کتاب دشمنان (یک داستان عاشقانه)

اثر ایزاک باشویس سینگر از انتشارات نیماژ - مترجم: احمد پوری-عاشقانه ها

هارمن برادر، پناهنده و بازمانده جنگ جهانی دوم، تقریبا قبل از آنکه بداند، سه زن دارد؛ یادویگا، دهقان لهستانی که او را از نازی ها پنهان کرد؛ ماشا، عشق واقعی و زیبای نوروزی او؛ و تامارا، اولین همسرش، به طرز معجزه آسایی از مردگان بازگشت. هرمان با هر عارضه جدید، و در عین حال استعفای خود را به زندگی از فرار، هارمن حرکت می کند، شلوغ، ییدیش نیویورک با حس ظهور دائما قریب الوقوع. دشمنان با تعدیل بازماندگان هولوکاست به جریان اصلی جامعه می پردازند. دوران هیتلر اثرش را روی آنها گذاشت و حتی زمانی که هرمان، شخصیت اصلی، فرصتی برای مهاجرت به آمریکا را برای شروع دوباره به ارمغان می آورد، او می بیند که زندگی برای آن بسیار پیچیده است. به عنوان یک شوهر به سه زن، او به یک تقلب، کلاهبردار و دروغگو تبدیل می شود. زندگی خانوادگی و تکگامی فضایلات را از دست می دهند.


خرید کتاب دشمنان (یک داستان عاشقانه)
جستجوی کتاب دشمنان (یک داستان عاشقانه) در گودریدز

معرفی کتاب دشمنان (یک داستان عاشقانه) از نگاه کاربران
من دوباره خواننده را دریافت کردم. این داستان در عین حال خنده دار و غم انگیز است. خنده دار است زیرا آن نیاز به دانستن به چسبیدن به اطراف انگشت کوچک خود را نه یکی، نه دو، بلکه حتی سه زن در همان زمان و، € | Tužna چون خواننده یکی دیگر از هولوکاست سطح اما کل داستان شایع این بخش اول از زن کسب و کار خنده دار بسیار عالی مثل همیشه!

مشاهده لینک اصلی
Oü gevalt! درام! داستان سرایی فوق العاده باقی مانده از زندگی هولوکاست، سه گانه، بازخوانی خود، پرسش از وجود خدا، و فرار از همه چیز در فضای نیویورک رانده شده است به طور کامل سوار.

مشاهده لینک اصلی
بهترین داستان عاشقانه با پروتاگانیستی که تا به حال خوانده ام. یک زن و یک زندگی از پشیمانی؟ بها! سه نفره کنید

