کتاب جان عزیزم

اثر نیکلاس اسپارکس از انتشارات پوینده - مترجم: پدیده آزادی-عاشقانه ها

یک شورشی عصبانی، جان از مدرسه خارج شد و در ارتش به سر می برد، نمی دانست چه چیز دیگری با زندگی اش دارد - تا زمانی که با دخترش از رویاهایش ساوانا ملاقات کند. جاذبه متقابل آنها به سرعت به نوعی عشق تبدیل می شود که ساوانا را در انتظار جان برای انجام وظیفه خود به پایان می رساند، و جان می خواهد با زنانی که قلبش را گرفته اند، سکونت داشته باشند. اما 9 سپتامبر همه چیز را تغییر می دهد. جان احساس می کند که وظیفه او مجدد است. و متأسفانه جدایی طولانی ساوانا را درک می کند که دوستش دارد. بازگشت جان به خانه، جان باید با این واقعیت که Savannah، که در حال حاضر ازدواج کرده است، هنوز عشق واقعی خود را در بر دارد، و با سخت ترین تصمیم زندگی اش مواجه است.


خرید کتاب جان عزیزم
جستجوی کتاب جان عزیزم در گودریدز

معرفی کتاب جان عزیزم از نگاه کاربران
WOW این واکنش معمول من است پس از خواندن کتاب نیکلاس اسپارکس. من به این نوشته ها احترام می گذارم. بعضی ممکن است بگویند کتابش قابل پیش بینی است، اما حتی اگر آن را هم داشته باشد، از آن لذت می برم. در جرج جان، ساوانا و جان یکدیگر را دوست دارند. من فکر می کردم آنها با یکدیگر سر و کار دارند، اما سرنوشت برنامه های دیگری داشت با جان به ارتش می آید. شخصیت جان را دوست داشتم، او کامل نیست که او را واقعی تر می کند، در حالی که من نمی توانم همان راجع به ساانا بگویم. از زمانی که فکر می کردم او خودخواه بود. من همچنین شخصیت Tims را بسیار دوست داشتم (مشاهده اسپویلر) [حتی اگر برای جان تایر مضطرب بودم، خوشحالم که تیم با ساوانا (پنهان کردن اسپویلر) به پایان رسید) و مثل همه می گوید، رابطه دوستی هرگز کار نمی کند حتی حتی در رمان

مشاهده لینک اصلی
Dnf دومین بار در اطراف، به دلیل خستگی چشمگیر. من فقط نمی توانم با این نویسنده مقابله کنم، هیچ جرقه ای وجود ندارد.

مشاهده لینک اصلی
جان تیری در ویلمینگتون، کارولینای شمالی بزرگ شد. چند سال پس از آنکه جان فارغ التحصیل شد، احساس کرد که او کمی به پایان رسیده است. هاد چندین مشاغل محلی داشت، اما هیچ وقت تا قبل از رفتن به کار بعدی ادامه نیافت. اگرچه او با پدرش زندگی می کرد، رابطه او بسیار تنگ شده بود و زمانی که جان جان او را برای اوقات فراغت صرف کرد، گشت و گذار را انجام می داد. گشت و گذار تنها چیزی بود که او واقعا از آن لذت برده بود، اما او می دانست مجبور بود چیزی دیگری را پیدا کند. جان تصمیم می گیرد که او را در ارتش فراخواند، زیرا او احساس می کند که او را در شهر خود نگه ندارد. زندگی ارتش جان را رشد خواهد کرد و شخص دیگری می شود. پس از مدتی در ارتش، او به خانه باز می گردد تا با پدر خود وقت خود را صرف کند. اما پدرش تغییری نکرده و هنوز سختگیر است. برای گذراندن ساعت، جان تصمیم می گیرد به بازگشت به گشت و گذار که او از دست رفته است. روز در حالی که گشت و گذار جان دیدار با ساوانا لین کرتیس. او فقط کت و شلوار خود را به اقیانوس زده است و جان ها را به آب می فرستد تا بازی را برای او بازی کند. از این روز شروع به صرف وقت با هم می کنند و در عین حال در عشق می افتند. جان جان ساوانا را برای دیدار با پدرش در می آورد و در مدت کوتاهی ساوانا احساس می کند که چیزی با پدرش کاملا درست نیست. بعدا او به جان می گوید که فکر می کند پدرش اختلالی دارد، اما جان از آن می فهمد و معتقد است که او اشتباه است. وقت آن می رسد که جان به ارتش بازگردد، اما آنها با نامه ها تماس می گیرند و روزهایی را که جان به خانه می آیند، شمارش می کنند. در نامه های خود به یکدیگر آنها بیان می کنند که چقدر دوست دارند یکدیگر را دوست داشته باشند و منتظر یکدیگر نباشند. همانطور که روزها و هفته ها گذشت، این زمان نزدیکتر می شود و به زودی دوباره به هم می پیوندند. اما بعد از آبی چیزی که وحشتناک است اتفاق می افتد که 11/11 است. این روز زندگی بسیاری را تغییر خواهد داد، بلکه جان و ساوانا را نیز از بین می برد، زیرا یوحنا بین وظیفه به کشورش و تمایل به رفتن به ساوانا خانه پاره شده است. اما آیا ساوانا درک می کند که آیا جان تصمیم به مجددا مجددا می گیرد؟ این داستان عاشقانه زیبایی است که من واقعا از آن لذت بردم. اگر از یک داستان عاشقانه لذت ببرید و در قلب عاشقانه باشید، این کتاب قطعا برای شماست و من به شدت توصیه می کنم که آن را بخوانید.

