معرفی کتاب جنگل نروژی

اثر هاروکی موراکامی از انتشارات نوای مکتوب - مترجم: معصومه عمرانی-عاشقانه ها

تورو، یک دانشجوی کالج سکوت و پیشقدمی جدی در توکیو، به Naoko، یک زن جوان زیبا و درخشان جوان اختصاص داده شده است، اما شور و شوق متقابل آنها با مرگ غم انگیز سال های بهترین دوست خود را نشان داده شده است. تورو شروع به انطباق با زندگی دانشگاهی و تنهایی و انزوای او در آنجا می کند، اما Naoko فشار و مسئولیت های زندگی را غیر قابل تحمل می یابد. هنگامی که او بیشتر به دنیای خود بازگردد، Toru پیدا می کند خود را در حال رسیدن به دیگران و به یک زن جوان آزاد آزاد و جنسی است. داستان تلخ یکی از دانشجویان رمانتیک، چوب نروژی، ما را به این مکان دور از جوانی، عشق اول، ناامید و قهرمانانه می برد.


خرید کتاب جنگل نروژی
جستجوی کتاب جنگل نروژی در گودریدز

معرفی کتاب جنگل نروژی از نگاه کاربران
ノルウェイの森 = Noruwei no mori = Norwegian wood (1987), Haruki Murakami
Norwegian Wood (ノルウェイの森 Noruwei no Mori) is a 1987 novel by Japanese author Haruki Murakami.
A 37-year-old Toru Watanabe has just arrived in Hamburg, Germany. When he hears an orchestral cover of the Beatles song @Norwegian Wood@, he is suddenly overwhelmed by feelings of loss and nostalgia. He thinks back to the 1960s, when so much happened that touched his life. Watanabe, his classmate Kizuki, and Kizukis girlfriend Naoko are the best of friends. Kizuki and Naoko are particularly close and feel as if they are soulmates, and Watanabe seems more than happy to be their enforcer. This idyllic existence is shattered by the unexpected suicide of Kizuki on his 17th birthday. Kizukis death deeply touches both surviving friends; Watanabe feels the influence of death everywhere, while Naoko feels as if some integral part of her has been permanently lost. The two of them spend more and more time together going for long walks on Sundays, although feelings for each other are never clarified in this interval. On the night of Naokos 20th birthday, she feels especially vulnerable and they have sex, during which Watanabe realizes that she is a virgin. Afterwards, Naoko leaves Watanabe a letter saying that she needs some time apart and is quitting college to go to a sanatorium. These events are set against a backdrop of civil unrest. The students at Watanabes college go on strike and call for a revolution. Inexplicably, the students end their strike and act as if nothing had happened, which enrages Watanabe as a sign of hypocrisy. Watanabe is befriended by a fellow drama classmate, Midori Kobayashi. She is everything that Naoko is not — outgoing, vivacious, and supremely self-confident. Despite his love for Naoko, Watanabe finds himself attracted to Midori as well. Midori reciprocates his feelings, and their friendship grows during Naokos absence. Watanabe visits Naoko at her secluded mountain sanatorium near Kyoto. There he meets Reiko Ishida, an older patient there who has become Naokos confidante. During this and subsequent visits, Reiko and Naoko reveal more about their past: Reiko talks about the cause of her downfall into mental illness and details the failure of her marriage, while Naoko talks about the unexpected suicide of her older sister several years ago. When he returns to Tokyo, Watanabe unintentionally alienates Midori through both his lack of consideration of her wants and needs, and his continuing thoughts about Naoko. He writes a letter to Reiko, asking for her advice about his conflicted affections for both Naoko and Midori. He does not want to hurt Naoko, but he does not want to lose Midori either. Reiko counsels him to seize this chance for happiness and see how his relationship with Midori turns out. A later letter informs Watanabe that Naoko has killed herself. Watanabe, grieving and in a daze, wanders aimlessly around Japan, while Midori — with whom he hasnt kept in touch — wonders what has happened to him. After about a month of wandering, he returns to the Tokyo area and gets in contact with Reiko, who leaves the sanatorium to come visit. The middle-aged Reiko stays with Watanabe, and they have sex. It is through this experience, and the intimate conversation that Watanabe and Reiko share that night, that he comes to realise that Midori is the most important person in his life. After he sees Reiko off, Watanabe calls Midori to declare his love for her. Midori asks, @Where are you now?@, and the novel ends with Watanabe pondering that question.
تاریخ نخستین خوانش: بیست و ششم ماه نوامبر سال 2014 میلادی
عنوان: ‏‫جنگل نروژی؛ نویسنده: موراکامی، هاروکی، ‏‫1949 - م.‏‬؛ موضوع: داستان‌های نویسندگان ژاپنی -- قرن 20 م
مترجم: مهدی غبرايی، تهران، کتاب نشر نیکا‏‫، 1392، در ‏‫400 ص؛ ‏‏شابک: 9786005906950؛
مترجم: معصومه نتاج عمرانی، نشر: تهران، نوای مکتوب‏‫، 1394، در ‏‫384 ص؛ ‏شابک: 9786009576005؛
کارگردانی تایوانی به نام «تران آن هونگ» با اقتباس از همین کتاب فیلم سینمایی ساخته
