کتاب دختر ستاره ای

اثر جری اسپینلی از انتشارات ایران بان - مترجم: فریده اشرفی-عاشقانه ها

دختر ستاره. از روزی که او در آرام میکا بالا در سر و صدا رنگ و صدا می آید، راهرو ها با صدای "Stargirl، Stargirl" می خندند. او فقط با یک لبخند از قلب لئو بورلوک می گیرد. او یک انقلاب مدرسه روحانی را فقط با یک شادی جرقه می زند. دانش آموزان مایکا بالا اغراق می کنند. در ابتدا. سپس آنها را به او می گیرند. Stargirl به طور ناگهانی برای همه چیز که باعث متفاوت شدن او می شود، لئون، احساس ناامیدی و ناامیدانه ای را از دست می دهد و از او می خواهد که چیزی را که می تواند او را نابود کند تبدیل می کند: طبیعی است. جری اسپینلی، مدافع نیوبری، در این جشن عدم انطباق، داستان عجیب و غریبی درباره عواقب محبوبیت و هیجان و الهام اولین عشق را می پوشد.


خرید کتاب دختر ستاره ای
جستجوی کتاب دختر ستاره ای در گودریدز

معرفی کتاب دختر ستاره ای از نگاه کاربران
بیش از حد فلسفی برای من

مشاهده لینک اصلی
همانطور که خواندن این کتاب را داشتم، احساس می کردم که قلب من عملا در داخل من شکسته است. این یکی از آن کتابهای YA است که مربوط به درسهای زندگی برای یادگیری هستند و اینکه آیا میتوانید با شخصیتها ارتباط برقرار کنید یا خیر. Stargirl در دیدگاه اول شخص از لئو بورلوک، مربی دبیرستان میکا در آریزونا، که در مسیرهای با یک دختر زیبا، مهربان و عجیب و غریب قرار گرفته است که خود را مجددا به عنوان ستارگر معرفی کرد، گفته شده است. Stargirl Caraway توجه خود را از روز اول به بازی و انجام کارهایی که از عادی است، به خود جلب می کند: او بازی می کند و یک \"تولدت مبارک\" را برای همکلاسی هایش در کافه تریا می بیند، درست در مقابل همه؛ او میز خود را در سه طرف با پرده های سبز در تمام کلاس هایش می پوشاند و گل را روی یک گلدان کم عمق قرار می دهد. او در باران رقص می دهد وقتی که نمره می دهند، او را برای تیم مخالف تشویق می کند و؛ او در لباس های گاه به گاه لباس می زند. به سادگی، او از همه چیز متفاوت بود، و او مراقبت نمی کند. با وجود این عدم انطباق، لئو خود را به عنوان Stargirl به عنوان دیگران در ابتدا به کار می برد. اما یک سری رویدادها باعث می شود که این افراد همانند افراد مقابل Stargirl، و لئو نیز، توسط انجمن، که هرکسی از آنها خواست نامش فاش نشود Stargirlâ € بنابراین، لئو به طور تصادفی در یک تقاطع می آید، و باید تصمیم بگیرد که نظر او بیشتر به او مهم است: Stargirls، و یا همه elses. Stargirl یک کتاب دوست داشتنی در مورد تعلق و قبول بودن است که بیشتر در معرض خطاهای زیادی است که از محبوبیت بالا در میان آنها برخوردار است. خواندن در مورد چقدر Stargirl به سختی به عادت تبدیل شد - متعلق به، درست مثل هر کس دیگر - قلب من را غرق کرد، به ویژه از آنجایی که او آن را از خواسته خود نگرفته بود، و چون در تلاش او برای عادی بودن، او هویت خود را ریخت و به یک فرد کاملا متفاوت تبدیل شد. پس از خواندن کتاب، متوجه شدم که پرسش این سوال را مطرح می کند: مهم این است که واقعا در مدرسه عادی و محبوب باشم؟ آیا محبوبیت در میان نوجوانان / دانش آموزان پیش دبستانی قبل از اینکه شما بتواند متعلق باشد، مورد نیاز است؟ اگر چه از تجربه شخصی من، زمانی که من سن خود را نداشتم، خودم را در وضعیت لوس یا Stargirls پیدا نکردم، احساس می کردم که می توانم به طور کامل با آنها ارتباط برقرار کنم. من می توانستم احساس لئو را در بین احساسات او برای Stargirl و احساس تعلق به بقیه مدرسه از بین ببرم. من می توانستم درک هایی را که Stargirl به لئو می آمد، درک کنم. من می توانستم لحظات شادی، ناامیدی و دل درد هایش را درک کنم. واقعیت آنها از صفحات به من افتاد، این یک کتاب خوب بود. برای پایان دادن به این بررسی کوتاه (اگر می توان آن را نامید)، من شما را با این خط خاص که در دلهای من، از گفتگوی Archie Brubaker، Leos دوست دیرینه شناسی ساله که استخوان ها، فسیل ها و موارد مشابه را جمع آوری کرده اند، ترک خواهم کرد. â € œ ... [E] بسیار یک بار در حالی که کسی می آید که کمی ابتدایی تر از بقیه ما، به عنوان کمی نزدیک تر به آغاز ما، کمی بیشتر در ارتباط با موارد ساخته شده است. \"همچنین نوشته شده است اینجا.