مشاهده لینک اصلی
این یک انتصاب برای یک کتابخانه بود، بنابراین من در حالی که آخرین تجربه من با نیکلاس اسپارکس در دهان من یک خال خال خال ذرات فرو ریخت. اگر نوت بوک عطر و بوی نامطبوعی را ترک کرد، جان جان عزیزان من را خشک کرد. کتاب هایی مانند این باعث آرزو می کنم که فقط چیزی را که خوانده ام را ترک کنم، اما وقتی صفحه اول را شروع می کنم، چرخ ها در حرکت قرار گرفته اند و من برای کل سواری، بدون توجه به این که مناظر چقدر ناپایدار است. من می دانستم که من از اولین جمله پرولوگ در معرض مشکل بودم (@ این معنی اینست که دوست داشتن دیگری را دوست داشته باشم؟) اما امیدوار بودم که بهتر شود. این کار را نکرد. عزیز جان در شخص اول گفته شده است، بنابراین احساس می کردم که من در یک اتاق با یک گفتگوی بدی گیر افتاده بودم که درمورد داستان عشق عاشقانه اش به من گفتار داشت. بدون جایی برای فرار، من خواندن را حفظ کردم 276 صفحه از نوشتن ناقص و با پایان دادن است که تنها من را از تحریم بیشتر از ابتدا. هنگامی که دو شخصیت اصلی (جان و ساوانا) اعلامیه های عشق را پس از دانستن یکدیگر به مدت سه روز، تقریبا ناهار خود را از دست دادند. من مورمون و اگر شما همیشه وقت خود را در اطراف ما گذراندید، می دانید که بسیار کلیشه ای است برای ما که بعد از دانستن یکدیگر برای مدت کوتاهی مشغول به کار شوید، اما حتی من نمیتوانم معده جان و ساوانا را تصور کنم که بعد از شام سه بار یکدیگر را دوست داشته باشند! نه تنها این داستان هولناک بود، بلکه نوشتار نیز بخش بود. این دشوار بود و من احساس کردم این چیزی است که نویسنده در آخرین لحظه از آن استفاده می کند، دانستن این که بدون توجه به آنچه که در آن قرار داده، به خوبی فروش می کند. من نیز کاملا از آن متنفر هستم وقتی که واضح است که نویسنده دارای کلمه مورد علاقه جدیدی است که در اصطلاحنامه پیدا کرده است و در جمله ای مانند انگشت شلغم ظاهر می شود. پیش بینی، خسته کننده، و اتلاف وقت کامل. اگر می خواهید یک داستان عشق خوب برای فرار در، سعی کنید رفته با باد.

مشاهده لینک اصلی
تضمینی DICEMBRESi من کمی دیر است .. اما دیرتر از هرگز ^ _ ^ با تشکر از شما Tizi برای ساخت من این کتاب را خوانده، که به طور کامل ربوده و قلب من پاره شده است. Lho فقط به پایان رسید و من روشن نیست .. به خصوص من نمی فهمم چرا من هنوز گریه می کنم. 秧§ هیچ کلمه ای برای توصیف عشق که احساس می کنید وجود ندارد، شما به خوبی درک کرده اید، تا زمانی که قلب خود را با خواندن این صفحات منفجر کنید. به سادگی زیبا

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب جان عزیزم


 کتاب نامه ای از پکن
 کتاب ویکتوریا
 کتاب هر دو در نهایت می میرند
 کتاب آهنگ عشق
 کتاب سلام بر غم
 کتاب چون دوستت دارم