آغاز داستان: سی و هفت 37 ساله بودم، آن وقت که توی صندلی ‌ام در هواپیمای بزرگ 747 در میان انبوهی از ابر که فرودگاه هامبورگ را پوشانده بود غوطه خوردم. باران سرد نوامبر زمین را خیسانده بود، همه چیز هوای غم ‌انگیز چشم ‌انداز فلیمیش (منطقه‌ای در شمال کشور بلژیک) را به عاریه گرفته بود: خدمه فرودگاه در بارانی‌هاشان، مه حلقه زده بر فراز ساختمان فرودگاه، یک بیلبورد تبلیغاتی بی ام و. پس... باز هم آلمان. پایان نقل
ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
بیست روز انقلاب در روز تولد من بیشتر از 20 سالم بود. برای افراد مسن تر از من، مهمترین تولدشان 21 سالگی بود.اما زمانی که سن بلوغ قانونی تا 18 سالگی کاهش پیدا کرد، 21 بار دیگر به همان اندازه اهمیت داشت. قبل از آن شما می توانید در 18 سالگی به نیروهای مسلح احضار شود، اما تا زمانی که شما 21 ساله نباشید، نمیتوانید بنوشید. بنابراین اگر شما به اندازه کافی سالخورده برای کشور خود بمیرید، قطعا شما به اندازه کافی سالم بودید تا نوشیدنی داشته باشید؟ 20 برای من این بود که من متوقف شده بود که یک نوجوان بودم، گروهی از مردم تنها با این واقعیت که سن آنها در \"پسوند\" به پایان رسید، اما هنوز احساس خاصی نمی کرد که متعلق به جمعیت پر جمعیت باشد. طرف دیگر 20 ساله از دانشگاه بیرون می آید (اگر شما به اندازه کافی خوش شانس باشید که به آنجا برسید) و به طور مستقیم به اشتغال کامل، بلوغ، مسئولیت، انتظارات و بزرگسالی بشتابید. به طور معمول، همه چیز خیلی جدی تر است، دائمی تر، کمتر تجربی، یا این به نظر می رسد. ژاپنی- StyleHaruki Murakami در مورد تجربه ژاپنی در â € œNorwegian Woodâ € می نویسد در سال های 1968 تا 1970، بنابراین ممکن است همین الان هم نباشد. با این حال، به نظر می رسد که گذار به بزرگسالی بیشتر خواستار است، بیشتر تنش زا است. همچنین به نظر می رسد که تلفات بیشتری وجود دارد، نوجوانان بیشتر قادر به انجام تغییرات و پایان دادن به خودکشی نیستند. موراکامی درباره گذار می نویسد تقریبا مانند بازی مار و نردبان. شما می توانید به آینده صعود کنید، موفقیت و عادی بودن، و یا شما می توانید به تاریکی، شکست و مرگ برسید. خیر، شخصیت WellMurakami، Toru Watanabe، تاریکی را به عنوان یک پریدگی مانند اوایل در رمان زمانی که او بازنگری وقایع یک روز با او صرف دختر او برای مدت طولانی، Naoko.â € œI می تواند خوب در جزئیات دقیقه توصیف. این دقیقا بر روی مرز که در آن چمنزارها به پایان رسید و جنگل شروع شد - یک تیره باز در زمین حیاط در سراسر، پنهان شده توسط چمن. هیچ چیز محیط آن را مشخص نمیکند - هیچ حصار، هیچ سنگی (حداقل آن چیزی که بالاتر از سطح زمین بود). چیزی جز یک سوراخ، دهان گسترده بود. شما می توانید روی لبه بمانید و به دیدن چیزی نرسید. همه چیزهایی که در مورد چاه شناخته شد، عمق ترسناک آن بود. این فراتر از اندازه گیری عمیق بود و پر از تاریکی بود، مثل اینکه تمام تاریکی های جهان به چگالی نهایی خود جوش خورده بودند. »به عنوان یک نوجوان، زندگی Toru به اندازه کافی بی خطر بود، او بازی کرده بود در یک مزرعه در مقایسه با باکتری که او را در آینده انتظار دارد.اما اول او مجبور بود از اجتناب از خوبی در انجام انتقال. به عنوان دوست خود ریکو می گوید در زمینه دیگری: \"او و من در مرز بین زندگی و مرگ است. \"یک معنا وجود دارد که در آن ما باید مرزها را به همان گونه که می توانیم با خیال راحت مذاکره کنیم، برای عبور از مرز و شکاف را متوقف کنیم. اگر ما خوش شانس باشیم، می توانیم آن را با هم انجام دهیم. متاسفانه، همه به مقصد نمی رسند آن را به جنگل و از طرف دیگر. قانون شناختن احساس غریب از خواندن â € œNorwegian Woodâ € یکی از در حال حاضر در جهان خالی، رویا مانند، جهان اثیری است. با وجودی که موراکامی با دقت مردم، محیط و اشیا را با دقت توصیف می کند، همه به نظر می رسد دیگران دنیایی، همانطور که همه زندگی می کنند و b در دنیایی که فراتر از این جهان است، رسیده است. احساس وجود دارد که در هر لحظه، همه اینها ناپدید می شوند، که ممکن است همه آنها فقط بخشی از یک عمل ناپذیر کیهانی باشد. حتی اگر ما آن را از بین ببریم، ممکن است دور بمانیم و کشف کنیم که برخی از دوستان ما تا به حال خیلی خوش شانس. صحبت در مورد نسل من بیشترین عمل در رمان گفتگو است، شخصیت هایی که درباره خود و روابطشان سخن می گویند. آنها با خودشان، خودآگاهانه و خودخواهانه تمرکز می کنند. آنها صحبت می کنند، آنها آهنگ های محلی را روی گیتار می خوانند، نامه هایی می نویسند که بعدا سوخته می شوند. اما هیچ چیز چیزی جز گذشته و شاید خود و روابطی که قادر به زنده ماندن در بزرگسالی نیست، می کوشند. نئوکو از Toru می پرسد: \"من می خواهم همیشه مرا به یاد داشته باشید.\" آیا شما به یاد می آورید که من وجود داشت، و من در کنار شما در اینجا مثل این ایستاده ایستاده؟ â € البته، او پاسخ می دهد که او خواهد شد، اگر چه 20 سال بعد، او متوجه می شود که حافظه او \"رشد به طور فزاینده ای کم\" - اگر مهمترین چیز را فراموش کرده اید؟ اگر جایی در داخل من وجود داشته باشد، یک جسد تاریک وجود دارد که در آن تمام خاطرات حقیقتا شبیه به آهستگی و به آرامی به گل می ریزند ... این فکر من را با غم و اندوه تقریبا غیر قابل تحمل پر می کند. »به این ترتیب او می افزاید:« از آنجا که Naoko هرگز دوست نداشت me.â € â € œNorwegian Woodâ € ™ آهنگ بیتلز در سراسر رمان است. مورد علاقه های Naoko و Reiko آن را اغلب در گیتار خود را اجرا می کند.برای بسیاری از رمان، اشعار می تواند Toruâ € ™ ثانیه رابطه با Naoko و عشق دیگر او، Midori: \"من یک بار تا به حال یک دختر، و یا باید بگویم، او یک بار من را داشته است.\" احساس غم و اندوه در موضوع جنسی این رمان وجود دارد، تقریبا به نظر می رسد که آن نوشته شده در یک کلید کوچک است. Reiko خلاصه بیتلز بسیار دقیق، â € œThose بچه ها مطمئن می دانستند چیزی در مورد غم و اندوه ...