مشاهده لینک اصلی
من اولین بار در مورد اسحاق بشوی سینگر می دانستم که فیلم Barbara Streisand را â € ~Yentlâ € ™ مشاهده کردم. این اعتبارات نشان می دهد که این فیلم بر اساس داستان کوتاه خواننده ساخته شده است. من فیلم را دوست داشتم و به همین ترتیب متوجه شدم شاگردان Singerâ € ™ ثانیه کار می کند بعد. سپس زمانی که یک مجموعه داستان کوتاه را خواندید، یک زمانی به عقب برگردیدم که کشف کردم داستان کوتاهی از خواننده \"Party\" در Miami Beach در آن وجود دارد. من آن را خیلی دوست داشتم که تصمیم گرفتم آثار بیشتری از خواننده را کشف کنم. من نیز بسیار خوشحال شدم که می دانم که خواننده تمام کتاب هایش را در ییدیش نوشت و در ابتدا در مجله ییدیش منتشر شد و همچنین خواننده تمام جایزه های ادبی بزرگ از جمله نوبل را به دست آورده است. بنابراین من رمان خود را â € ~Enimes: داستان عشق \"و مجموعه ای از داستان کوتاه خود را در زمانی که عقب. من خواندن â € ~Enemiesâ € ™ امروز به پایان رسید. در اینجا چیزی است که من فکر می کنم. \"Enemies\" داستان یک پناهنده یهودی در نیویورک، هرم Broder و زندگی و دوستش است. هرمان در اصل از لهستان است و در دوران رژیم نازی، خانواده اش را از دست می دهد - همسرش و بچه ها به نظر می رسد که توسط نازی ها کشته شوند. ییدویگا خواهرزاده او را در خانه اش پنهان می کند و هر روز از او مراقبت می کند. پس از جنگ، او به نحوی مدیریت می شود که از لهستان خارج شود و یادویگا را با او ببرد. آنها در آمریکا به پایان می رسند و هرمان ازدواج می کند. یادویگا از یک خانواده دهقانی است و بی سواد است و نمیتواند بخواند یا بخواند، اما او یک زن بی گناه است و یک همسر کامل به هرمان است. گرچه هرمان یهودی است، رنج هایی که او از آن گذشت و آنچه دیده و شنیده است، باعث می شود او ایمان خود را به مذهب از دست دهد. تا به امروز داستان ساده است. متاسفانه برای هرمان، زندگی او از آنجا پیچیده می شود. او عاشق ماشا است که پناهنده یهودی دیگر در نیویورک است. او در اردوگاه های کار اجباری بوده و رنج زیادی برده است. او هنوز هم ازدواج کرده است، هر چند از شوهرش جدا شده است. او می داند که هرمان با یادویگا ازدواج کرده اما می خواهد هرمان را به یادویگی ترک کند و ازدواج کند. هرمان زندگی خود را در دو حباب مختلف زندگی می کند - صرف زمان خود را با همسر خود و بخشی از وقت خود را با عاشق خود. یک روز زندگی هرمان پیچیده تر می شود. همسر اصلی او، تامارا، که پیش بینی می شود مرده است، در نیویورک به سر می برد و با او تماس می گیرد. حالا هرمان نمی داند چه باید بکند - او زندگی خود را پیچیده کرده است و اکنون گذشته اش می آید و او را تحریک می کند. داشتن دو زن و یک عاشق منجر به بسیاری از موقعیت های روی حیله و تزویر و خنده دار و اتفاق می افتد به هرمان و اینکه آیا او قادر به بیرون آمدن از آن در یک قطعه تشکیل بقیه داستان. من دوست داشتم â € ~Enemies: داستان عشق € ™. این زندگی مهاجر یهودی را به طور کامل - به ویژه زندگی کسی که می خواهد دور از گذشته بگذرد، اما گذشته اش را پشت سر می گذارد و او را پرت می کند. این رمان همانند یک سریال است که در مجله چاپ شده است - که در واقع آن نوع رمان است که دارای صحنه های جالب، پیچ و تاب، گفتگوهای بسیاری است، جایی که پروس ساده است اما افکار و اندیشه ها روشنگری هستند . یکی از چیزهایی که من در داستان کوتاه خواننده معروف شدم - حزب در میامی ساحل، همان شیوه ای است که جامعه یهودی را به عنوان ناقص، ناقص و زیبا به عنوان بقیه بشریت نشان می دهد. او همین کار را در â € ~Enemiesâ € نیز انجام می دهد، گرچه بعد از مدتی آن کمی تکراری است. گاهی اوقات خندیدم، گاهی اوقات عصبانی شدم و گاهی اوقات در حالی که تماشای هرمان از یک فاجعه به سوی دیگر، به طرز وحشیانه ای، ناامید شدم. هر گاه داستان به مرحله ای رسید که او بتواند شروع جدیدی بکند و زندگی تازه ای بسازد، او همیشه گزینه فاجعه بار را در پیش گرفت. این خیلی ناامید کننده بود که تماشا کنید. سه شخصیت زن - \"یادویگا\"، \"ماشا\" و \"تامارا\" به خوبی تعریف شده و بسیار متفاوت از یکدیگر بودند. مورد علاقه من از سه Yadwiga بود، اما بعد من یک گوشه نرم برای تامارا نیز توسعه داد. به دلایلی من واقعا نمی خواستم مانند Masha، هر چند که تقصیر او نبود. طنز کمرنگ در سراسر کتاب وجود دارد و زمانی که هرمان درهم پیچیده تر می شود، ما نمی توانیم خنده باشیم. من فکر می کنم این یکی از پیروزی های این داستان است. \"Enemies\" یک خواننده جالب است. این باعث می شود که شما در همان زمان خنده و گریه کنید و احساس ناامیدی کنید. من منتظر خواندن یکی دیگر از کتابهای Singerâ € ™ ثانیه به زودی. من شما را با برخی از passages های من از کتاب را ترک کنید. هیچ فیلسوفان قدیمی و متفکران می تواند پیش بینی یک دوره مانند این یکی: هلت skelter دوره کار در عجله، خوردن در عجله، صحبت در عجله، حتی در عجله می میرند. شاید عجله یکی از صفات خداوند بود. با توجه به سرعت جریان الکترومغناطیسی و حرکت که با آن کهکشانها از مرکز مرکز حرکت می کنند، می توان نتیجه گرفت که خدا ناتوان است. مولکول ها، اتم ها و الکترون ها با سرعت دیوانه حرکت می کنند. زمان خود را برای زمانی که در آن انجام وظایف خود را در فضای بی پایان، در ابعاد بی نهایت انجام داده است فشار داده است. پرندگان، زنبورها، و پروانه ها از طریق پنجره باز پرواز کرد. مگس ها و زنبورها بر روی برخی از قند ریخته شده ایستاده اند. یک پروانه پروانه ...

مشاهده لینک اصلی
این کتاب چند سال پیش توسط دوست من در آلمان فرستاده شد. من احساس می کنم که بیش از یک راه برای خواندن یک کتاب وجود دارد. این داستان یک یهودی مهاجر به آمریكا است كه با سه زن به پایان می رسد. اولین دختر دهقانی لهستانی است که از نازی ها مخفی شده است، دوم زیبا و روان است. برای اضافه کردن به آنها، اولین همسر او که او فکر می کرد مرده است، باز می گرداند. طرح این است که خنده دار باشد زیرا او تلاش می کند زندگی خود را بین آنها حفظ کند، اما بعدا در جایی بین صفحات، پنجره ای به داخل اردوگاه های کار اجباری به گونه ای است که تنها یهودی می تواند به آن ارتباط داشته باشد. حتی کوچکترین انسداد انسانی انسانی مانند ساردین ها در یک فضای کوچک از بین رفته است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دشمنان (یک داستان عاشقانه)


 کتاب آخرین نامه معشوق
 کتاب زنی با موهای قرمز
 کتاب ملکه کافر نفرتیتی
 کتاب قصه جزیره ناشناخته
 کتاب دریاچه شیشه ای (دو جلدی)
 کتاب سیاه برازنده ی توست