مشاهده لینک اصلی
\"اگر یک مرد با همتایان خود هماهنگ نباشد، شاید این به این دلیل است که او درامر دیگری را می شنود. اجازه دهید او را به موسیقی که او می شنود قدم می گذارد، با این حال اندازه گیری و یا دور. \"- هنری دیوید Thoreau این نقل قول است که در سر من در طول خواندن من از این کتاب صدا کرد. داستان داستان Stargirl Caraway، دختر جنجالی که در دبیرستان متفاوت است، زمانی است که نوجوانان اغلب تصمیم می گیرند که با تمایل به انطباق با یکدیگر در یک دیدار قرار گیرند. داستان او حدود پانزده سال بعد توسط لئو بورلو نقل شده است، یک همکلاسی که او را دوست داشت و بعد عاشق شد. من پیدا کردم که لئو یک شخصیت بسیار زیبا و معتبر است. من صادقانه او را دوست داشتم و احساس درد از معضل او را احساس کردم، او بین احساسات خود را برای Stargirl و نیاز خود را به پذیرش اجتماعی بود. زندگی او توسط Stargirl عوض شد، واقعیتی که او خیلی دیر متوجه می شود. من نیز در جریان داستان با مخالفان مخالفت کردم. مثل لئو، من سترگیر را برای شجاعت اعتقاداتش تحسین کردم اما اعتراف کردم که احتمالا او در دبیرستان، مانند بسیاری از دانش آموزان داستان، دلسرد خواهد شد. من اغلب احساس کردم شخصیت Stargirlâ € ™ ثانیه بیش از حد بالا، غیر معمول ترین نوجوان من همیشه ملاقات کردم. او به من یادآور Luna Lovegood اما با تحسین بیشتر. اما من حدس می زنم که این نویسنده راه را برای گفتن به ما می داند که حتی عجیب ترین مردم یک داستان برای گفتن دارند و ما می توانیم به خوبی برای گوش دادن به آنها. به عنوان بزرگسالان، ما برای جشن فردیت یا، حداقل، برای تحمل بیشتر برای آنها. این امر برای نوجوانان دشوارتر است، مخصوصا در حال حاضر، ما شبکه های اجتماعی داریم که به طور دائمی در مورد آنچه که قابل قبول است و چه چیزی نمی تواند به آنها اعمال کند. به همین دلیل است که این کتاب فوق العاده برای نوجوانان و خوانندگان جوان است. آنها به آنها می آموزند که به تنوع احترام بگذارد و آنها را تشویق به راه رفتن به ضرب و شتم درامر خود کند، مهم نیست که چقدر متفاوت است.