مشاهده لینک اصلی
چگونه این کتاب یکی از معروف ترین و مشهورترین موراکامیای من بود؟ در واقع وقتی که در مصاحبه ای در مورد مصاحبه پرسید، موراکامی خودش گفت که محبوبیتش را از دست داده است و واقعا آن چیزی نیست که او میخواهد شناخته شود. چه می توانم بگویم؟ خیلی از کاراکترهایی که باعث علاقه من و خیلی دوست دختر دوست داشتنی و دوست داشتنی او در مؤسسه روانشناسی شده است، من را تشویق می کنند. همچنین، صحنه هایی که در مورد همدمکشی کالج خنده دار بود، به من علاقه ای نداشت و در نهایت به من تیره و ناراحت شد. شاید این کتاب با بسیاری از افراد بازنویسی شود زیرا (مشاهده اسپویلر) [در آن چهار انتساب وجود دارد (پنهان کردن اسپویلر)]؟ نه، که نمی تونه موراکامی با افسردگی بیشتر با تفکر و تفکر در \"The Wind-Up Bird Chronicle\" در ارتباط است. بدترین چیز در مورد این محبوبیت کتاب این است که ممکن است برخی از معرفی خوانندگان به Murakami، که به احتمال زیاد به آنها منجر خواهد شد به نظر من منفی از او و مهم نیست که به بررسی آثار دیگر خود را، که فقط افتضاح است. این کتاب باید با اخطار: @ توصیه نمی شود برای زنان باردار، ممکن است سرطان زا، و نماینده نابغه بزرگ موراکامی نیست. @

