز نام قهرمان را نمیدهد، که تا زمانی که من متوجه شدم که کنجکاو هستم، آن را متناسب با داستان به طور کامل انجام نمیدهم، مانند اینکه او تا به حال یک هویت به اندازه کافی قوی برای ارزشمند بودن آن ایجاد نکرده است. (Ive از آنجایی که متوجه شدم که نویسنده نمی تواند تصمیم درستی در مورد نامگذاری داشته باشد و در نهایت از دستش برنمی آید). این داستان ساخت آهسته و فریبنده ای دارد که با برخی از پیچ و تاب های شگفت انگیز آن روبرو می شود. پایان دادن به شما نیز ناامید خواهد شد، اما دوباره احساس خوبی خواهید داشت. من تصمیم گرفتم برای کتاب صوتی منتظر بمانم، که توسط آنا مسی نوشته شده بود، و درخشان بود! هر صدایی به طور مشخص با هماهنگی با مشخصه های نوشته شده توسط نویسنده گرفته شد. اگر دوست دارید گوش دادن و علاقه مند به این کلاسیک، من به شدت توصیه نسخه صوتی. داستان آن واقعا خوب است که به طور ممتاز نوشته شده و اجرا شده است.

مشاهده لینک اصلی
چه چیزی می توانم در مورد این کتاب می گویم که قبلا گفته نشده است؟ یک شاهکار از تعلیق آهسته. برای آن دسته از منتقدانی که هنگام انتشار این کتاب کتاب مقدس را تحریم کردند، تنها این را می توانم بگویم: این کتاب هنوز به طور گسترده ای خوانده شده است، و هیچ کس به یاد شما نمی آید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ربه کا


 کتاب بازمانده ی روز
 کتاب پیش از آنکه بمیرم
 کتاب همه می میرند
 کتاب بخت پریشان
 کتاب آب برای فیل ها
 کتاب سه گانه شکارچیان (1)