مشاهده لینک اصلی
من برای این کتاب انتظارات زیادی داشتم، اما به هیچ وجه از بین نرفتم. من خیلی باورنکردنی خسته شدم، اما نمیتوانستم با خودم زندگی کنم، دانستم که من نمیتوانستم یک کتاب صفحه 186 تکمیل کنم، بنابراین من به سمت پایین افتادم. به صفحه 80، نشانه گذاری احمقانه ترین احکام تنها راهی بود که من خودم را محکم نگه داشتم. به طور معمول در یک شایستگی، سعی خواهم کرد منتقدین شکایتم را در لیست قرار دهم. Spoiler ها مشخص نشده اند، با احتیاط ادامه دهید. نه این که در مورد این کتاب خراب شود آن را در هر جنبه قابل پیش بینی بود. بنابراین، مشکلات من با Stargirl: 1. این است که چگونه محبوبیت کار می کند. Stargirl از حدود 2 ثانیه تا محبوب شدن به محبوبیت به محبوبیت می رسد و تمام مدرسه (به استثنای شخصی) همراه با آن می گذرد. من می دانم که میکا بالا یک مدرسه کوچک است، اما هیچ راهی در یک مدرسه واقعی نمی تواند کسی را مانند کسی بماند. کل کتاب احساس می کند یک مدرسه متوسطه تصور از دبیرستان است. Stargirl یک برف ریزه - من حتی ممکن است جرات به تماس با او مریم سو. او هرگز اشتباه نمی کند، قهرمان شخصیت او را دوست دارد و هر کس او را دوست دارد / او را دوست دارد. حتی Archie می گوید که از لحظه ای که او را ملاقات کرد، می دانست که او متفاوت است. این نیز نوعی به نظر می رسید که ستاره همه ی این آنتی ویروس ها صرفا برای توجه بود. اگر او به یک مدرسه ای در زندگی واقعی رفته بود، معلمان - به دیگر دانشجویان اشاره نکنید! - تقریبا بلافاصله می توانستند آن را خراب کنند. 3. هیچ پیشرفت شخصیتی وجود ندارد. من حدس می زنم باید این انتظار را از یک کتاب به طوری کوتاه، اما شخصیت ها نفس گیر راکد. البته، البته، Stargirl، اما او در جهت مخالف با تحول دیوانه و ناگهانی و خارج از شخصیت خود (که تنها موقتی بود اما من را از بین می برد) رفت. با وجود این، حتی هیچ گونه توصیفی از او وجود نداشت. و من حتی شروع به لمس روی روابط کم عمق که به سختی وجود دارد، بسیار کمتر به طور کامل کشف شده است. (من باید خودم را به یاد داشته باشم که این یک کتاب کودک است و کمتر از 200 صفحه است، بنابراین من نمی توانم روی چیزهای کوچک در یک کتاب کوچک تأکید کنم.) 4. نوشتن وحشتناک است. این همه @ من @ این @ I @ این بود. کتاب خواندن مانند یک لیست است. یک لیست بسیار انبساطی آیا آقای اسپینلی هرگز از کاما یا یک فعل پیوند زده نشده است؟ یا یک سردبیر؟ حالا احساس کردم متاسفم که او کنار من نشسته است. دستم را گرفتم من لبخند زدم من همانطور که می توانستم به راحتی صحبت کردم. من خودم را ذکر نکردم من نمیدانستم این کار را برای من انجام دهم. من نمیگفتم اگر تغییری نداشته باشی میتوانی مرا فراموش کنی من هرگز آن را نگفتم. همانطور که این کتاب کوتاه است، من دو روز از خواندن اجباری گذشتم تا از طریق آنچه که اساسا یک لیست غول پیکر بود، از بین برود. برخی از اصطلاحات مورد استفاده نیز عجیب و غریب هستند. مثل این عبارت، در اینجا: او با کوه ها روبرو شد، در شربت آفتاب شستشو داده بود، چهره اش هنوز هم صلح آمیز است، چرا که من تا به حال یک چهره دیده ام. شربت آفتاب .... همانطور که من تا به حال چهره دیده ام؟ چه جهنمی 5. پیام، که به وضوحoriginality عالی است وbe yourself @ و همه این جاز، عملا گلو خوانندگان، به عنوان دردناک به عنوان قطعه chip قطعه فقط جسد، و به همان اندازه خشونت آمیز به آرامی بود. من آن را دریافت کردم، جری اسپینلی. من واقعا آن را دوست ندارم زمانی که پیام یک کتاب بسیار آشکار است؛ من دوست دارم فکر کنم در حال حاضر من نمی گویم که یک کتاب باید به عنوان یک کلمه عبور یا هر چیز معکوس باشد، اما این کتاب فقط باید به نام \"شوهینگ\"، شایستگی اصالت را پایین بکشد. @ 6. این واقعیت که Stargirl به دنبال مردم بود، داستان های خود را در مورد آنها تهیه کرد، هدایای ناشناس را فرستاد، و عکس هایشان را به من نشان دادند، طعم بدی در دهان من گذاشتند. من متوجه شدم که اعمال به خوبی انجام شده است، اما این اقدامات تغییر نمی کند. این صحنه: @ او شما را ناراحت می کند او تو را دوست دارد. به خصوص گوش های شما او هرگز گوش او را دوست ندارد. با گذشت زمان، این گوش شما به عنوان یک سوت پاک می شود. به ویژه اگر برخی از کره های بادام زمینی باقی مانده در آن وجود داشته باشد @ من می توانم زبان کوچک را احساس کنم که شکاف گوش های چپ من را می شکند. @ آن را غلغلک! @ من احساس کردم چیز دیگری. @ من دندان ها را حس می کنم! @ @ هس فقط چیزهایی را برای شما خراب می کند. شما باید در آنجا چیزی پوسته داشته باشید. آیا اخیرا گوشهای خود را شسته اید؟ آیا من حتی نیاز به توضیح دارم؟ (ستاره ها در حال خوردن گوینده راوی بودند. بله، مستقیما از کتاب، کلمه به کلمه، صفحه 82). من فکر می کنم که من نیاز به یک کتاب برای مخاطبان قدیمی دارم. این یک نفر من را کشت من الان مرده ام