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** قبل از شروع من ممکن است معلوم شود که این اولین موراکامی من نبود. من کافکا را در ساحل خواند و آن را دوست داشت. من خواندن Wind-up Bird Chronicle را دوست داشتم و آن را نیز دوست داشتم. بنابراین من باید فکر کنیم که شاید من باید کتابی را که او را مشهور کرده بود بخوانم، کتابی که هر کس در ژاپن گفته است خواند، این را مجبور کرد که موراکامی را از کشور فرار کند تا از توجه رسانه ها فرار کند. وقتی که من تمام شدم ناامید شدم همچنین، من این را در iPad نوشتم، بنابراین نشانه گذاری و سرمایه گذاری خاموش است. من سعی کردم همه ی خودکار را اصلاح کنم اما ممکن است چند کاراکتر را در این کتاب نادیده بگیرم. Toru Watanabe، شخصیت اصلی، یک مرد خودخواهانه است که روزهای او در دانشگاه توکیو در طی شورش های دانشجویی در سال های 1969-1970 به دنبال دارد، زمانی که او ظاهرا @ love @ را دوست دارد. او تلاش می کند که خود را به عنوان یک پسر @ nice نقاشی کند که به اعتقاد داشتن خود به عنوان صادقانه و هرگز در زندگیش دروغ می گوید @ (ایده ای که چند بار در رمان پاره شده است، به عنوان مثال، وقتی midori می پرسد آیا او با خواب می ماند Naoko از آن زمان و او پاسخ می دهد @ ما هیچ کاری انجام ندادند @ آره، باعث می شود مردم به طور کلی برهنه بر علیه یکدیگر و ضربه های شغلی به هر کسی و هر کس می دهد. شما می دانید، این چیزی نیست.همچنین، پایین صفحه 350. آره) که اغلب آمد هر وقت که اوfelt bad @ را از این واقعیت که او خودکامه به مردم پیچ و تاب دادن و در واقع احساس گناه (اگر چه این گناه تنها تمایل به خود را نشان داد برخی از زمان ها بعد زمانی که او در واقع به فکر کردن در مورد مردم غیر از خود ) یکی از ویژگی های گیج کننده، اصرار او برای نامگذاری هر یک از کتاب ها و آهنگ هایی بود که خواندن / گوش دادن به آن داشت، به رغم اینکه بسیاری از آنها به راحتی قابل تعویض، قابل تعویض و نامناسب بودند، زیرا هیچ ارتباطی با طرح یا رشد شخصیت نداشتند (چند استثناء در حال حاضر آهنگ نروژی چوب [بدیهی است]، داس کاپیتال در رابطه با تنظیم شورش های دانشجویی و زمان، و جایی بود که Toru با خودش مقایسه می کرد و جی گاتسبی را تماشا می کرد که نور کم در شب ساحل مخالف بعد از شب @ [هر چند که من در مبارزه ضعیف در ارتباط با این داستان صابون اپرا از Torus wuv برای بدن Naokos به یک نماد معنی Gatsbys وسواس برای بازپس گرفتن و دوباره به تصویب آنچه را به یک توهم محکوم و براق و ایده است که رویای از واقعیت پیشی گرفته است و بهتر از یک فاصله است)). به طور جدی، تعداد اسم نامشخص شدن احتمالا کتاب چند ده صفحه را گسترش داد و شما فکر می کنید که کسی که خیلی خواند، حتی کوچکترین میزان همدلی را توسعه داده است، اما برای همه که می دانم، تورو واتاناب تمام وقت خود را صرف خواندن با چشمان خود را بر روی تفکر و احساس خود را برای خود متاسف است که او مجبور به احساس گناه بیش از استفاده از دختران به عنوان rebound.What حتی بیشتر افسرده در مورد این کتاب بود که هر شخصیت زنانه ضعیف و وابسته است. از Mid-i-Impossible-to-do-hard-girl-act-but-in-the-pretty-subervient-way Midori که نیازمندان و نجیب است (دلایل دلخوشی و تندرما دادن دارد ولی کاملا بیخردی وجود ندارد برای اینکه بی رحمانه و دستکاری شده است، چیزی است که او می خواهد برای بریدن قلب توروس) به من نعمت عشق تو-اما-شما-خواه-جنسی-و-blowjobs-و-I-cant-say-no-to-men Naoko به امگا مستقل و قدرتمند و مستقل اما-I-have-a- @ معده معده @ و-cant-eat-much- * coughiminsecureaboutmyselfcough * Reiko. Midori، با این حال، شخصیتی است که جعبه عمومی را متفاوت می کند، حجاب نازکی که تلاش می کند این واقعیت را مخفی کند که او واقعا دوست دختر فانتزی بسیاری از افراد ناامن است. او زیبا است، او گره خورده است، ناخوشایند به درخواست مردان از نظر جنسی، علاقه مند به @ Fuck (ing) مانند دیوانه @، او دوستانه و اجتماعی با بسیاری از مردم، او آشپز مواد غذایی خوب، پاک و کار سخت و نشان می دهد که او می تواند به وحشیانه از مردان مانند الهه داخلی مراقبت کند. @ به دنبال خودخواهی خودخواهی کامل مثل، می گویم به شما می گویم من می خواهم خوردن کیک توت فرنگی بخورم. و شما همه چیز را که انجام می دهید و انجام می دهید را متوقف می کنید و آن را برای من خریداری می کنید. و شما بیرون از نفس بیفتید و زانو بزنید و این نارگیل توت فرنگی را برای من نگه دارید. و من می گویم من دیگر آن را نمی خواهم و آن را از پنجره بیرون می آورم. این چیزی است که من به دنبال آن هستم. آیا ما قصد داریم این لذت را پیدا کنیم؟ آیا ما قصد داشتیم این را در تعجب و هیجان بخوانیم و خودمان را تکرار کنیم که Toru بعد از آن چه می گوید: @ هرگز هرگز یک دختر مثل شما را ندیده اید؟ چیزی است که در سبک موراکامی ها وجود دارد که بسیاری از اصطلاحات را ارائه می دهند و در سایر آثارشان ، آنها با سورئالیسم به گونه ای در هم آمیخته اند که به هیچ وجه مهم نیستند که آیا آنها عمدتا بزرگ هستند و یا فقط واقعا جادویی هستند، زیرا آنها از لایه های رویائی که به پوچ و ملودی داخلی شخصیت می پیوندند، ختم می شوند و از این رو، در باره. در جنگل نروژی، آنها بی رحم و بی صدا هستند. شخصیت ها عمیق و اغلب کورکورانه ریاکاری و اغراق از مفروضات پنهان در ظاهر حقیقت عمدتا در مورد چگونگی آنها متفاوت است و هر کس دیگری ...

مشاهده لینک اصلی
من یک بار یک دختر داشتم، یا باید بگویم، او یک بار من را داشته است ... او به من اتاق خود را به من نشان داد، خوب نیست، چوب نروژی؟ او از من خواسته بود بماند و او به من گفت که هر جا بنشینم، بنابراین من دور نگاه کردم و من متوجه شدم یک صندلی وجود ندارد. من روی یک فرش نشسته بودم، وقت خود را صرف نوشیدن شراب او کردیم تا دو ساله صحبت کردیم و سپس گفت: \"این زمان برای بستن\". او به من گفت، او صبح کار کرده و شروع به خندیدن کرد. من به او گفتم که من ندیدم و در حمام خوابیدم. وقتی بیدار شدم، من تنها بودم، این پرنده پرواز کرده بود، بنابراین آتش گرفتم، خوب نیست، چوب نروژی هستم. The Beatles Haruki Murakami's New Norwegian Wood is a داستان عاشقانه: در اعترافات خود نویسنده، \"داستان ساده و ساده\" کاملا بر خلاف نوع داستان، او به خوبی شناخته شده است. موراکامی ادعا می کند که این رمان یک چالش برای او است، آزمون توانایی او برای نوشتن یک داستان واقعی. بسیاری از طرفداران او آن را به عنوان خیانت از آنچه که آثار او تا به حال ایستاده بود را ببینید. تا به حال هیچ یک از آثار موراکامی خواندن را ندیده ام، من این مزیت را داشتم که با ذهن بی طرفانه در حال نزدیک شدن بود. و من متوجه شدم که در حالی که داستان مستقیما بود، چیزی جز ساده نبود. رمان یک دسته از احساسات است. پروس حساس است، حتی خوشمزه: توصیف مناظر و آب و هوا در جزئیات طولانی و دوست داشتنی انجام می شود. اکتشافات بسیار کمی در مورد شرایط ذهنی درونی، به غیر از توصیف گسترده ای از احساسات، حتی اگر فقط در یک کتاب تنها یک صدای را گوش کنیم. این همان چیزی است که جریان آگاهی به سمت خارج تبدیل شده است. من تلاش زیادی کرده ام تا بررسی های سنتی این کتاب را برای مدت زمان زیادی انجام دهم، اما یافتن آن غیرممکن است. بنابراین من احساسات من را از خواندن کتاب به ارمغان می آورم. نوشتن نروژی چوب (برای من) مانند نشستن بر روی حیاط در گرگ و میش در یک شکست نادر در باران در طول سالمون، تماشای پرتوهای طلایی از خورشید در حال مرگ نور تا باران زمین خرد شده و پر کردن ریه های شما با بوی باران است. نوشتن چوب نروژی مثل بیدار شدن از خواب صبح زمستانی است، پنجره را باز می کند و با یک انفجار فرساینده ی شرقی Wind Wind آشنا می شود. نسخه نروژی چوب مانند است ماندن در اواخر، گوش دادن به زنگ هارمونیک از درام در جشنواره معبد محلی ما، استنشاق عطر از لامپ سوزاندن لامپ و بخور دادن. به شدت توصیه می شود.