مشاهده لینک اصلی
این کتاب در مورد یک دختر عجیب و غریب به نام Stargirl است. او عجیب است، زیرا او چیزهای زیادی را به کار می گیرد که مردم معمولا انجام نمی دهند. حتی نامش عجیب است. اجازه بدهید به شما در مورد برخی از چیزهای عجیب و غریب او بگویم. در ابتدا او عکسهای افراد بدون آنها را می داند. او آنها را می کشد و مخفیانه عکس های خود را می گیرد. سپس او یک آلبوم عکس می سازد و هنگامی که بزرگتر می شود، به آنها می دهد. چیز عجیب و غریب دیگری که او می کند این است که لباس هایی را که برای او مناسب نیست، پوشانید. او معمولا دامن بلند می پوشد. همچنین، او همیشه در تیم های متضادش در مسابقات فوتبال مدارس خود را تشویق می کند. استارجری همیشه با او یک یوکلل حمل می کند. هر زمان که روز تولدش باشد، او آن را بازی می کند و برای آنها یک آهنگ تولد می دهد. Stargirl نیز دوست دارد رقص و آواز خواندن، حتی زمانی که مردم در اطراف وجود دارد. او مراقبت نمی کند که مردم فکر می کنند و همیشه ذهن او را می گوید. او از آنچه مردم می گوید پیروی نمی کند و به طور مستقیم به آنها نظر می دهد. در این کتاب، Stargirl دوست پسر دوست لئو دارد. هیچ کس نمی خواهد با لئو بازی کند زیرا او دوست پسرش است. به همین دلیل است که لئو از Stargirl التماس می کند. به طوری Stargirl trys طبیعی است. اما فقط برای مدتی. او لباس های معمولی می پوشد و بازی می کند اوکیلی را بازی می کند. با این حال، این طول نمی کشد. در نهایت، لئو و Stargirl شکستن به دلیل او را از داشتن طبیعی است. در نهایت، Stargirl به یک مهمانی می رود و با رقصش همه را تحت تاثیر قرار می دهد. هر کس شروع به خواندن دوباره او می کند. با این حال، پس از حزب او ناپدید می شود. چند سال بعد، لئو از Stargirl دریافت می کند. این یک گاو مخروبه است. این فقط می تواند به این معنا باشد که پس از تمام این سال ها، Stargirl هنوز لئو را یادآوری می کند. این داستان ما را به خودمان می آموزد و دیگران را دنبال نمی کند. این به ما می آموزد که نظرات خودمان داشته باشیم. من این کتاب را به نوجوانان توصیه می کنم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دختر ستاره ای


 کتاب دختر کاغذی
 کتاب بازار طاووس
 کتاب قلعه متحرک
 کتاب یگانه
 کتاب ستون دنیایم باش
 کتاب همین حالا