مشاهده لینک اصلی
پایان بزرگ این مطمئنا غم انگیزترین کتابی است که تا به حال خوانده ام. به نظر می رسد بسیار تاریک و افسرده است، اما نور در پایان به پایان می رسد و شما می توانید آفتاب را از طریق ابرها را ببینید. من هیچوقت کتابی مثل این ننوشتم و صادق باشم، مطمئن نیستم که همیشه بخواهم یکی را بخوانم. این فقط قطعه ای از شما را می گیرد و کمی احساس خستگی می کند. من حتی نمی دانم چگونه آن را توضیح دهم. مثل رفتن به یک کوهستان در یک روز خاکستری تیره. بله، زیبایی هنوز وجود دارد، اما شما باید آن را دنبال کنید. شما حتی از زیبایی قبل از اینکه به خاطر آسمان پر از ابرها، متوجه نشوید. بالاتر از شما بروید، بیشتر تخلیه شما احساس می کنید. در انتها وقتی به بالا می رسید، استخوان خسته و خسته شده اید، هر دو ذهنی و جسمی، اما ناگهان می توانید بالای ابرها ببینید و آنقدر روشن است که چشم های شما صدمه دیده و کل کوه ناگهان به نظر می رسد متفاوت ... شما ناگهان احساس تازگی ... دنیایی که فکر می کردی غم انگیز بود و خاکستری ناگهان روشن و تازه بود .... و زیبا .....

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب جنگل نروژی


#ادبیات اقتباسی - #ادبیات ژاپن - #داستان عاشقانه - #ادبیات معاصر - #دهه 1980 میلادی - #پرفروش های ایران کتاب - #کتاب هایی که به بیشترین زبان های دنیا ترجمه شده اند -
#انتشارات نوای مکتوب - #هاروکی موراکامی - #معصومه عمرانی
کتاب های مرتبط با - کتاب جنگل نروژی


 کتاب پس از تو
 کتاب پایان رابطه
 کتاب دختر ستاره ای
 کتاب پیرامون اسارت بشری
 کتاب تاریخ عشق
 کتاب برهوت عشق